نهادی بین المللی زیر نظر سازمان ملل متحد می‌باشد که نظارت بر "تجارتِ گونه‌های وحشی گیاهی و جانوری" را در دنیا به عهده دارد.

سالانه میلیاردها دلار برای تجارت گونه‌های وحشیِ گیاهی و جانوری در سطح بین‌المللی تبادل می‌شود. این تجارت شامل شیوه‌های بسیار متنوعی از تجارتِ فرآورده‌های غذایی، چرم و محصولات دارویی گرفته تا آلات موسیقی، علوفه، الوار ساختمانی، صنایع دستی و محصولات جهانگردی می‌گردد. پیمانِ "سایتس" در روز سوم مارچ سال ۱۹۷۳ منعقد گشته‌ و از سال ۱۹۷۵ از شهر واشنگتن‌دی‌سی به طور رسمی کار خود را آغاز کرده است.

در حال حاضر مقر این سازمان در کشور سوییس می‌باشد و ۱۶۹ کشور در آن عضو هستند. کشورهای مختلف از سراسر دنیا با عضویت داوطلبانه در این سازمان به اجرای قوانین آن متعهد شده و برای حمایت از گونه‌های وحشیِ کمیاب و در معرض خطرِ گیاهی و جانوری هم‌پیمان می‌‌شوند.

ایران در سال ۱۹۷۶ در مقامِ سی‌اُم و جزو اولین کشور‌هایی بوده که به عضویت این سازمان در‌آمده و از آن زمان تاکنون در زمره‌ی بهترین و فعال‌ترینِ اعضا همواره به مقرراتِ سازمان سرسختانه متعهد بوده است.

هرگونه واردات و یا صادراتی که مربوط به یکی از گونه‌های گیاهی و یا جانوریِ مورد حمایت سایتس باشد منوط به تصویب و اجازه‌ی این سازمان است.

تمامی کشورهای عضو وظیفه دارند که یک یا چند مدیریت اجرایی را برای صدور پروانه و همچنین راهنماییِ افرادِ علاقمند به تجارت گونه‌های کمیاب گیاهی و جانوری، بگمارند.

در ایران سه سازمانِ حفاظت محیط زیست، وزارت کشاورزی و همچنین سازمانِ بین‌المللی تحقیقات ماهیان خاویاری با یکدیگر همکاری دارند و هر‌کدام مسوولیت بخشی از کار را عهده‌دار شده‌اند.

برای جلوگیری از سوء‌استفاده‌ی کشور‌های متخلّفی که با تجارت کنترل‌نشده و نامحدود، تنوع زیستی جهان را به‌خطر می‌اندازند باید تلاشی بین‌المللی صورت گیرد و سایتس چنین تعاونی را میان کشورهای عضو ممکن می‌سازد.

خیلی از کشورهای جهان هنوز به عضویت سایتس در‌نیامده‌اند و بعضی از آن‌ها نیز همچون لیبی، ایرلند، کویت، آلبانی، قطر، ایسلند و سوریه اخیراً به مقرراتِ این پیمان متعهد گشته‌اند؛ ولی کشور‌های عضو همیشه با همکاری یکدیگر موفق شده‌اند کشور‌هایی را که از مقررات مصوب سایتس تخلف کرده‌اند تحت فشار قرار داده و آن‌ها را مجبور به تغییر رویه‌ کنند تا دست از تجارت گونه‌های گیاهی و جانوریِ حمایت شده‌ بردارند و در برابرِ خواستِ دنیا تسلیم شوند.

کشور پهناور ایران با ۸/۱۶۴ میلیون هکتار مساحت و بر‌خورداری از طبیعت هزار رنگی شاملِ جنگل‌های انبوه، ماسه‌زارهای طلایی، رشته‌کوه‌های پر‌دامنه‌ی پیچ‌ در پیچِ، باتلاق‌های اسرار‌آمیزِ، دریاچه‌های نمک، مراتع سرسبز و حوضچه‌های چشمه‌های کوهستانی، زیستگاهِ گونه‌های گیاهی و جانوری بسیاری است که به‌تبعِ نمونه‌های جهانی، بدست آوردن آمار دقیقی از آن‌ها عملاً غیر ممکن است.

چرا که بشر با وجود تمامی موفقیت‌های بزرگی که در عرصه‌های علمی و پیشرفت‌های تکنولوژی عاید خود ساخته، هرگز مدعی تسلط بی‌چون چرا بر جهان خاکی نبوده و نیست.

اکتشاف و دستیابی به موقعیت‌های جدید و شناسایی گونه‌های زیستی ناشناخته توسط دانشمندان تأییدی بر این تفکر می‌باشد. صاحب‌نظران زیست محیطی تا دوازده هزار گونه‌ی گیاهی را در ایران تخمین زده‌اند که تا کنون در حدود بیش از نُه هزار گونه‌ی آن جمع‌آوری و نام‌گزاری شده‌است.

این رقم سبب گشته ایران به عنوان یکی از ده خاستگاه مهم گونه‌زایی گیاهی در جهان مطرح شود. گستره‌ی بی‌نظیر و شگفتی‌آفرینِ چهارپایان، حشرات و پرندگان ایرانی در اصل حاصل پوشش گیاهی وسیع و متنوع‌ای است که شامل موارد نادر و بی‌همتایی در دنیا می‌باشد.

کوچکترین پستاندار شناخته‌شده‌ی جهان مشهور به "حشره‌خوار کوتوله"در دشت گرگان زندگی می‌کند و بزرگترین پستاندار جهان، "وال آبی" که ۳۳ متر طول دارد و وزن آن به ۱۹۰ تُن می‌رسد در دریای عمان و خلیج فارس نیز دیده‌می‌شود.

ایران زیستگاه بیش از ۶۰ هزار گونه حشره است که برخی از انواع آن‌ها فقط مختص این سرزمین هستند و در هیچ جای دیگر جهان یافت نمی‌شوند. حدود ۵۰۲ گونه پرنده در ایران زاد و ولد و یا از راه ایران مهاجرت می‌کنند که بدلیل وجود برخی از زیستگاه‌های منحصر به فرد نظیر پارک ملی بوجاق‌ـ بندر کیانشهر هر روز گونه‌‌ی نادر جدیدی در این مناطق دیده‌می‌شود و بر غنای زیستی کشور می‌افزاید.

همه‌ی ما کمابیش بر اهمیت نژاد یوز‌پلنگ ایرانی، گوزن زرد و تمساحِ ایرانی‌(گاندو‌) و لزوم حفاظت و حمایت از آن‌ها برای حفظ نسل‌شان آگاه هستیم. تا‌کنون هشت گونه لاک‌پشت دریایی در آب‌های جهان شناخته‌شده ‌است که پنج گونه‌ی آن در آب‌های جنوبی کشور زندگی می‌کنند.

بهتر است بدانیم در جایی‌که برخی از دولت‌های خاور دور همچون چین و ژاپن مشکلات عدیده‌ای را به علّت تخلّف از قوانین مصوّبِ سايتس‌ ‌‌بوجود آورده‌اند و دست به شکار بی‌رویه‌ی موجودات حفاظت شده‌ی ارزشمندی همچون لاک‌پشت آبی و وال آلوده‌اند؛ هرگز تجاوزی اینچنینی از کشور ایران گزارش نگشته‌است.

در سال ۲۰۰۶ ایران به عنوان بزرگترين صادركننده‌ی خاويار جهان تنها کشوری بود که به پاس برنامه هاى ارزشمند درخصوص بازسازى و حفاظت از ذخاير ماهيان خاويارى و جلوگيرى از قاچاق و خرید و فروش غیر‌مجاز، بر اساس سهميه مصوب سايتس اجازه‌ی صدور رقمی در حدود ۵۰ تن خاويار دریای خزر را بدست آورد.

در جایی‌که تجارتِ گسترده و بی‌رویه‌ در کنار عوامل دیگری همچون از دست دادن مکان زندگی، اصلی‌ترین تهدید برای حفظ تنوع زیستی در دنیای امروز به‌ حساب می‌آید کشور ما همواره به مرام‌های انسانی و تعهدات اخلاقی در تجارت پایبند بوده‌است.

ولی متأسفانه افراد متجاوز به طبیعت و شکارچیان غیر مجاز، زیستگاه‌های ایران را با خطرات جدی روبرو گردانیده‌اند و مشکلات بسیاری را برای دولت بوجود آورده‌اند؛ اتفاقی که در دیگر کشور‌های جهان به ندرت شاهد آن خواهیم بود. حفظ طبیعت و توسعه‌ی پایدار در هیچ کشوری بدون همکاری و یاری آحاد مردم امکان‌پذیر نیست و وظیفه‌ی فردیِ همه‌ی ما در این خصوص کلیدی و بسیار حایز اهمیت می‌باشد.


موضوعات مرتبط: حفظ تنوع زیستی در ایران و زمینه‌های همکاری با CITE

تاريخ : چهارشنبه 1385/11/11 | 9:49 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

توسعه‌ی توریسم عشایری عشایر ایرانی اقوامی هستند که در گذر از قرن‌ها زندگی دسته‌جمعی، به شیوه‌ای زیبا و باور‌نکردنی ساختار فرهنگی و اجتماعیِ قبیله‌ایِِ خود را حفظ کرده و به عنوان دیدنی‌ترین جاذبه‌ی عصر تکنولوژی لقب یافته‌‌اند.

"توریسم عشایری" در ایران مبحث تازه‌ای‌ست که همچون هر پدیده‌ی جدید دیگری با حواشیِ بسیار همراه بوده و گفتگو‌های پر‌دامنه‌ای را در یکی دو سال اخیر سبب گشته ‌‌است.

توجه اساسی به این امر، در واقع ادامه‌ی تکمیلیِ سیاست‌های دولت در"طرح ساماندهی عشایر" می‌باشد که از مباحث اصلیِ برنامه‌ی چهارم توسعه است.

رسیدگی به مسایلِ عشایر به‌طور اخص بر عهده‌"سازمان امور عشایر" نهاده‌ شده‌ و این سازمان با در دست گرفتنِ کارهای خدماتی و عمرانی، وظیفه‌ زنده‌نگهداشتنِ فرهنگ غنیِ عشایر را به متولّی حقیقی‌ِ آن، یعنی"سازمان میراث فرهنگی و گردشگری" واگزار کرده‌‌است.

محور فعالیت‌های سازمان میراث فرهنگی در این بخش، توسعه‌ی توریسم عشایر است و کارشناسان سازمان امیدوار هستند به واسطه‌ی آن بتوانند علاوه بر معرفیِ ارزش‌ِ والا و تاریخِ فرهنگیِ کوچ‌، حال و هوای تازه‌ای نیز بر زندگی صادقانه و تحسین‌انگیزِ هموطنانِ کوچ‌نشین‌‌مان عطا کنند.

این سازمان تاکنون چندین جشنواره‌ و همایش را در این زمینه برگزار کرده و همچنین توانسته‌است نظرِ دیگر نهاد‌های مربوط و بخش خصوصی را جهتِ تقویّت زیر‌ساخت‌های ضروریِ جذب گردشگر در مناطق هدف، جلب نماید.

کلید طلایی

تنوع نژادی، گویش‌های متفاوت، جشن‌ها و بازی‌های محلی، مراسم آیینی، رقص، غذاهای لذیذ، مشاغل سنّتی، پوشش‌های رنگارنگ همه و همه تجلّیِ ‌ فرهنگ چند هزار ساله‌ی ایرانی‌ست که چنین توان بالقوه‌ای را برای کشورِ ما به ارمغان آورده‌است.

بنابر‌این حق است اگر‌ بخواهیم با توجه به داشته‌های‌مان قدم‌های بزرگ‌تری را در عرصه‌ی صنعت جهانی گردشگری برداریم و سهم شایسته‌‌تری را به خود اختصاص دهیم.

در مباحثِ گردشگری جذابیت‌های منحصر به‌فردی که در صحنه‌ی رقابت‌های بین‌المللی  تکرار ‌نشدنی می‌باشند، برگ برنده‌ی کشور‌های رقیب محسوب می‌شوند و از این منظر، "توریسم عشایری" می‌تواند همان کلیدِ طلاییِ گمشده‌ی رونقِ بازار گردشگری ایران باشد. ایران مجموعه‌ی شگفتی از جاذبه‌های یگانه‌ی اجتماعی را در اختیار دارد.

این جاذبه‌ها شورِ سفری هیجان‌انگیز را برای بسیاری از فرهنگ‌دوستان، طبیعت‌گردان، محققان اجتماعی، ورزشکاران و همچنین برای همه‌ی کسانی که به هر نحوی خواهانِ گذراندن تعطیلاتی خاطره انگیز در کشوری متفاوت می‌باشند را زنده‌می‌کند.

اقوام ایرانی پیکره‌ی خیالیِ هزار رنگی هستند که در نهایت همه یک رنگ دارند؛ رنگ ایرانی دارند و به پرچمِ سرخ و سفید و سبز موطن خود عشق می‌ورزند.

از آن‌ها بیاموزیم

ایران غایتِ والای تفکری فردایی‌ست که دنیای ما را جهانی سراسر وحدت در نهایتِ کثرت به تصویر می‌کشد.عشایر در تمدن ایران‌زمین سهمی افتخار‌آمیز دارند، آن‌ها را به صحنه بیآوریم و از تجربیاتِ چند هزار ساله‌ی زندگی‌شان در سفر‌، برای بهبود صنعت گردشگریِ کشور بهره‌مند شویم.

از آن‌ها بیاموزیم که چگونه سبک سفر کنیم و همواره در تعاملی سازنده ظرفیت‌های موجود در طبیعت را کشف کرده و آنان را در زندگی روزمره‌مان بکار بگیریم. از طبیعت سرد و گرم چشیده‌شان صبر بیاموزیم و لذّت واقعیِ سفر را در پویشی پایدار برای شناخت ناشناخته‌ها جستجو کنیم.

در دنیای شتاب‌زده‌ی امروزی زندگی هموطنان کوچ‌نشینِ ما همچون تمامی مظاهر بشری دستخوش تحولی غیر‌قابل انکار است. آن‌ها نیز به نوبه‌ی خود سهمی از این دیگرگونی خواهند برد و ممکن است نسل آینده‌ی عشایر شیوه‌ی معیشتیِ متفاوتی را از آن‌چه ما امروز شاهد‌ش هستیم برای خود انتخاب ‌کنند.

دور از انصاف است اگر این را همچون تزریق تکنولوژی به زندگی ساده‌ و بی‌تکلّف ایلیاتی تلقی کنیم و آن‌ها را همچون میراثی فرهنگی در نظر آوریم که مجاز به انجام هیچ دخل و تصرّفی در ساختارِ زندگی شخصی خود نمی‌باشند.

حفظ فرهنگ کوچ

بنیان فرهنگی ایل به واسطه‌ی پویایی و حیاتِ زنده‌‌اش چنین ابهتی یافته‌است و عزلت دادن ایلیاتی راه حفظ فرهنگ کوچ نیست. در دنیای پر‌ هیاهویی که ممکن است با‌ارزشمند‌ترین میراث‌های بشری در غوغای زمانه گم شوند باید از راه و روش درستی برای حفظ پیشینه‌ی افتخار‌آمیز خود استفاده کنیم.

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با تعهدی که در قبال حفظ و حراست از فرهنگ این مرز و بوم بر عهده‌ دارد برای انجامِ این مهم، راهِ توسعه‌ی توریسم عشایری را برگزیده‌است. تنها شیوه‌ی معقول و کارآمدِ حفظ فرهنگ غنیِ عشایری عرضه‌ی این فرهنگ و تبادل آن با دنیای خارج است.

تعدد فرهنگ‌ها همواره عامل اصلى گفت و شنود بوده‌است و این سازمان سعی دارد با برگزاری جشنواره‌های کوچ، نمایشگاه‌های صنایع دستی و فروشگاه‌های فرآورده‌های غذایی، مسابقات ورزشی ایلیاتی، جشنواره‌های رقص و موسیقی سنّتی، برپایی موزه و همچنین احداث اقامتگاه‌های گردشگری در مراتع سرسبزِ ییلاقی زمینه‌های این گفتگو را فراهم آورد.

با تداوم چنین حرکت‌هایی بر‌پایه‌ی برنامه‌ریزی‌های صحیح و زمان‌بندی‌شده می‌توانیم در آینده‌ای نه چندان دور به حضور چشمگیر هموطنان کوچ‌نشین‌مان در بزرگترین و معتبر‌ترین جشنواره‌های هنری و فرهنگی جهان بیش از پیش افتخار کنیم و کشور ایران را با طبیعت چهارفصل و اقوامِ گوناگون‌اش در قالبِ یک قابِ واحدِ زیبا در اذهان جهانیان جاودانی گردانیم.


موضوعات مرتبط: توسعه‌ توریسم عشایری

تاريخ : چهارشنبه 1385/11/11 | 9:40 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

There are dozens of ways to organize a visit to the United States—you can tour its major cities, hike the national parks, or sightsee the famous monuments. In this essay, Dr. John Hasse suggests a more unique way: explore America by touring its many and varied musical shrines which can be found in every region of the country.

Musical giant and Artistic Director of Jazz at Lincoln Center,  Wynton Marsalis, performs on his trumpet. AP/WWP Photo by Jennifer Szymaszek
Musical giant and Artistic Director of Jazz at Lincoln Center, Wynton Marsalis, performs on his trumpet.
AP/WWP Photo by Jennifer Szymaszek

Even people who have never visited the United States are familiar with its music. During its nearly 230 years as a nation, this country has developed an enormous amount of original music that is astonishing in its variety, vitality, creativity, and artistic accomplishment. Running the gamut from the humblest banjo tunes and down-home dances to the haunting blues of Robert Johnson and the brilliant jazz cadenzas of Charlie Parker, American music is one of the most important contributions the United States has made to world culture.

Arguably, no nation in history has created such a wealth of vibrant and influential musical styles as has the United States. American music reflects the energy, diversity, spirit, and creativity of its people. You don't have to understand English to feel the power of Aretha Franklin, the plaintiveness of Hank Williams, the joie de vivre of Louis Armstrong, the directness of Johnny Cash, the virtuosity of Ella Fitzgerald, or the energy of Elvis Presley.

These musicians and their musical genres are available to people around the world via recordings, downloads, Internet radio, Voice of America broadcasts, and television and video. But to really appreciate and understand them, there is nothing like visiting the places where they were born, and where their musical creations evolved and are preserved.

This article offers visitors a unique tour of the United States by surveying music museums and shrines across the country. Other musical traditions brought here by more recent immigrants—such as salsa and mariachi—and other new U.S. styles, including grunge, rap, and hip-hop, have yet to be associated with dedicated museums or historical landmarks. They are, though, easy to find in nightclubs and festivals, or by searching the World Wide Web. Nightclubs come and go at a dizzying pace, and new festivals pop up all the time, so the emphasis here is on those locations that are likely to be around in the years ahead.

Jazz. Jazz is the most consequential, influential, and innovative music to emerge from the United States, and New Orleans, Louisiana is widely known as the birthplace of jazz. No city, except perhaps for New York City, has received more visiting jazz aficionados than New Orleans. In the wake of the devastating blow to the "Crescent City" by Hurricane Katrina on August 29, 2005, unfortunately, international jazz enthusiasts may need to remain alert to news reports concerning the rebuilding of New Orleans.

New Orleans residents and jazz devotees worldwide eagerly await the reopening of the French Quarter and Preservation Hall [http://www.preservationhall.com], a bare-bones pair of wooden rooms that has served since 1961 as a shrine of sorts to the traditional New Orleans sound. Other New Orleans treasures that will be revived include the Louisiana State Museum's exhibition on jazz [http://lsm.crt.state.la.us/site/], complete with the musical instruments of Louis Armstrong, Bix Beiderbecke and other early jazz masters, and the New Orleans Jazz National Historical Park Visitor Center [http://www.nps.gov/jazz], which will once again offer self-guided walking tours and other information from its North Peters Street location.

Blues guitarist W.C. Clark enjoys performing.
Blues guitarist W.C. Clark enjoys performing.
AP/WWP Photo by Amanda Bicknell

In the 1920s and 1930s, Kansas City, Missouri was a hotbed of jazz—Count Basie, Charlie Parker, Mary Lou Williams, and other greats performed there. You can get a sense of the music by visiting the old jazz district around 18th and Vine Streets, where you'll find the American Jazz Museum [http://www.americanjazzmuseum.com] and the historic Gem Theater.

In New York City, jazz from all periods can be heard in the city's many historic nightclubs, including the Village Vanguard [http://www.villagevanguard.net/frames.htm], the Blue Note [http://www.bluenote.net], and Birdland [http://www.birdlandjazz.com]. Harlem's Apollo Theater [http://www.apollotheater.com] has seen many great jazz artists, as has Carnegie Hall [http://www.carnegiehall.org] located at 57th Street and 7th Avenue. The city's newest jazz shrine is Jazz at Lincoln Center [http://www.jazzatlincolncenter.org], a $130-million facility, opened in October 2004, featuring a 1,200-seat concert hall, another 400-seat hall with breathtaking views overlooking Central Park, and a 140-seat nightclub, Dizzy's Club Coca-Cola.

In the Queens borough of New York City stands the home of, to my mind, the most influential U.S. jazz musician, Louis "Satchmo" Armstrong (1901-71). The Louis Armstrong House [http://www.satchmo.net] offers tours and a small gift shop.

Ragtime. This syncopated, quintessentially piano music is one of the roots of jazz. A small display of artifacts from Scott Joplin, "The King of Ragtime Writers," is at the State Fair Community College in Sedalia, Missouri—the town where Joplin composed his famous Maple Leaf Rag. Sedalia hosts the annual Scott Joplin Ragtime Festival. In much larger St. Louis, you can visit one of Joplin's homes, the Scott Joplin House State Historic Site [http://www.mostateparks.com/scottjoplin.htm].

Blues. The twelve-bar blues is arguably the only musical form created wholly in the United States; and the state of Mississippi is often considered the birthplace of the blues. Certainly the state produced many leading blues musicians, including Charley Patton, Robert Johnson, Howlin' Wolf, Muddy Waters, and B.B. King. Most came out of the broad floodplain known as the Mississippi Delta, which runs 200 miles along the Mississippi River from Memphis, Tennessee south to Vicksburg, Mississippi. This part of Mississippi boasts three modest blues museums: the Delta Blues Museum [http://www.deltabluesmuseum.org] in Clarksdale, the Blues & Legends Hall of Fame Museum [http://www.bluesmuseum.org] in Robinsonville, and the Highway 61 Blues Museum located [http://www.highway61blues.com] in Leland.

Highway 61 is a kind of blues highway, the road traveled by blues musicians heading north to Memphis, Tennessee. In Memphis, there is a statue of W.C. Handy, composer of "St. Louis Blues" and "Memphis Blues," on famed Beale Street [http://www.bealestreet.com] as well as a B.B. King's Blues Club [http://www.bbkingclubs.com].

Bluegrass Music. Bluegrass music—syncopated string-band music from the rural hills and "hollers" (hollows or valleys) of the eastern U.S. Appalachian mountain range—has found a growing audience among city-dwellers. You can visit the International Bluegrass Music Museum [http://www.bluegrass-museum.org] in Owensboro, Kentucky and the smaller Bill Monroe's Bluegrass Hall of Fame [http://www.beanblossom.com] in Bean Blossom, Indiana. A newly-designated driving route, the Crooked Road: Virginia's Music Heritage Trail [http://www.thecrookedroad.org], is a 250-mile route in scenic southwestern Virginia that connects such sites as the Ralph Stanley Museum, the Carter Family Fold, the Blue Ridge Music Center, and the Birthplace of Country Music Museum.

Little Jimmy Dickens is a tradition at the Grand Ole Opry. AP/WWP Photo by John Russell
Little Jimmy Dickens is a tradition at the Grand Ole Opry. AP/WWP Photo by John Russell

Country Music. Long the epicenter of country music, Nashville, Tennessee boasts the Grand Ole Opry [http://www.opry.com], home of the world's longest-running live radio broadcast, with performances highlighting the diversity of country music every Friday and Saturday night, and the impressive Country Music Hall of Fame [http://www.countrymusichalloffame.com]. Its permanent exhibit, Sing Me Back Home: A Journey Through Country Music, draws from a rich collection of costumes, memorabilia, instruments, photographs, manuscripts, and other objects to tell the story of country music.

Nearby are Historic RCA Studio B, where Elvis Presley, Chet Atkins, and other stars recorded, and Hatch Show Print, one of the oldest letterpress print shops in America whose posters have featured many of country music's top performers. In Nashville, you can also see Ryman Auditorium [http://www.ryman.com], former home to the Grand Ole Opry, as well as many night spots, such as the Bluebird Café [http://www.bluebirdcafe.com], one of the nation's leading venues for up-and-coming songwriters. In Meridian, Mississippi, the Jimmie Rogers Museum [http://www.jimmierodgers.com] pays tribute to one of country music's founding figures.

Elvis Presley performs in 1973.
Elvis Presley performs in 1973.
AP/WWP Photo

Rock, Rhythm & Blues, and Soul. Rock 'n' roll music shook up the nation and the world, and more than 50 years after emerging, it continues to fascinate and animate hundreds of millions of listeners around the globe. Memphis, Tennessee, is home to Elvis Presley's kitschy but interesting home known as Graceland [http://www.elvis.com], the Sun Studio [http://www.sunstudio.com] where Elvis made his first recordings (and many other famous musicians have subsequently recorded), the Stax Museum of American Soul [http://www.staxmuseum.com] which covers Stax, Hi, and Atlantic Records, and the Memphis and Muscle Shoals sounds.

The Memphis Rock and Soul Museum features a superb Smithsonian exhibition tying together the story of Memphis from the 1920s to the 1980s with blues, rock, and soul—from W. C. Handy through Elvis and Booker T. and the MGs [http://www.memphisrocknsoul.org].

Detroit, Michigan offers the Motown Historical Museum [http://www.motownmuseum.com] with memorabilia from the Supremes, Temptations, Stevie Wonder, Marvin Gaye, Aretha Franklin and other soul singers who recorded for Motown Records.

If you're a big Buddy Holly fan, you might trek to the Buddy Holly Center [http://www.buddyhollycenter.org] in Lubbock, Texas.

The formidable Rock 'n' Roll Hall of Fame [http://www.rockhall.com] in Cleveland, Ohio fills a stunning building designed by renowned architect I.M. Pei with hundreds of rock and roll artifacts and audio-visual samples. In Seattle, Washington, The Experience Music Project in the Frank Gehry-designed building [http://www.emplive.org] is a unique, interactive museum, which focuses on popular music and rock.

Emmylou Harris sings at the Newport Folk Festival.
Emmylou Harris sings at the Newport Folk Festival.
AP/WWP Photo by Edward Stapel

Folk Music. Most nations have their own indigenous music—in Europe and the United States it is often categorized as "folk music." Folk music is passed along from one person to the next via oral or aural tradition, i.e., it is taught by ear rather than through written music. Typically the origin of the songs and instrumentals is shrouded in mystery and many different variants (or versions) of each piece exist, honed through the ears, voices, fingers, and sensibilities of many different performers. The easiest way to find live folk music is at one of the many folk music festivals held throughout the United States. The biggest is the annual Smithsonian Folklife Festival [http://www.folklife.si.edu] held every June and July on the National Mall in Washington, D.C. The 40th annual festival will be held in 2006.

Latino Music. Of course, the United States is a "New World" country of immigrants and each new ethnic group that arrives brings its own musical traditions which, in turn, continue to inevitably change and evolve as they take root in their non-native soil. Hispanics now account for the largest minority group in the United States, and they practice many musical traditions.

Played by ensembles of trumpet, violin, guitar, vihuela, and guitarrَn, Mexican mariachi music can be heard in many venues in the American Southwest; the closest thing to a mariachi shrine is La Fonda de Los Camperos, a restaurant at 2501 Wilshire Boulevard in Los Angeles, which in 1969 pioneered in creating mariachi dinner theater. Bandleader-violinist Nati Cano has been honored with the U.S. government's highest award in folk and traditional arts, and his idea of mariachi dinner theater has spread to Tucson, Arizona; Santa Fe, New Mexico; San Antonio, Texas; and other cities.

The Rock and Roll Hall of Fame is located in Cleveland, Ohio.
The Rock and Roll Hall of Fame is located in Cleveland, Ohio.
AP/WWP Photo by Reed Saxon

The vibrant dance music called salsa, which was brought to New York City by Cuban and Puerto Rican émigrés, can be heard and danced to in nightclubs of New York, Miami and other cosmopolitan cities. A museum exhibition called ،Azْcar! The Life and Music of Celia Cruz, featuring the Queen of Salsa who spent the majority of her career in the United States, has been mounted at the Smithsonian Institution's National Museum of American History in Washington, D.C. It will be on display through October 31, 2005. An on-line exhibition may viewed at http://www.americanhistory.si.edu/celiacruz/.

Cajun Music. The Prairie Acadian Cultural Center in Eunice, Louisiana (about a three-hour drive west of New Orleans) tells the story of the Acadian, or Cajun, peoples —who emigrated here after being evicted from Canada in the 1750s—and their distinctive Francophone music and culture [http://www.nps.gov/jela/pphtml/facilities.html].

The nearby Liberty Theater is home to a two-hour live radio program, Rendez-vous des Cajuns, featuring Cajun and zydeco bands, single musical acts, and Cajun humorists every Saturday night. Eunice is also home to the Cajun Music Hall of Fame [http://www.cajunfrenchmusic.org], and the Louisiana State University at Eunice maintains a web site devoted to contemporary Creole, zydeco, and Cajun musicians [http://www.nps.gov/jela/Prairieacadianculturalcenter.htm].

Show Tunes and Classical Music. No tour of music in the United States would be complete without mentioning two other great offerings: show tunes and classical music. Although the latter originated in Europe, native composers such as Aaron Copland and Leonard Bernstein brought an exuberant American style to the classical genre. The Lincoln Center [http://www.lincolncenter.org/index2.asp] and historic Carnegie Hall in New York City [http://www.carnegiehall.org/jsps/intro.jsp] are the best-known venues for classical offerings, although excellent performances by some symphony orchestras can be found throughout the country [http://www.findaconcert.com/]

For show tunes enthusiasts, Broadway is America's shrine to live theater. Broadway is the name of one of New York City's most famous streets. It also refers to the entire 12-block area around it, known as "The Great White Way" of theater lights. In the United States, revivals of Broadway musicals appear throughout the year at regional theaters.

Musical Instruments. New York City's Metropolitan Museum of Art [http://www.metmuseum.org/Works_of_Art/department.asp?dep=18] exhibits rare musical instruments as works of art. The Smithsonian's National Museum of American History in Washington, D.C. displays rare decorated Stradivarius stringed instruments, pianos, harpsichords, and guitars, and has, as well, exhibits devoted to jazz legends Ella Fitzgerald and Duke Ellington.

In Carlsbad, California—not far from San Diego —the Museum of Making Music [http://www.museumofmakingmusic.org] displays over 500 instruments and interactive audio and video samples. The Fender Museum of Music and Arts [http://www.fendermuseum.com] in the Los Angeles suburb of Corona, California has an exhibition on 50 years of Fender guitar history.

In the Great Plains town of Vermillion, South Dakota, the National Music Museum [http://www.usd.edu/smm] displays 750 musical instruments.

No matter where you go in the United States, you'll find Americans in love with "their" music—be it jazz, blues, country-western, rock and roll, or any of its other myriad forms—and happy to share it with visitors. It's a fun and informative way to tour every region of the U.S.A.

RECOMMENDED READING

Bird, Christiane. The Da Capo Jazz and Blues Lover's Guide to the U.S. 3rd Ed. New York: Da Capo Press, 2001.
Cheseborough, Steve. Blues Traveling: The Holy Sites of Delta Blues. 2nd Ed. Jackson: University Press of Mississippi, 2004.
Clynes, Tom. Music Festivals from Bach to Blues: A Traveler's Guide. Canton, MI: Visible Ink Press, 1996.
Dollar, Steve. Jazz Guide: New York City. New York: The Little Bookroom, 2003.
Fussell, Fred C. Blue Ridge Music Trails. Chapel Hill and London: University of North Carolina Press, 2003.
Knight, Richard. The Blues Highway: New Orleans to Chicago: A Travel and Music Guide. Hindhead, Surrey, UK: Trailblazer Publications, 2003.
Millard, Bob. Music City USA: The Country Music Lover's Travel Guide to Nashville and Tennessee. New York: Perennial, 1993.
Unterberger, Richie. Music USA: The Rough Guide. London: The Rough Guides, 1999.

John Edward Hasse
John Edward Hasse

John Edward Hasse, Ph.D., is a music historian, pianist, and award-winning author and record producer. He serves as Curator of American Music at the Smithsonian Institution's National Museum of American History, where he founded the Smithsonian Jazz Masterworks Orchestra and the international Jazz Appreciation Month. He is the author of Beyond Category: The Life and Genius of Duke Ellington, the editor of Jazz: The First Century, and the producer-author of the book and three-disc set The Classic Hoagy Carmichael, for which he earned two Grammy Award nominations. He lectures widely about American music throughout the United States and other parts of the world.

See You in the U.S.A.


موضوعات مرتبط: A Musical Tour Of America

تاريخ : پنجشنبه 1385/11/05 | 10:19 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

در سال 2006، ايالات متحده جزء بالاترين مقاصد سفر برای مسافران خارجی بوده است

واشنگتن- براساس برآورد وزارت بازرگانی ایالات متحده ، بیش از پنجاه و چهار میلیون گردشگربین المللی قصد دارند طی سال 2007 از ایالات متحده دیدار کنند و صد و سیزده میلیاردلار نیز هزینه خواهند کرد. به نظر می رسد که صنعت گردشگری ایالات متحده در پی سپتامبر سال 2001 به طور نسبی پیشرفت کرده است؛ سپتامبر سال 2001 و حمله تروریستی به نیویورک و واشنگتن سبب افول شدید رونق این صنعت شده بود



این سخنان سخنگوی سازمان تجارت بین المللی آمریکا، مت براود است .
وی افزود:"ایالات متحده برای گردشگران خارجی مقصد اصلی سفروگردش است."
وزارت بازرگانی آمریکا انتظار دارد که رکورد شمار گردشگران خارجی که ازجای جای جهان به آمریکا می آیند در سال 2006 در قیاس با این تعداد در سال 2000بیشتر شود.درسال 2000 بیش از پنجاه و یک میلیون و دویست هزار توریست از آمریکا دیدن کرده بودند.
آنا ام. گوئوارا که مدیر کل امور خدمات بازرگانی در وزارت بازرگانی آمریکاست،طی یک کنفرانس مطبوعاتی که درروز هجدهم اکتبر برگزارشد،گفت :"یک اقتصاد قوی جهانی مسلماً میزان دیدار ازاین کشور را در آینده افزایش خواهدداد."
برآوردشده است که تاسال 2010 شمار گردشگران به شصت و سه میلیون نفر می رسد که به نسبت پنج سال اخیر رشدی بیست و هشت درصدی خواهد داشت و میزان پولی که آنان خرج خواهند کرد به صد و سی و پنج میلیارد دلار می رسد.این مبلغ شامل میزان هزینه ای نیز می شود که توریستها صرف خوردن غذا در رستوران ، اقامت در هتل ، اجاره اتومبیل ،سرگرمی و خرید سوغات ویادگاری می کنند.براود می گوید:
"گردشگران خارجی همیشه مورد استقبال و خوشامد ما قرار می گیرند."
طی نشستی پیرامون توریسم در ماه آوریل،کاندالیزا رایس ، وزیر امورخارجه آمریکا گفت که ایالات متحده در تلاش است تا شرایط صدور روادید راتسهیل کند.
مدیر کل امور روادید این وزارت خانه تونی ادسون نیز خاطرنشان کرد :" ما بیشترین تلاش ممکن را با هدف حفظ آمریکا در جایگاهی که میهمانان را گرامی می دارد و به آنها خوش آمد می گوید،به کار می بندیم و این درحالی است که می کوشیم تا امنیت مرزهایمان را نیز به بهترین شکل ممکن حفظ کنیم."آقای ادسون این سخنان را طی وب چت وزارت خارجه در ماه سپتامبر ایراد کرد.
کانادا و مکزیک بیشترین گردشگران را به ایالات متحده می فرستند و وزارت بازرگانی رشدی بیست و هشت درصدی را از کانادا و سی درصدی را از مکزیک متوقع است .این رشد ، افزایش شمار توریستهایی است که از این دو کشور از سال 2005 تا سال 2010 به آمریکا رهسپار خواهند شد.آقای براود می گوید که طی چهار سال اخیر مکزیک رکورد شمار گردشگر و میزان خرج کردن پول طی سفر را در آمریکا شکسته است.
وزارت بازرگانی تخمین می زند که گردشگرانی که از ژاپن به آمریکا می آیند،تاسال 2010 به پنج میلیون تن برسند که در قیاس با سال 2005 رشدی بیست و نه درصدی خواهد داشت.انتظار می رود که تعداد مسافران از کشورهای برزیل ، شیلی وونزوئلا نیزدر سال 2010درمقایسه با سال 2005 افزایشی چشمگیر داشته باشد.



موضوعات مرتبط: ایالات متحده بزرگترین مقصد سفر

تاريخ : پنجشنبه 1385/11/05 | 10:12 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

The millions of tourists who come to the United States each year soon discover that the United States is a large country and that many of its famous attractions are thousands of miles apart. It is just not possible to see everything on a single, or even a series of visits. So planning ahead is essential.

Although the government does not maintain a national tourism bureau, the Travel Industry Association of America [http://www.seeamerica.org] and each of the states offer extensive information on things to see and do [http://www.statelocalgov.net/50states-tourism.cfm]. Travel agencies, automobile clubs, hotels, and other businesses also provide tourist information and can be located on the Internet.

How Far is it to...?

Map of USA
The United States is a large country. When planning your trip, be sure to take into account the distances between many of the most popular U.S. attractions. This map shows the straight distance in kilometers between several major cities; driving routes can be quite a bit longer.

Click here for a larger image of the map.

There are many ways to organize a vacation: you might settle on a single city and the area around it—such as Miami, Florida or San Francisco, California, or a particular region of the country—such as New England or the Great Lakes of the upper Midwest, or a particular sight—such as Grand Teton National Park in Wyoming or the Ozark National Scenic Riverways in Missouri.

In the next two essays, we supply some additional organizing suggestions: pianist and award-winning music historian Dr. John Edward Hasse proposes a trip arranged around America's musical heritage; this is followed by a photo-story of other tourist possibilities such as fairs, farms, and vineyards, historical reenactments, enjoyable U.S. eccentricities, and sporting events.

The United States is diverse in its people and its geography, offering something for everyone.

Whatever your preferences, we're sure you'll find something of interest. Wherever you go, you will find people of openness, generosity, and warm hospitality.


موضوعات مرتبط: Something for Everyone

تاريخ : پنجشنبه 1385/11/05 | 10:5 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

کشوری برای هر سلیقه ای

میلیونها توریستی که هر ساله به ایالات متحده می آیند بلافاصله درمی یابند ایالات متحده کشور پهناوری است و مکانهای توریستی و دیدنی بیشمار این کشور هزاران کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند. غیرممکن است بتوان از تمام این مکانها در طول یک سفر، حتی چندین سفر، دیدن کرد. بنابراین، برنامه ریزی پیش از آغاز سفر ضروری است.




با اینکه، دولت آمریکا سازمان رسمی ای به نام سازمان توریسم ندارد، انجمن صنعت توریسم آمریکا (http://www.seeamerica.org) و هر یک از ایالتها اطلاعات وسیعی درباره مکانهای دیدنی و فعالیتهای جالب توجه در اختیار مسافرین قرار می دهند (http://statelocalgov.net/50statestourism.cfm). آژانسهای مسافرتی، شرکتهای کرایه اتومبیل، هتلها، و دیگر شرکتها نیز اطلاعات مربوط به توریسم را در اختیار مسافرین قرار می دهند و می توان سایت آنها را در اینترنت یافت.

چقدر تا ... فاصله است؟



ایالات متحده کشور بزرگی است. وقتی برای سفرتان برنامه ریزی می کنید، حتما فواصل بین معروفترین مکانهای دیدنی ایالات متحده را در نظر بگیرید. این نقشه فاصله مستقیم بین چندین شهر اصلی را به کیلومتر نشان می دهد؛ در نظر داشته باشید مسیر رانندگی بین این مکانها خیلی بیشتر از ارقام ذکر شده است.



برای دیدن تصویر بزرگتر نقشه روی این محل کلیک کنید.

راههای زیادی برای برنامه ریزی یک مسافرت وجود دارد: می توانید در یک شهر و ناحیه اطراف آن مستقر شوید – مانند میامی، فلوریدا، یا سانفرانسیسکو، کالیفرنیا – یا در یک منطقه بخصوص در کشور – مانند نیوانگند یا دریاچه های بزرگ در منطقه میدوست شمالی – یا در یک محل بخصوص – مانند پارک ملی گراند تتون در وایومینگ یا اوزارک نشنال سینیک ریورویز در میسوری.

در دو مقاله بعدی، پیشنهادات دیگری نیز برای برنامه ریزی سفرتان ارائه خواهیم کرد: دکتر جان ادوارد هاس، نوازنده پیانو و موسیقیدان بسیار مشهور سفری بر اساس میراث موسیقیایی آمریکا پیشنهاد می کند؛ و به دنبال آن مقاله ای خواهد آمد همراه با تصاویری از دیگر فعالیتهای توریستی مانند دیدار از فستیوالها، مزارع و تاکستانها، و بازآفرینی وقایع تاریخی، همچنین کارهای عجیب غریب و لذت بخش در ایالات متحده، و رویدادهای ورزشی.

ایالات متحده، هم از لحاظ جغرافیا و هم از لحاظ جمعیت، کشوری متنوع است؛ به همین خاطر، حتما چیز جالبی برای هر نوع سلیقه ای در آنجا پیدا خواهد شد.

سلیقه تان هر چه که باشد، مطمئن هستیم چیزی جالب توجه پیدا می کنید. هر جا بروید، با مردمانی بسیار خونگرم، مهمان نواز و دست و دلباز مواجه خواهید شد.



موضوعات مرتبط: کشوری برای هر سلیقه ای

تاريخ : پنجشنبه 1385/11/05 | 10:3 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

پوشش گياهی دامنه های دنا

در ميان چمنزارهای کوهپايه ای دنا ، در مسير رودخانه ها و چشمه های فراوان ، وجود سرو کوهی و گلهای شقايق علفی ، زنبق ، نرگس و لاله نمايش دهنده زيبايی و شگفتی طبيعت وحشی است. ديدار لاله واژگون يا گل اشک ، ديدار زيبائی خاص اين منطقه است. به دليل واژگون بودن جام لاله ، با جمع شدن شبنم و ژاله ، قطرات آب سحرگاهان از گل همانند اشک می چکند و وجود آنها در فروردين و ارديبهشت ، دررشته کوههای اين منطقه به راستی مجذوب کننده است.

مجتمع ويلايي ياسوج

اين مجتمع با چشم اندازي زيبا مشرف بر شهر است و داراي 40 سوئيت و 80 تخت و همچنين چايخانه سنتي،رستوران و زمين بازي ،پذيراي مهمانان بيشماري از سراسر ايران اسلامي است.

باغ چشمه بلقيس

اين باغ در شهرستان كهگيلويه و بويراحمد و در شهر چرام واقع شده است. و يكي از مهمترين جاذبه هاي توريستي منطقه مي باشد. زمين حاصلخيز منطقه باعث شده كه هر نوع درخت در اين باغ پرورش يابد و باغ داراي چندين چشمه مي باشد كه از دهانه شمالي به باغ مي ريزد و آب چشمه ها و جويبارهاي مشبكي كه با اصول معماري قابل توجهي تراس بندي شده اند به استخر زيبايي سراريز مي شوند.

                                                  

هتل پارسيان

اين هتل چهار ستاره در ابتداي ورودي شهر واقع شده است كه با 55 اتاق و 110 تخت و فضاي مناسب و كافي همه ساله ميزبان تعداد زيادي از گردشگران داخلي و خارجي مي باشد.

پيست اسكي دنا

اين پيست در يكي از مناطق بكر كوهستاني ياسوج جنب منطقه آب نهر كاكان به فاصله 18 كيلومتري شهر ياسوج واقع شده است كه طول اين پيست 600 متر و عرض آن 1500 و همچنين داراي خوابگاه و رستوران است و بهترين و جالبترين تفريح در فصل زمستان براي خانواده ها به شمار مي آيد.

آبشار ياسوج

اين آبشار كه ارتفاع آن تقريبا به طول 10 متر و در 2 كيلومتري شهر ياسوج واقع مي باشد يكي از مهمترين جاذبه هاي طبيعي و توريستي استان است كه همه ساله در فصل بهار و بخصوص تابستان پذيراي مهمانان و مسافران زيادي از اقصي نقاط ايران اسلامي مي باشد و از صفا و طراوت باغها وگلهاي معطر اطراف آن و همچنين آب و هواي طبيعي و سالم آن لذت مي برند. در كنار آن پارك جنگلي آبشار با امكانات اقامتي پذيراي مهمانان عزيز مي باشد.

منطقه حفاظت شده دنا

يكي از زيباترين عناصر طبيعي استان كهگيلويه و بويراحمد منطقه حفاظت شده دنا مي باشد. كه داراي موزه اي بزرگ از تنوع گياهان و جانوران و پديده هاي طبيعي است. اين منطقه كاملا كوهستاني است اختلاف ارتفاع بالغ بر 3000 متر مي باشد قله داراي ديوارهاي عظيم و دره هاي عميق مي باشد. اين قله داراي ذخاير آب فراوان و سرچشمه هاي بسياري از رودخانه هاي جنوب ايران است. و علاوه بر آن منطقه از نظر تنوع گونه هاي گياهي،خوراكي ،تزئيني بسيار غني و با ارزش مي باشد. حيات وحش دنا در واقع سيماي تنوع جانوري زاگرس مي باشد. انواع خرس،پلنگ،كبك و پرندگان ناياب در اين منطقه قرار دارند. بنا به دلايل اقليمي و پديده هاي بارز زمين شناختي، مورد توجه پژوهشگران زيست شناسي و زمين شناسي است. اين منطقه همچنين از نظر ورزشهاي تابستاني با اهميت و قابل توجه است

صنايع دستي و سوغات محلي

استان داراي صنايع دستي و سوغاتي هاي فراوان مي باشد كه مهمترين آنها عبارتند از : قالي، قاليچه، جاجيم،گبه،نمد،سياه چادر،حور،گردو،عسل،روغن محلي،وكشك و سيب و انگور

برگرفته از سایت استانداری کهکیلویه و بویراحمد


موضوعات مرتبط: مکان های توریستی کهکیلویه و بویراحمد

تاريخ : پنجشنبه 1385/11/05 | 9:45 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

              مدتهاست سوالی در ذهن دارم . همواره از خود پرسیده ام با وجود تمام محدودیتهای موجود در کشور در زمینه گردشگری مثل : اقتصاد متلاطم - صنعت حمل و نقل ضعیف - استفاده نکردن از دانش و تجربه متخصصین - و ...

چگونه می توان جذب توریست کرد ؟

  لطفا نظرا تتان را در بخش نظرخواهی یا پست الکترونیک و یا از طریق تلفن با سفر ایرانی در میان بگذارید .

                                                  متشکرم

                                                                  سفر ایرانی



تاريخ : یکشنبه 1385/11/01 | 17:55 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

 

 

پارکهاي تهران                 

 

 

پارک ارم

 

مجموعه پارک ارم با 70 هکتار وسعت در 5 کيلومتري غرب شهر تهران در کنار بزرگراه تهران - کرج واقع شده که شامل 2 لوناپارک با 28 نوع وسيله بازي و تفريحي جهت کودکان و بزرگسالان مي باشد . درياچه پارک با 8 هکتار وسعت داراي امکانات قايقراني است که جهت مسابقات قايقراني و اسکي روي آب نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.اين پارک تنها پارکي است که در طول سال به مراجعه کنندگان سرويس ارائه مي دهد.

 

 

پارک جمشيديه

از زيباترين و ديدني ترين پارکهاي تهران بزرگ است و با مساحتي حدود 10 هکتار در انتهاي خيابان شهيد باهنر واقع شده و از شمال به کوه کلک چال , از جنوب به باغ دولو , از شرق به خيابان جمشيديه و از غرب به جاده کلک چال محدود است . از ويژگي هاي اين پارک , درياچه , آبشار مجاور و نيز آبنماهاي سنگي است که جلوه اي خاص دارند .

 

 

 

پارک نياوران

اين پارک با مساحتي حدود 63000 متر مربع در ابتداي خيابان شهيد باهنر واقع شده است . در اين پارک پله هاي متعددط وجود دارد که از مشخصات ويژه پارک محسوب مي شود . آبنماهاي بزرگ اين پارک جلوه اي ويژه از پارک را بنمايش مي گذارد

 

پارک ساعي

محل اين پارک در سال 1324 توسط مرحوم مهندس ساعي جنگل کاري شده و در اختيار وزارت کشاورزي قرار گرفت.سپس با گسترش شهر تهران اين بخش به سازمان پارکهاي شهرداري واگذار شده و از سال 1341 به عنوان پارک مورد بهره برداري قرار گرفت . اين پارک با وسعت 120082 متر يکي از پارکهاي زيبا ي تهران به شمار مي آيد

 

 

پارک ملت

اين پارک 34 هکتار مساحت دارد و در خيابان وليعصر واقع شده است . از دو بخش تشکيل شده است : بخش اول در سال 1347 احداث شد و بخش دوم بر پايه طرح يک پارک ساز انگليسي و با الهام از پارکهاي آن کشور روي تپه هاي غربي ادامه طافت . اين پارک داراي 16 زمين بازي براي کودکان , زمين دوچرخه سواري به طول 500 متر , زمين واليبال و تنيس و امکانات قايق سواري مي باشد

پارک قيطريه

اين پارک داراي بافتي جنگلي است و با مساحتي حدود 103000 متر مربع در انتهاي خيابان قيطريه واقع شده است . فضاي گل کاري و چمن کاري اين پارک در کنار درختان انبوه و قديمي , جلوه و فضايي خاص در دل شهر پديد آورده است . استخر قديمي پارک به شکل هندسي نامنظم و با نرده هايي که اطراف آن را احاطه کرده اند , از قسمتهاي ديدني اين پارک است

 

 
 

پارک دانشجو

اين پارک در تقاطع خيابان وليعصر - انقلاب و در کنار تئاتر شهر قرار داشته و با مساحت 32000 متر مربع از ديگر پارکهاي زيباي شهر تهران است . چند آبنماي زيبا و زمينهاي بازي کودکان از ويژگي هاي اين پارک محسوب مي گردد

پارک کودک

اين پارک با مساحت 32553 متر مربع در شهرک غرب و جنب ايران زمين واقع شده است . زمين بازي کودکان و استخر , از امکانات موجود در اين پارک مي باشد


موضوعات مرتبط: پارکهای تهران

تاريخ : یکشنبه 1385/11/01 | 16:2 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

موسیقی مذهبی
بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.

مشاهده می کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می خورد.

مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می شود.

هرودوت همچنین می نویسد :

"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می شود و یکی از سرودهای مذهبی را می خواند."

موسیقی رزمی
اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی با جنگی بوده است.

گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می نویسد :

"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."

"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."

این سروده ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می شد و گزنوفون اضافه می کند که :

"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می شد."

این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می شود.

از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آنجمله می تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.

در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می شود.

موسیقی مجلسی
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.

گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که :

"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس شرکت می کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن ها سهم اساسی داشتند."

هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می کند و می نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می شدند و شادی و سرور برپا می کردند.

گزنوفون نیز می نویسد :

"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدانها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."

و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است :

"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می پرداختند."


موضوعات مرتبط: موسیقی در دوران هخامنشی

تاريخ : یکشنبه 1385/11/01 | 15:45 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

مقدمه 

ايران به دليل داشتن سابقه تاريخي طولاني و از آنجا كه در زمره كهن‌ترين مراكز سكونتي و زيستي انسان بوده، يكي از مناطق مهم باستاني جهان است و همواره مورد توجه و اقبال محققان و باستان‌شناسان بوده است. براساس آمار تخميني و نه چندان دقيق، ايران داراي چهار صد هزار آثار باستاني شناخته شده مشتمل بر : بنا، تپه، قبرستان و محوطه باستاني و تاريخي است كه براي مطالعه و حفظ و احياء آنها توان علمي و مادي بسياري نياز است. تاكنون بخش اندكي از اين آثار مورد بررسي و كاوش قرار گرفته و تنها نزديك به دو هزار اثر در فهرست آثار ملي ثبت شده است.

ادوار باستاني و تاريخي ايران براساس مطالعات و يافته‌هاي باستانشناسي 

ادوار سنگي 

موقعيت طبيعي و شرايط خاص اقليمي و جغرافيايي كشور ايران موجب شده تا اين سرزمين در زمره يكي از نخستين زيستگاهها و كانونهاي اجتماعي انسان پيش از تاريخ بشمار رود و مطالعات باستانشناسي، انسانشناسي و ديرينشناسي نيز اين موضوع را تأييد كرده است.

گرچه پيدايش و ظهور نخستين گروههاي انساني در فلات ايران به روشني معلوم نيست و نمي‌دانيم نخستين انسانها از كجا و كدام سو به آسياي غربي و ايران مهاجرت كرده‌اند، ولي به اعتقاد «دكتر فيليپ اسميت» باستانشناس كانادائي و كاوشگر محوطه باستاني «گنج دره هرسين» كه در شمار اولين دهكده‌هاي ماقبلي تاريخي در ايران است: «... منطقي به نظر مي‌رسد، تصور كنيم كه در دوران «پليستوسن» عميق در حدود يك ميليون سال پيش، اجتماعات انساني با ادوات سنگي مشخص خود بتدريج از آفريقا مهاجرت نموده و به مناطق اروپا و آسياي غربي و سپس بتدريج به نواحي بين‌النهرين و ايران وارد شده‌اند.»

«ژاك دومورگان» باستانشناس فرانسوي در اواخر قرن گذشته ميلادي تعدادي ادوات سنگي مربوط به عهد «پليستوسن» را ازحوزه درياي خزر كشف كرد.

در سالهاي 67 و 1966 ميلادي هيئتي از دانشگاه «مينوسوتا»ي آمريكا به سرپرستي «گاري هيوم» بررسيهايي در منطقه «لاديز» و «مشكيد» بلوچستان انجام داد و آثار و نمونه ابزارهاي سنگي از عهد «پارينه سنگي عميق» بدست آورد. باستانشناس نامبرده آثار يافت شده را فرهنگ «لاديزيان» نام نهاد. اين يافته‌ها نشان مي‌داد كه جنوب شرقي ايران در عرصه «پارينه سنگي عميق» يعني ميان يكصد تا هشتاد هزار سال پيش مسكون بوده است.

طي يك بررسي باستانشناسي و ديرين‌شناسي در سال 1975 ميلادي در شمال غربي ايران در ناحيه جنوب شرقي درياچه اروميه و منطقه ميان مراغه ـ ميانه و تبريز و در دامنه‌هاي ارتفاعات سهند، آثاري متعلق به عهد پارينه سنگي زيرين بدست آمد. اين نمونه‌هاي سنگي به نخستين ساكنان شمال غربي ايران و آذربايجان تعلق داشته‌اند. خانم «هند صادق كوروس» كه بررسي مذكور را انجام داده، اين آثار را مربوط به فرهنگ «آشولين» دانسته و قدمت آنها را يكصد هزار سال پيش تخمين زده است.

ناحيه ديگري از ايران كه كهن ترين آثارسكونت انسان در فلات ايران در آنجا يافت شده، حوزه كشف رود خراسان (چهل كيلومتري شمال شرق مشهد) است كه در سالهاي 75، 1974م. دو دانشمند به نامهاي «آريايي» و «تي‌بالت» شناسايي و بررسي كردند. در مسير اين رودخانه خشك و سيلابي نخستين رد پاي آدمي در فلات ايران و مربوط به هشتصد هزار سال پيش بدست آمد. دانشمندان نامبرده نظر دادند كه از دوران «پليوسن» درياچه‌اي در اين منطقه وجود داشته كه بتدريج خشك شده است. احتمالاً اجتماعاتي از نخستين ساكنان ايران در اطراف اين درياچه ساكن بوده‌اند و ابزارهاي گوناگون سنگي شامل: تيغه‌ها، رنده‌ها و چاقوهاي سنگي از آنها به يادگار مانده است.

پروفسور «كارلتون كون»، باستانشناس آمريكايي نخستين كاوشهاي خود را درباره دوران «پارينه سنگي متوسط»، در چند غار باستاني ايران به نامهاي: كمربند و هوتو (در نزديكي بهشهر)، شكارچيان (واقع دربيستون)، تمتمه (در حوالي شهر اروميه) و خونيك (در خراسان جنوبي و نزديكي مرز افغانستان) انجام داد. وي به نتايج سودمندي از ادوار سنگي ايران و فرهنگ «بارادوستيان» دست يافت و پس از چند سال كاوش در ايران نتايج كار خود را در كتاب ارزشمند «هفت غار» و نيز كتابها و مقالاتي ديگر چاپ و منتشر كرد.

كاوش در غار كمربند منجر به كشف شش لايه سكونتي در آن غار ازدوران «پالئوليتيك» تا دوران «نئوليتيك پيش ازسفال» گرديد. در اين غار تعدادي چاقوهاي كوچك از سنگ چخماق و قطعاتي از استخوان سگ دريايي و آهوهاي وحشي بدست آمد. ضمناً جمجمه يك دختر بچه از نوع انسانل «نئاندرتال» كشف گرديد كه در نوع خود منحصر بفرد بود.

آثار بدست آمده از غار هوتو كه مجاور غار كمربند قرار دارد مكمل آثار يافت شده قبلي بود. مطالعات و كاوشهاي ادوار سنگي و مرحله غارنشيني در ايران توسط «پروفسور مك بورني»،‌ درشمال شرق ايران و غارهاي «كي آرام» و «علي تپه» گرگان و نيز غرب ايران و حوزه زاگرس مركزي دنبال گرديد و آثاري از دوره «موسترين» احتمالاً مربوط به شصت تا پنجاه هزار سال پيش گردآوري و مطالعه شد.

از دوره پارينه سنگي مياني با مشخصه فرهنگ موسترين، آثاري در غرب و شمال غربي ايران خصوصاً در غار «تمتمه» نزديك اروميه،‌ غار «خر» و «شكارچيان» در بيستون كرمانشاه و ديگر غارهاي حوزه زاگرس بدست آمده است. 

تجمع گروههاي انساني در ادوار «پارينه سنگي فوقاني» و «فراپارينه سنگي» عمدتاً در غرب ايران و در حوزه ارتفاعات زاگرس متمركز بوده و درشمال و شمال شرقي ايران بجز لايه‌هايي كه در غار هوتو و كمربند،‌ بهشهر و علي تپه يك بين بهشهر و گرگان كاوش گرديد، آثاري از اين دوره‌ها شناخته نشده است.

باستانشناسان آثار دو دوره ياد شده را كه با تحول و تكامل دست ساخته‌ها و ادوات سنگي همراه بوده در مراكز باستاني دره هليلان و مناطقي چون ايزه وايوه در شمال خوزستان و غاز «خر» بيستون و غار «پاسنگر» لرستان كشف كرده‌اند. 

بنابه اعتقاد باستانشناسان متخصص ادوارسنگي،‌ شواهد روشن و قطعي از عصر «ميانه سنگي» در ايران دردست نيست.

عصر «نوسنگي» را يك مرحله انقلابي در سير حيات آدمي دانسته‌اند؛ زيرا در اين دوره انسان در روند تكامل گامهاي بزرگي برداشت و به پيشرفت‌هاي بسياري در زمينه‌هاي فرهنگي،‌ اقتصادي و اجتماعي دست يافت و ايران نيز همچون ديگر مناطق باستاني آسياي غربي و خاورميانه در فاصله زماني 9000 تا 7000 سال پيش از ميلاد قدم درمسير پيشرفت و تكامل نهاد. با افزايش جمعيت انساني، بشر از عصر جمع‌آوري غذا يا (شكار) وارد مرحله توليد غذا يا (كشاورزي) شد. گونه‌هايي از حيوانات و گياهان را اهلي كرد و به خدمت گرفت. و در اين دوره صنعت سفالگري و هنر معماري بوجود آمد.

آدمي با احداث خانه‌ها و دهكده‌هاي اوليه كه به شكل بسيار ساده و ابتدايي و با گل و چينه و پوشش چوبي يا حصيري دركنارچشمه‌ها و امتداد رودخانه‌ها و مناطق امن ساخته مي‌شاند غارنشيني را رها كرد و قدم به دوره «استقرار در دهكده‌ها» و يكجانشيني گذاشت كه خود سرآغاز مرحله شهرنشيني بود.

همزمان با پيدايش نخستين دهكده‌ها در بين‌النهرين شمالي، در ايران نيز شاهد شكل‌گيري دهكده‌هاي پيش ازتاريخي هستيم. از آن جمله‌اند: «تپه سراب» و «تپه آسياب» كرمانشاه، «تپه گنج درّه» در هرسين، «تپه گوران» در منطقه هُليلان، «تپه حاجي فيروز» در نقده (آذربايجان غربي)، تپه «عبدالحسين» در استان كرمانشاه، تپه‌هاي «موسيان» و «علي‌كش» درمنطقه دهلران، تپه «سنگ چخماق» در شاهرود، تپه «زاغه» دردشت قزوين، نخستين لايه‌هاي سكونتي در «سيلك» كاشان و تپه‌هاي «چغابنوت» و «بُنه فاضلي» درشمال دشت خوزستان. در ميان تمام مراكز تاريخي ياد شده تپه «گنج درّه» هرسين به دليل مشخصه‌هاي فرهنگي و باستانشناختي، بعنوان كاملترين و كهنترين دهكده پيش ازتاريخي مورد قبول عموم باستانشناسان قرار گرفته است.

براساس شواهد موجود معماري، اول بار در گنج درّه و چند تپه باستاني عصراستقرار در دهكده‌ها، ابداع شد. منازل سكونتي در گنج درّه در ابعاد كوچك با چينه و خشت خام شكل گرفته‌اند. خشتها مكعب مستطيلي و كوچك است و بعضي از ديوارها با ماده سفيد رنگي همچون گچ، اندود شده است. واحدهاي ساختماني داراي اطاقهاي كوچك وانبارهايي در طبقه زيرين‌اند و سيلوهاي مدوّر براي ذخيره آذوقه در آنها تعبيه شده است. پوشش سقف اطاقها احتمالاً با حصير و يا تيرهاي چوبي بوده كه با گذشت زمان از ميان رفته و اثري از آنها باقي نمانده است.

 

غار هوتو

                    غار هوتو

  

عصر بعد از نوسنگي يا عصر فلز
(ايران در هزاره‌هاي ششم، پنجم، چهارم پيش از ميلاد)

با ساختن نخستين نمونه‌هاي اشياء‌ فلزي، انسان قدم به عصري نهاد كه به «عصر فلز» مشهور است. كهن‌ترين فلزي كه بشر كشف و ازآن استفاده كرد، ‌مس بود.

يكي از مهم‌ترين تپه‌هايي كه مس اول بار در آنها ظاهر شد «تل ابليس» كرمان است. اين تپه باستاني در «درّه بردسير» و 72 كيلومتري جنوب شرق كرمان و سه كيلومتري جنوب دهكده دشتكار واقع شده است و در سالهاي 1966 و 1967م. (1344 و 1345 ش.) توسط هيئت باستانشناسان آمريكايي، اعزامي از موزه «ايلينويز» به سرپرستي «پروفسور جوزف كالدول» كاوش گرديد.

تعدادي از نخستين كوره‌هاي ذوب مس در عميق‌ترين لايه مربوط به هزاره پنجم درتل ابليس بدست آمد و اشياء مسي شامل سنجاق و درفش، مهر و دستبند و حلقه انگشتر از آنها كشف گرديد.

براساس يافته‌هاي باستانشناسي از اواسط دوران فلز، بجز مس، فلزات غيرتركيبي و سهل‌الوصول ديگري چون قلع، طلا، نقره در چرخه فن‌آوري مردمان آن عصر پديدار شدند و شايد به اين دليل است كه اين دوره را دوره فلز نام نهاده‌اند نه دوره مس.  فن‌آوري ساخت و پرداخت سفال نيز در اين دوران پيشرفت زيادي كرد. چرخ سفالگري به وجود آمد و كوره‌هاي پيشرفته‌اي براي پختن اشياء و ظروف سفالي ساخته شد. نقوش ساده هندسي تك رنگ به نقوش تركيبي چند رنگ تكامل يافت و گنجينه‌اي گرانبها و ارزشمند به نام سفالينه‌هاي منقوش پيش از تاريخ بر جاي ماند. عده‌اي از صاحب‌نظران نقوش روي سفالها را مقدمه پيدايش خط و كتابت در نيمه دوم هزاره چهارم پيش از ميلاد دانسته‌اند. نقطه اوج و اعتلاي هنرسفالينه‌هاي منقوش پيش از تاريخ (هزاره چهارم پ. م.) همان سفالينه‌هاي كشف شده در قديمترين لايه شوش (شوش يك و دو) و ساير تپه‌هاي متعلق به فرهنگ سوزيانا 14 است. فرهنگهاي مهم پيش ازتاريخ ايران كه در دوره فلز و در طول هزاره ششم تا چهارم پ.م. به وجود آمدند، عبارتند از:

1. تپه سيلك كاشان (سيلك دوم و سوم)؛

2. تپه گيان نهاوند (گيان پنجم)؛

3. تپه چشمه علي، ري  

4. تپه اسماعيل‌آباد، ساوجبلاغ؛

5. تپه حصار

6. تپه تل ابليس،‌ كرمان؛

7. تپه يحيي، كرمان

8. تل باكون، فارس (باكون، با سفال ساده و باكون با سفال منقوش) و چند تپه ماقبل تاريخ هزاره سوم پ.م. در فارس؛

9. شوش (شوش يك و دو) و تپه‌هاي مربوط به فرهنگ سوزيانا در دشت خوزستان؛

10. تپه‌هاي سگزآباد و قبرستان، دشت قزوين.

تپه سیلک

 

                                                 تپه سیلک کاشان

 

ايران در هزاره سوم پيش از ميلاد

هزاره سوم پ.م. با چند رويداد بسيار مهم و تأثيرگذار در زندگي ساكنان فلات ايران و خصوصاً دشت خوزستان قرين است كه هر يك از آنها در حيات اجتماعي ـ‌ فرهنگي و اقتصادي آنان نقش بسزايي داشته است.

رويدادهاي مهم اين دوره عبارتند از:

1. پيدايش و رواج خط و كتابت در مناطقي از ايران؛
2. كشف فلز تركيبي (آلياژي) مفرغ؛
3. قدرت يافتن سلسله عيلامي «آوان» و ظهور و تجلي فرهنگ و مدنيّت عيلامي؛
4. پيدايش شهرنشيني و گسترش كلان شهرها.

1. پيدايش خط

گرچه پيدايش و رواج خط و كتابت نخستين بار در نيمه دوم هزاره چهارم پ.م. در جنوب بين‌النهرين و توسط كاتبان و دبيران سومري تحقق يافت، امّا گسترش و تكامل آن به آغاز هزاره سوم پ.م. مربوط مي‌شود.

«سومري‌»ها ـ كهن‌ترين ساكنان شناخته شده جنوب بين‌النهرين ـ قومي متمدن و پيشرفته بودند. از آنان با عنوان ساكنان غيرسامي بين‌النهرين ياد كرده‌اند. كاتبان سومري با ابداع خط ميخي تصويري جامعه بشري را از دوران مجهول و تاريك ماقبل تاريخ وارد مرحله تاريخي كردند.

كمي بعد از پيدايش خط ميخي تصويري سومري و بابلي ساكنان منطقه شمالي دشت خوزستان و كوهپايه‌هاي زاگرس نوع ديگري از خط ميخي تصويري را ابداع كردند كه به خط «ماقبل عيلامي» مشهور شد.

گرچه اكثر صاحب‌نظران خط و زبانهاي باستاني بر اين عقيده‌اند كه منشاء پيدايش خط از غرب ايران يعني جنوب بين‌النهرين و سرزمين سومر بوده و پروفسور «والتر هينتس» مي‌نويسد: «در 3000 سال قبل از ميلاد وقتي كه سومري‌ها خط تصويري را به عنوان بهترين وسيله براي مكاتبات خود اختراع كردند اين ابداع به سرعت به همسايگان عيلامي آنها رسيد» وي اضافه مي‌كند: «صرف‌نظر از اختلاف در جزئيات، ترديد نبايد كرد كه خط تصويري عيلامي بر مبناي سرمشق سومري تدوين شده است. اين خط به سرعت گسترش يافت و تقريباً همزمان در شمال شرق كاشان (ميان تهران و اصفهان) و در شرق دور و جنوب در كرمان ظاهر شد»، امّا فرضيه ديگري نيزدر ساليان اخير مطرح شد كه سير پيدايش و تأثيرگذاري خط پروتوعيلامي (= ماقبل عيلامي) را از شرق به غرب مي‌داند و معتقد است كه خط و نگارش تصويري ابتدا در حوزه دره سند و نواحي جنوب شرقي ايران به ظهور رسيد و سپس به فارس و دشت خوزستان راه يافت. اين فرضيه براساس كشف علائم پيكتوگرافيك و الواح پروتو عيلامي در كاوشهاي «موهنجودارو»، «شهداد»، «شهر سوخته»، «تپه يحيي»، (لايه IVC)، «تپه مليان» و «تپه قزير» شكل گرفته است.

شهر سوخته

 

شهر سوخته

فرضيه جديد به «نظريه تك ريشه‌اي بودن خط» با ترديد مي‌نگرد و معتقد است همان‌گونه كه خط هيروگليف (خط تصويري مصري) همزمان و منتزع از خط تصويري سومري به وجود آمد، در دره هند و جنوب شرقي ايران نيز خط تصويري ديگري به نام پروتو عيلامي شكل گرفت و رواج يافت.

تپه چغاميش دزفول را بايد نخستين مركز در ايران دانست كه خط و كتاب اول بار در آنجا ظاهر شده است. چغاميش تپه‌اي است بزرگ كه در حاشيه دشت شوش و25 كيلومتري جنوب شرقي دزفول واقع شده است. اين تپه را هيأت مشترك باستانشنان اعزامي از دانشگاه كاليفرنيا و مؤسسه شرق‌شناسي دانشگاه شيكاگو به سرپرستي «پروفسور پينهاوس دولوگاز» و پس از وي خانم دكتر «هلن كانتور» در سالهاي 1961 تا 1976 ميلادي كاوش كردند. چغاميش يكي از مراكز مهم آغاز كتابت و شهرنشيني در ايران بشمار مي‌رود و تعداد زيادي الواح گِلي (شمارشي) و قطعات و ظروف و كاسه‌هاي سفالي مشهور به (لبه واريخته) كه از سفالينه‌هاي شاخص دوره آغاز كتابت است، از اين تپه به دست آمد.

از مراكز مهم دوره آغاز تاريخي در دشت خوزستان، «شوش» اين ابرشهر دنياي باستان و پايتخت امپراتوري عيلام است كه از اواخر هزاره پنجم و اوائل هزاره چهارم پ.م. مركز سكونت و استقرار آدمي بوده است ولي در دوران آغاز خط و كتابت شهر چنان وسعتي يافت كه بر 95 هكتار بالغ شد.


موهنجودارو

 

موهنجودارو

 

. عصر مفرغ

كشف فلز تركيبي (آلياژي) مفرغ رويداد مهم ديگري است كه در هزاره سوم پيش از ميلاد، ايران شاهد وقوع آن بود. چند هزار سال ازكشف نخستين فلز (مس) سپري شده بود تا آن كه در نيمه اول هزاره سوم پ.م. آثار و شواهد مربوط به پيدايش مفرغ در ايران ظاهر گشت و عصر فلز جاي خود را به دوره مفرغ سپرد.

اين دوره را كه از 2800 پ.م. يعني ظهور نخستين اشياء مفرغي آغاز و تا 1300 پ.م. كه همزمان با پيدايش آهن است، پايان مي‌يابد، عصر مفرغ ناميده‌اند و خود به سه دوره تقسيم مي‌شود: مفرغ قديم، مفرغ ميانه و مفرغ جديد.

از مراكز مهم فرهنگهاي عصر مفرغ ايران بايد به غرب ايران و حوزه زاگرس مركزي (لرستان پيشكوه و پشتكوه) اشاره كرد كه از ابتداي كشف مفرغ، صنعتگران مفرغ‌كار آن منطقه در به كارگيري از اين فلز مهارت تام داشتند و به عقيده «پروفسور لوئي واندنبرگ» مفرغهاي ساخته شده در كوهپايه‌هاي زاگرس به صورت مال‌التجاره به سرزمين سومر و عيلام مي‌رفته است.

كاوشهاي «واندنبرگ» باستانشناس بلژيكي در گورستان باستاني «بني سورمه» واقع در چوار ايلام كه از مناطق آغاز مفرغ است منجر به تجديدنظر در گاهنگاري عصر مفرغ و اضافه شدن سه سده به تاريخ آن شد.

حلقه زین و یراق

 

يک جفت حلقه زين و يراق مفرغي ، لرستان سده هفتم- هشتم پيش از ميلاد

 

. ظهور و به قدرت رسيدن حكومت عيلام

از رويدادهاي مهم فرهنگي و سياسي ايران در هزاره سوم پ.م. ظهور و قدرت يافتن حكومت و امپراتوري عيلام است كه نقش مهمي در تاريخ سياسي و فرهنگي ايران داشته است و به عبارتي: «تا پيش از ورود مادها و پارسها حدود يك هزار سال تاريخ سرزمين ايران به تقريب منحصر به تاريخ عيلام بوده است.»

براساس يافته‌هاي باستانشناسي قرن اخير رد پاي فرهنگ و تمدن عيلامي را از شرق رودخانه دجله تا شهر سوخته زابل و از ارتفاعات زاگرس مركزي تا بوشهر مي‌توان سراغ گرفت. گرچه سرزمين اصلي عيلام در شمال دشت خوزستان به ويژه شوش متمركز بوده است، خاستگاه و نژاد عيلاميان و اينكه از چه نژادي بوده‌اند هنوز مشخص و روشن نيست. تا اين اندازه گفته‌اند كه آنان نه سامي نژادند و نه آريايي (هند و ايراني) و به گفته «والتر هينتس»: «نژادي هستند با استقلالي خدشه‌ناپذير». شايد بتوان آنان را ساكنان اوليه دشت خوزستان دانست.

سرزمين اصلي عيلام شامل ايالات شوش، آوان، سيماش، انشان (انزان)، پارسوماش بود كه جز شوش وانشان هنوز محل دقيق ايالات نامبرده مشخص نگرديده و عيلام‌شناسان هركدام براي تعيين محل آنها به حدس و گمان پرداخته‌اند. در تاريخ عيلام بجز دوره آغازين و چند دوره متناوب، شوش همواره به عنوان مركز فرمانروايي و پايتخت عيلام بوده و ايالات مختلف كه به صورت فدرال اداره مي‌شدند، از آن تبعيّت مي‌كردند.

پيدايش خط و كتابت و ورود ايران به ادوار تاريخي خود با ظهور و پيدايش دولت عيلام همراه بود و مي‌توان عيلاميها را نخستين مخترعان خط در ايران به شمار آورد.

  

. پيدايش شهرنشيني و گسترش كلان شهرهاي باستاني در ايران

گرچه عده‌اي از صاحب‌نظران و پژوهشگران واژه «شهر» و «شهرنشيني» را به هزاره‌هاي قبل از هزاره سوم پ.م. نيز تعميم داده‌اند، ولي با توجه به ويژگيهاي در نظر گرفته شده براي يك شهر و وسعت و جمعيت و ساختارهاي اجتماعي ـ سياسي و شيوه‌هاي معيشتي در مرحله شهرنشيني، شهر به مفهوم اخصّ آن از اواخر هزاره چهارم پ.م. و خصوصاً هزاره سوم پ.م. در ايران موجوديت يافت. شهرهاي مهم ايران در هزاره سوم پ.م. عبارتند از: تپه حسنلو و هفتوان تپه در آذربايجان ـ سيلك، كاشان ـ حصار، دامغان ـ گيان، نهاوند ـ گودين، كنگاور ـ شاه‌تپه و تورنگ تپه گرگان ـ تپه قبرستان بوئين زهراي قزوين ـ شوش، خوزستان ـ تپه يحيي و شهداد، كرمان ـ مليان، فارس ـ شهر سوخته، زابل.

تپه یحیی

 

تپه یحیی

ايران در هزاره‌هاي دوم و اول پ.م. تا آغازسلسله‌ها و روي كار آمدن (مادها و پارس‌ها)

چند رويداد مهم تاريخي و فرهنگي كه در هزاره دوم پ.م. اتفاق افتاد، زمينه‌ساز تحولاتي شد كه به تشكيل سلسله‌ها و ظهور نخستين حكومتهاي مستقل همچون: «ماننا، ماد و اورارتو» و سرانجام به تأسيس امپراتوري وسيع هخامنشي انجاميد.

توالي و تداوم اين رويدادها كه هزاره دوم و سده‌هاي آغازين هزاره اول پ.م. را دربرمي‌گيرد، موجب شده كه باستانشناسان از سال 2000 پيش از ميلاد تا ظهور دولت ماد را با هم مورد مطالعه قرار دهند.

مهم‌ترين رويدادهاي ياد شده عبارتند از:

1. دوره برنز جديد (فرهنگ برنز لرستان) پايان عصرمفرغ و شروع دوره آهن (كشف آهن).

2. رواج سفال خاكستري رنگ و فرهنگ مربوط به آن.

3. مهاجرت آريايي‌ها (هند و ايرانيان) به فلات ايران.

4. روي كار آمدن دولتهاي مستقل به جاي دولت شهرهاي پيشين.

5. تجمع فرهنگهاي مقيم و مهاجر خصوصاً در مناطق غربي و شمال غربي ايران.

 سفال خاکستری

سفال خاکستری

مكشوف در لايه سوم سيلك II قدمت 5500-4500 ق.م - كاشف گيرشمن - منقوش - نقش سياه - طرح هندسي - 4200 - 3500 ق م

 سفال خاکستری

نمونة اوليه : مكشوف در تپه سنگ چخماق شاهرود - منقوش- نقش قرمز - طرح سبدي ارتفاع 44 وقطر دهانه Cm 16 - استفاده از گل اخري مكشوف IV قدمت 3000 1500 داراي خطوط موازي نقش سياه ذخيرة غذا و آب مكشوف در سيلك گورستان B دورة پنجم 1500 1000 ق. م زمينه نقوش قرمز رنگ يا سفيد رنگ

 پايان عصر مفرغ و شروع دوره آهن (كشف آهن)

گنجينه مفرغ مكشوفه از گيلان و مناطق شمالي ايران كه به «گنجينه املش» مشهور شده و اشياء مفرغي مكشوفه از محوطه‌ها و گورستانهاي باستاني لرستان كه «فرهنگ مفرغ لرستان» نام گرفته است،‌از آنجا كه اغلب اين اشياء در كاوشهاي غيرعلمي و به طور قاچاق و يا تصادفي كشف شده‌اند، نمي‌توان انتساب آنها را به محل يا فرهنگ و قوم خاصي قطعي دانست و در مقايسه با مقدار اندكي كه در كاوشهاي علمي شمال ايران و يا لرستان بدست آمده‌اند به حدس و گمان آنها را شناسائي و تاريخ‌گذاري كرده‌اند. گنجينه مفرغ شمال ايران كه به تسامح، «مفرغهاي گنجينه املش» نام گرفته، به اقوام محلي ساكن ارتفاعات گيلان و طالش منتسب هستند. اشياء مفرغ جديد لرستان نيز سرنوشت مفرغ گيلان را داشته‌اند و اكثراً در گورستانهاي باستاني و از طريق كاوشهاي غيرمجاز بدست آمده‌اند. ناگزير براي تعيين هويت و تاريخ گذاري اين گروه اشياء يا بايد به حدس و گمان متوسل شد و يا آنها را با اشياء مشابهي كه در كاوشهاي علمي حاصل شده‌اند مقايسه و گونه‌شناسي كرد.

گرچه تعدادي از مفرغهاي لرستان داراي كتيبه‌هايي به خط ميخي،‌ آكدي يا آشوري هستند، امّا مطالب حك شده بر روي آنها براساس قرائت‌هايي كه شده بيشتر اسامي خاص بوده و به شناسايي آنها چندان كمكي نكرده است.

در اواخر عصر مفرغ جديد، انسان به فلز تازه ديگري دست يافت كه نقش مهمي در حيات آدمي داشته است. اين فلز «آهن» بود كه با پيدايش آن «عصر مفرغ» سپري شد و «عصر آهن» آغاز گرديد. عصر آهن خود به سه دوره آهنI 1500 تا 1200 پ.م.)، آهن II (1200 تا 800 پ.م.) و آهن III (800 تا 550 پ.م.) تقسيم مي‌شود. اخيراً عده‌اي از باستانشناسان عصر آهن IV‌ را كه شامل دوره‌هاي تاريخي (هخامنشي و اوايل اشكاني) مي‌گردد به اين تقسيم‌بندي اضافه كرده‌اند.37 با كشف و ذوب آهن، انسان به دانش و فن‌آوري پيشرفته‌اي دست يافت؛ زيرا عمق معادن آهن در طبيعت بيشتر از ساير فلزات است و براي استخراج سنگ آهن توان فني بالايي موردنياز است. از طرفي براي ذوب و استحصال آهن ايجاد كوره‌هايي با ساختمان پيچيده‌ كه هزار درجه سانتيگراد حرارت توليد كنند، ضرورت دارد. از اينرو چندين هزار سال زمان لازم بود تا بشر پس از كشف نخستين فلز يعني مس در نيمه دوم هزاره دوم پ.م. به آهن دست يابد

 رواج سفال خاكستري رنگ و فرهنگ مربوط به آن

در نيمه دوم هزاره دوم پيش از ميلاد، تقريباً مقارن با رواج آهن و نيز آمدن تازه‌واردان هند و ايراني (آريايي) به فلات ايران نوعي سفال سياه ـ خاكستري رنگ در مناطق شمال شرقي، شمال و شمال غربي ايران ظاهر شد و موجب بروز دگرگوني‌هايي در ساختار فرهنگي و اجتماعي مناطق ياد شده گرديد. باستانشناسان اين پديده را «فرهنگ سفال خاكستري» ناميده‌اند.

عده‌اي از محققان معتقدند كه پديده «فرهنگ سفال خاكستري» با ورود آريايي‌ها و پيدايش آهن ارتباط نزديك دارد.

معروف‌ترين تپه‌ها و گورستانهاي باستاني كه تماماً يا لايه‌هايي از آنها متعلق به «فرهنگ سفال خاكستري»اند عبارتند از:

شمال شرقي ايران : تپه حصار دامغان، ياريم تپه گنبد قابوس، تورنگ تپه و شاه تپه گرگان.

دشت تهران : گورستان قيطريه و محوطه باستاني كهريزك، گورستان پيشواي ورامين و تپه سفالي روستاي معمورين، گورستان‌هاي باستاني خوروين و چندار در ناحيه برغان.

دامغان

 

اثر به دست آمده از تپه حصار دامغان

حاشيه كوير مركزي : تپه‌هاي سيلك، كاشان (گورستان الف و ب لايه پنجم و ششم)

شمال ايران : (مازندران، گيلان، طالش، خلخال، طارم و اردبيل).

اكثر گورستانهاي باستاني مكشوفه در ارتفاعات و كوهپايه‌هاي البرز مانند: مارليك (چراغعلي تپه)، كلاردشت، اصطلخ جان، قلعه كوتي ديلمان و‌‌

غرب و شمال غرب ايران : حسنلو، دينخواه تپه، هفتوان تپه، گوي تپه، يانيق تپه (آذربايجان)، گودين تپه (كنگاور)، تپه گيان (نهاوند)، تپه بدهوره (اسدآباد همدان) و‌ .

خاستگاه سفال خاكستري را كه ظهور آن موجب منسوخ شدن سنت سفال منقوش دوره‌هاي قبلي گرديد، شمال شرق ايران دانسته‌اند. براساس مطالعات انجام شده و نتايج آزمايشهاي راديو كربن (كربن 14) سفالينه‌هاي خاكستري مكشوفه از «تپه حصار» و «تورنگ تپه» چند سده قديم‌تر از سفالينه‌هاي خاكستري ديگر مناطق باستاني ايران است.

 

 

 مهاجرت «آريايي‌»ها (اقوام هند و ايراني) به فلات ايران

دانش باستانشناسي هنوز درباره پديده مهاجرت و منشاء و زمان دقيق آن به مدارك و شواهد قطعي و روشن دست نيافته و مستندات اين رويداد بيشتر متكي بر مباني زبانشناختي و اسطوره‌هاي ثبت شده در كتاب «اوستا» و «وداها» است و جنبه فرضي و احتمالي دارد.

فرضيه ارائه شده اين است كه: در نيمه دوم هزاره دوم پ.م.، اقوامي كه قبلاً در سيبري جنوبي تا آسياي مركزي مي‌زيستند، به دلايلي چند، با استفاده از ارابه و اسب، از شرق و غرب درياي خزر، وارد فلات ايران شدند. مهاجرت اقوام آريايي (هند و ايراني)، ادامه مهاجرت اقوام (هند و اروپايي) در هزاره سوم پ.م. بود كه به شكل مهاجم در آسياي صغير رخنه كردند و تأثيرات فرهنگي و اجتماعي ژرف و گسترده‌اي را در فرهنگهاي محلي بر جاي گذاشتند.

تپه قلی درویش

 

         دیواره نگاری تپه قلی درویش

تيره‌هايي از شعبه شرقي (كه از شرق درياي مازندران وارد ايران شدند) در آسياي مركزي و ايران ساكن شدند كه «پارت‌»ها از اين گروه‌اند. گروهي از پيشتازان تا درّه هند پيش رفتند و با غلبه بر حكومتهاي بومي (درآويدي) فرهنگ آريايي هند را پايه‌ريزي كردند. شعبه غربي كه از شمال درياي خزر عبور كرده و از راه قفقاز وارد آذربايجان شدند و مدتي در اطراف درياچه اروميه اطراق كردند، نقش مهمي در حيات سياسي و اجتماعي ايران داشتند. اينان پايه‌گذاران دو سلسله «ماد» و «هخامنشي» هستند.

  تجمع فرهنگهاي مقيم و مهاجر در نيمه دوم هزاره دوم و نيمه اول هزاره اول پ.م.

به هنگام ورود آرياييان و چند سده پس از آن، ما شاهد تجمع فشرده اقوام و قبايل مختلف (بوميان و مهاجران) در شمال و شمال غربي ايران هستيم كه هر كدام قلمروي خاص خود داشتند.

اقوام تازه وارد در قلمرو جديد خود در شمال غربي ايران با آشوريان سامي‌نژاد كه قدرت برتر دنياي باستان بشمار مي‌رفتند و اورارتوئيان بومي همسايه شدند.

از طرفي تيره‌هايي از مهاجران، حكومتهاي مستقلي چون «ماننا» و «اليپي» را تشكيل دادند كه در سالنامه‌هاي آشوري از آنها بسيار نام برده شده است.

گنجینه زيويه، آثار كشف شده در قلايچي بوكان و دژ حسنلو را به «ماننا»ها نسبت داده‌اند.

در شمال ايران و كرانه‌هاي درياي خزر (مازندران و گيلان) مقارن نيمه دوم هزاره دوم پيش از ميلاد، اقوام و فرهنگهايي پاي به عرصه وجود گذاشتند كه هيچ ريشه و سابقه‌اي در آن مناطق نداشتند.

گرچه درباره اصل و نژاد اقوام پيش از تاريخ ساكن شمال ايران مطالعه چنداني به عمل نيامده، امّا مي‌توان فرض كرد كه تيره‌هايي از اقوام مهاجر از راه گرگان «هيركاني» و يا دربند قفقاز وارد اين نواحي شده و در ارتفاعات و كوهپايه‌هاي البرز مركزي ساكن گرديده‌اند.

محققان و صاحب‌نظران باستانشناسي از اين اقوام با نامهاي: مارد، كاسپي، كادوسي، سكا، تپور، گيل يا گِل، ياد كرده‌اند.

تعدادي از اشياء و گنجينه‌هاي كشف شده در گورستانهاي باستاني از جمله: مارليك، كلورز، رَشي، اُمام، سُمام، تماجان، ديلمان، كلاردشت، اصطلخ جان و ساير محوطه‌ها و قبور باستاني گيلان و مازندران كه به اقوام نامبرده تعلق دارند در زمره شاهكارهاي هنر ايران به شمار مي‌آيند.

گوهر تپه

 

کشف توام گور و هدیه قبور در گوهر تپه

 

 روي كار آمدن حكومتهاي مستقل به جاي دولت شهرهاي پيشين:

هزاره دوم پ.م. دوره تحول دولت شهرهاي مستقل به حكومتهاي فراگير و منطقه‌اي است. گرچه در حوزه فرهنگ عيلامي اين پديده از هزاره سوم پ.م. ظاهر شده بود ولي تا ورود آرياييان و كمي پيش از ان در شمال و شمال غربي ايران چنين تحولي صورت نگرفت. ظهور حكومتهاي محلي سرانجام منجر به پيدايش سلسله‌هاي مقتدر ايراني ماد و پارس گرديد.

كاوشهاي محوطه باستاني «حسنلو» شواهدي از اين دگرگوني را در ساختار بناهاي طبقهIV و V به روشني نشان داده است. در طبقه IV حسنلو (1200 تا 900 پ.م.) در كنار مجموعه‌هاي مسكوني و خانه اعياني (بزرگ و حاكم شهر)، ساختمانهاي عمومي براي انجام دادن امور ديواني و مذهبي (معبد) نيز احداث شده است و اين خود گواهي است بر تغييرات ژرف سياسي ـ اجتماعي در شهر يا دژ باستاني حسنلو كه درسده‌هاي پاياني هزاره دوم پ.م. نفوذ خود را به مراكز سكونتي ديگر گسترش داده است.

 

تپه حسنلو

 

تپه حسنلو

 

دوران ما قبل تاریخ بلوچستان

شروع دوران تمدن ماقبل تاريخ بلوچستان در عهد دوم است كه حدود 5000 سال پيش از ميلاد مى‏باشد. اساس زندگى انسان در اين دوران استقرار در مراكز مجتمع به نام روستاها است. با استقرار انسان در اين دوره در روستاها، خشت‏هايى از خاك رس كه شكل هندسى منظمى نداشتند ساخته شد. اين اختراع در وضع بناها و ساختمانها تحولى بزرگ بوجود آورد و بعدها منتهى به ساخت آجر شد كه منظم‏تر و داراى رنگ قرمز بود و در تزئين بناها از آنها استفاده مى‏شد. در كتاب تاريخ پيشرفت علمى و فرهنگى بشر آمده است: «بلوچستان فن قالب زنى‏آجر را ازسومر اخذ كرده است و شروع اين كار مطابق با ابتداى شروع كار پادشاهى سومر مى‏باشد. و اين بيان كننده وجود روابط تجارى ميان اين دو خطه است

 

بلوچستان

 

 

کاسه به دست آمده از بلوچستان

 

 عصر مس:

در اين دوران از فلز و بخصوص از مس چكش كارى شده و همچنين از منگنز استفاده مى‏كردند و از آن اشيايى مانند درفش و سنجاق درست مى‏كردند. ولى هنوز ذوب فلزات را نمى‏دانستند. ولى پس از فراگيرى ذوب فلز، آثارى از كوره ‏هاى ذوب فلز در بلوچستان، سيستان و دشت قزوين ديده شده كه از قديمى‏ترين كوره‏ هاى ذوب فلز در جهان هستند. در كتاب ايران در سپيده‏ دم تاريخ آمده است: «ظروف سفالين رنگين نقش‏دار كه در سراسر ايران پيدا شده ‏اند از برجسته‏ ترين خدمات انسان عصر مس به تمدن بشرى هستند. جانشين بى‏واسطه سفالهاى رنگين ايران در اوايل دوره‏ سنگ، مس به شمار مى‏رود. ظروف ياد شده در شوش و نواحى ديگر ايران و از جمله در بلوچستان در شرق ايران پيدا شده‏ اند».

 عصر مس كه پيدايش آن در بين‏ النهرين است به واسطه معادن مس موجود در بلوچستان است چون در سراسر بين‏ النهرين، ناحيه‏ اى پيدا نمى‏شود كه معدن مس داشته باشد در حالى كه در بلوچستان معادن قديمى وجود دارد كه در گذشته از آنها استخراج مى‏شده است و از طريق دريا براى سومر حمل مى‏شده و به شهرهايى همچون «اور»مى‏رسيده است. نمونه‏ اى از اين معادن تعطيل شده از منطقه نصرت‏ آباد و زاهدان تا چابهار به صورت پراكنده وجود دارند.

عصر مِفْرَغْ (2000 ق.م):

طبق بررسى‏هاى انجام شده باستان‏شناسى در دره سند و غرب آن دربلوچستان، ويرانه قرارگاههايى متعلق به عهد مفرغ ديده شده است كه نشان دهنده پديده شهر مى‏باشند. لزوماً اين شهرها به عنوان مراكز كشاورزى بودند گرچه تجارت نيز به عنوان عاملى در انتخاب محل و خصوصيات شهرى مؤثر بوده است. نمونه اين مراكز شهرى در ناحيه «مِهِى»در جنوب بلوچستان در دوران تمدن «كَوْلى» مى‏باشد كه حكم لنگرگاه تجارى داشته است و ظروف سنگى زينت كارى شده كه در اين محل پيدا شده‏ اند بيان كننده وجود ارتباط بين تمدن سومر و تمدن كولى هستند.

به عقيده برخى از باستان شناسان ، ارتباط گسترده‏ اى بين تمدنهاى سومر، هند و بلوچستان وجود داشته و طبق نظريه دكترهال، سومريان فرهنگ‏شان را از هند گرفته‏ اند، ولى هم سومريان و هم هنديان اوليه داراى يك اصل و فرهنگ مشترك هستند كه در بلوچستان بوده است. در حقيقت بلوچستان به عنوان واسطه‏ اى بين دو تمدن كهن هند و سومر بوده، و حتى مى‏توان گفت كه هنديان و سومريان فرهنگ خود را ابتدا از بلوچستان اخذ كرده‏اند و تمدن بلوچستان با تمدن غرب و شرق هماهنگى داشته است. گيرشمن در كتاب ايران از آغاز تا اسلام چنين مى‏گويد: «تمدن ظروف سفالين منقوش در سراسر فلات ايران ظهور كرد، اين فن در جاده جنوبى تا سيستان كشيده شد و از آنجا به بلوچستان و دره سند سرايت كرد و از سوى شمال، شالوده فرهنگ و تمدنى را كه در ناحيه مرو يافته شده است، بنا نهاد و به احتمال قوى به بلخ رسيد .

 

جیرفت

 

 

آثار مفرغ بدست آمده از جیرفت

 

تپه یحیی

تپه يحيی امروزه به عنوان يکی از مهمترين آثار و تپه های کليدی در باستان شناسی ايران است. کاوشهای علمی باستان شناسی اين تپه از سال 1347 به وسيله هيئت مشترک ايرانی-آمريکايی و طی چند فصل صورت گرفته است. حاصل کاوشهای علمی که در اين تپه عظيم باستانی صورت پذيرفته حکايت از دوره های مختلف استقرار انسانی دارد. اين محوطه باستانی تقريباً بطورمداوم از نيمه اول هزاره پنجم پيش از ميلاد تا دوره ساساني مسکونی بوده است. در پايان دوره عيلام يعنی حدود 2200 سال پيش از ميلاد وقفه ای در تپه يحيی مشاده می شود که دليل آن هنوز روشن نيست. قديمی ترين نشانه های سکونت بشری در تپه يحيی که روی خاک بکر وجود دارد , تعدادی خانه های کوچک خشتی است که آثار باقيمانده آنها در پنج لايه روی هم قرار گرفته است.

قديمی ترين اين آثار که مربوط به نيمه هزاره پنجم پيش از ميلاد است , به صورت محوطه های کوچک چهارگوش است که اندازه هر ضلع آن به حدود 5/1 متر می رسد. اغلب اتاقها فاقد درگاه است و ورود و خروج احتمالاً از طريق روزن موجود در سقف صورت می گرفته است. ديوارها از خشتهايی است که با دست تهيه شده و در آفتاب خشک گرديده است. وجود قطعاتی از چوب , نی و حصير در کف اتاقها حکايت از سقفهای فروريخته اتاقها دارد.آلات و ابزار پايين ترين لايه يعنی دوره 6 (عصر نوسنگی) از استخوان و سنگ چخماق از مهمترين آثار مکشوفه در تپه يحيی اشيايی است که از سنگ صابون ساخته شده و به صورت مهره هايی ساده تا ساغرهای زيبايی بوده و جملگی شباهت بسيار به اشياء مشابهی دارد که در دورترين مراکز تمدن دوران مفرغ همچون "موهنجودارو"مرکز تمدن "هاراپا" در دره سند و همچنين در "ماری" واقع در بين النهرين مشاهده گرديده است. در خلال کاوشهای باستان شناسی , يکی از نقاطی که احتمالاً معدن سنگ صابون تپه يحيی بوده , کشف گرديده که آثاری از کندوکاو و تراش خوردگی در عهد باستان در سطح حفره نمودار است و به نظر می رسد تپه يحيی از مراکز توليد استخراج و صدور سنگ صابونی بوده است. از ديگر آثار باارزش و قابل توجه مکشوفه در تپه يحيی لوحه های گلی با خطوط پروتوعيلامی (آغاز عيلامی) است که از راست به چپ به وسيله قلم نوک تيز بر متن گل نرم ايحاد شده است. گفتنی است که مشابه اين آثار در شوش و تپه سيلک کاشان نيز بدست آمده است.با کشف آثار ارزشمند در تپه يحيی مسلم گرديده که فرهنگ عيلامی بيشتر از آنچه پيش از اين تصور می رفت , پردامنه بوده است. تپه يحيی محل و موقعيت مناسبی برای رابطه بين نخستين تمدنهای بين النهرين و فرهنگی که بعدها در دره سند ظهور کرده است , بود.

 

 شناسايي قديمي‌ترين استقرار فلات مركزي در دشت شاهرود

كاوش‌هاي باستان‌شناسان نشان مي‌دهد كه قديمي‌ترين فرهنگ استقراري در فلات مركزي در دشت شاهرود شناسايي شده است. 

گزارش گمانه‌زني محوطه‌هاي باستاني «كلاته‌خان» و «قف‌خانه» واقع در دشت شاهرود چنین است .

 

دشت شاهرود

 

دشت شاهرود

«پيش از اين 51 محوطه متعلق به دوره هاي فلات عتيق تا اواسط دوره اسلامي كه قديمي‌ترين فرهنگ استقراري واقع در فلات مركزي است در اين ناحيه شناسايي شده بود.»

اهداف اوليه گمانه‌زني در كلاته‌خان بر يافتن پاسخ چگونگي وضعيت معيشتي مردم دوره‌هاي فلات عتيق و قديم  در رابطه لايه شناختي اين دوره‌ها و مرحله‌بندي احتمالي دوره فلات عتيق بود.»

نبود ارتباط لايه شناختي پيرجين نهشته‌هاي دوره فلات قديم ب و فلات عتيق، معرفي بخشي از فرهنگ مادي دوره فلات عتيق و به دست آوردن مجموعه قابل قبولي از بقاياي گياهي و جانوري از نتايج اوليه گمانه‌زني در محوطه كلاته‌خان بود.»

پي بردن به ماهيت استقراري محوطه قف‌خانه، سنت‌يابي سفال خاكستري و سياه در اين ناحيه و معرفي مجموعه سفالي دوره فلات قديم در شمال شرق فلات مركزي از نتايج اوليه گمانه‌زني در محوطه باستاني قف‌خانه بوده است.

 

 آثار دوران نوسنگی

در پايان آخرين مرحله پارينه سنگي كه قبلا"دوران ميان سنگي خوانده ميشد و امروزه در ناميدن آن به فراپارينه سنگي توافق همگاني وجود دارد، دوران جديد آغاز شد كه با تحولاتي كه در صنايع و روش زندگي صورت گرفت، آن را دوران نوسنگي مي نامند.
تمامي حوادث و اتفاقاتي كه به وقوع پيوست تا انسان براي ادامه حيات دست از جمع آوري غذا و شكارورزي و صيد بردارد و با توليد غذا وارد مرحله نويني از زندگي فرهنگي گردد، كه ما امروز ادامه آن را مي گذرانيم ، از همين دوران فرهنگي كه اصطلاحا" نوسنگي ناميده شده، آغاز گرديد است. اين دوران در خاورميانه و ايران زودتر از 9000 سال قبل شروع نشده است، در حالي در ساير قسمتهاي جهان گاهي چند هزار سال بعد از آن آغاز گرديد.
در ايران حدود 9000 سال قبل، گروههايي از جوامع انساني با استقرار در يك منطقه و در نهايت يك محل ، دوره كوچ دائم از منطقه اي به منطقه اي ديگر و از محلي به محلي ديگر را پشت سر گذاشتند و دوره توليد غذا و سكونت در يك محل را آغاز كردند.
اين دوران نسبت به ساير ادوار فرهنگي داراي چندين ويژگي است كه از جمله آنها تغييراتي است كه در شكل ظاهري برخي از ابزارهاي سنگي به وجود آمد تا عملكرد آنها را تغيير دهد و در جهت نيازهاي فني خود، آنها را به ابزارهاي كارآمدتري تبديل كند.


ابزارهاي سنگي به سرعت تخصصي شدند. انواع تيغه ها، خراشنده ها و رنده ها، اسكنه ها و مته ها براي كاربردهاي خاص ساخته شدند و ابزارهاي خاص متناسب با توليدات كشاورزي نيز، به آنها اضافه گرديد. اين گروه را بيشتر هاونهاي سنگي، دسته هاونها، ساينده ها و ساطورهاي سنگي براي خرد كردن ساقه حبوبات و غلات و نظاير آنها، تشكيل مي دادند.
دوران نو سنگي در ايران را مي توان به چند دوره كوتاهتر بر اساس تحولات صنعتي ابزار سازي و يا نحوه زندگي، تقسيم كرد. آنچه رايج بوده است، تقسيم اين دوران به دو " دوره نوسنگي قبل از توليد و استفاده از سفال " ، و دوره نو سنگي توام با توليد غذا و استفاده از سفال " بوده است. اين تقسيم بندي را اگر براي منطقه محدود خاور نزديك و خاورميانه بتوان پذيرفت، با توجه به فرهنگ انسان در سطح جهان غير قابل قبول است. به عنوان مثال در ژاپن دوره نو سنگي از حدود ده هزار سال قبل شروع شده و از همان آغاز با توليد سفال كه به سفال نوع " جامون" (
jamon ) مشهور است، همراه بوده است. مردم دوره جامون علاوه بر سفال، از ظروف سنگي و همچنين تير و كمان نيز استفاده مي كردند و در محوطه هاي كوچك به سر مي بردند. اين مردم غذاي مورد نياز خود را از طريق جمع آوري و شكار صيد تامين مي كردند. نخستين توليد كنندگان غذا در حدود قرن سوم پيش ميلاد در ژاپن از طريق كشت برنج به تامين نيازهاي غذايي پرداختند كه با دوره " يايوي " ( Yayoi ) آغاز شد.براي ايران در دوران نوسنگي، يعني در دوراني كه پايان آن استقرار كامل در روستاها و آغاز شهر نشيني است، نگارنده با توجه به مطالعات انجام شده انسان شناسي و باستان شناسي تقسيم بندي زير را پيشنهاد كرده است:

الف ) دوره جمع آوري غذا.

ب  ) دوره گرد آوري و ذخير غذا.

ج ) دوره توليد و استقرار در روستاها.

به موجب اين تقسيم بندي، دوران نوسنگي ايران با جمع آوري غذا و شكار صيد، كه ادامه روش زندگي در دوره فراپاينه سنگي است، ادامه پيدا كرد، ولي با اين تفاوت كه تحولات و تغييرات چشمگيري در فن ابزار سازي به وجود آمد. از ريز تيغه ها به مراتب بيشتر از دوران قبلي استفاده مي شد و ادوات سنگي تخصصي ديگري كه در دوران قبلي سابقه نداشت، ساخته و به كار گرفته شد.
آثار اين دوره در غارها و پناهگاههاي سنگي در قسمتهاي مختلف ايران شناسايي شده اند كه آثار موجود در غارهاي " علي تپه " ، " هاتو " " و كمربند " مشخص ترين آنها هستند كه تا كنون گزارش گرديده اند.
در دوره بعد، يعني دوره گرد آوري و ذخير غذا كه گاهي نيز با توليد نوعي سفال ساده همراه بوده است، انسان علاوه بر جمع آوري و شكار و صيد براي تامين غذاي مورد نياز فوري، قسمتي از برداشت خود را نيز به صورت ساده و ابتدايي براي مدت كوتاهي ذخيره مي كرده است تپه " گنج دره " در نزديكي هرسين كرمانشاه و " تپه سراب " در شش كيلومتري شرق كرمانشاه، نمونه هاي از اين دوره فرهنگي را ارائه مي كنند.
در دوره بعدي كه توليد غذا آغاز شد، انسان علاوه بر توليد بخش مهمي از نيازهاي غذايي خود، موفق گشت تا با ايجاد سرپناههاي ساده در معماري نيز قابليتهاي فرهنگي خود را ظاهر سازد و با ايجاد روستاهاي كوچك موقت، در نهايت روستاهاي دائمي را پديد آمورد كه خود را مقدمه اي بر شهر نشيني محسوب مي گردد.
در ايران تمامي مراحلي را كه انسان پيموده است تا از زندگي كوچ روي و خانه به دوش دائمي به مرحله آغاز نشيني وارد گردد، مي توان با استنادات و شواهد عيني حاصل از بررسيها و حفريات انسان شناسي مورد مطالعه قرارداد. چنين مطالعه اي در ساير مناطق خاورميانه به آساني ايران امكان ندارد. با توجه به اين مهم است كه بايد خاورميانه و خاور نزديك، منطقه اي كليدي براي بررسي تحولات فرهنگي انسان تصور كرد و آن را گاهواره و مهد فرهنگ و تمدن ناميد.
با وجود تغييراتي كه در هر دوره نسبت به دوره پيش پديد مي آمد، تمام يا جنبه هاي از نحوه فرهنگهاي پيشين باقي ماندند كه امروز با مطالعه آنها مي توان با سابقه فرهنگي برخي از گونه هاي فرهنگي انسان در خاور نزديك نيز آشنا شد. به عنوان مثال، در تپه " گوران " در دره هليلان كه در حدود 60 كيلومتري جنوب كرمانشاه واقع شده است، باستان شناسان موفق به شناسايي چگونگي بقاياي نخستين مرحله استقرار موقت در آن محل شده اند كه مي توان آن را پيشينه اي بر زندگي كوچ روي تصور كرد.
در ايران كه تاثير ويژگيهاي فرهنگي منطقه اي و محلي در نحوه ساخت ادوات و ابزارهاي سنگي به دليل چند گونگي وضعيت طبيعي و اقليمي از دوره پارينه سنگي جدي آغاز شده بود، در دوران نوسنگي با وضوح بيشتري قابل بررسي است.
  به همين دليل، در بررسي ادوار مختلف دوران سنگي در ايران، تحولات فرهنگي هر منطقه بايد به طور مستقل مورد بررسي قرار گيرد. در مطالعه حاضر، فقط به صورت بسيار فشرده به تغييراتي كه در دوران نوسنگي در مناطقي كه پژوهشهاي باستان شناسي آن مناطق بيش از ساير قسمتها صورت گرفته است، پرداخته خواهد شد. اهم اين مناطق عبارتند از : جنوب غربي ايران،غرب ايران، منطقه فلات مركزي و شمال شرقي ايران. متاسفانه، هنوز گزارش كامل حفريات و بررسيهاي باستان شناسي انجام شده در ساير مناطق ايران منتشر نگرديده و اطلاعات موجود از حدود خبر نامه هاي كوتاه تجاوز نمي كند. به همين سبب، ارائه نمونه هاي مشخص از تحولات و تغييرات فرهنگي ايران در دوران نوسنگي به مناطقي در جنوب غربي و غرب، فلات مركزي و شمال شرقي ايران در اين مختصر محدود مي باشد.

  

منطقه جنوب غربي ايران

در منطقه دهلران در نزديك رود خانه مهمه، پنج تپه باستاني واقع شده اند كه يكي از آنها تپه " موسيان " است كه براي نخستين بار در سال 1930 ميلادي ( 1309 ه.ش.) گمانه زني شد و ديگري، تپه " علي كش" است كه حفاري در آن در سال 1961 ميلادي ( 1340 ه.ش. ) انجام گرفت. اين تپه براي دومين بار در سال 1963 ميلادي ( 1342 ه.ش. ) حفاري شد و سه دوره فرهنگي از آغاز دوره نوسنگي تا پايان دوره استقرار كامل در روستاها در آن تشخيص داده شد كه خود يكي از محلهاي باستاني است كه مي توان مراحل مختلف تحول و تغييرات فرهنگي را از گرد آوري غذا تا توليد غذا در يك محل، در آن مورد مطالعه قرار داد.
ساكنان اوليه اين محل را شباناني تشكيل مي دادند كه در فصل مناسب سال از ارتفاعات لرستان براي برداشت محصولات نباتي خودرو، به گوشه شمالي دشت خوزستان سرازيز مي شدند. اين تازه واردان در خانه هاي تك اتاقي به سر مي بردند كه ديوارهاي آن را سله مي ساختند و پس از چراي احشام خود و برداشت غلات خود رو منطقه، هنگام آغاز فصل گرما به ارتفاعات لرستان مراجعت مي كردند، اين دوره " بزمرده " ناميده اند.
در دوره بعد يعني، دوره " علي كش" سكنان اين محل علاوه بر جمع آوري غلات و حبوبات خودرو منطقه، به شخم زمين مي پرداختند و در كشت زمينهاي كشاورزي، فعاليتهاي محدود داشتند. اينان، همانند مردم دوره " بزمرده " هنگام فرارسيدن فصل گرما منطقه را ترك مي كردند. مردم دوره " علي كش " در خانه هاي زندگي مي كردند كه ديوارهاي آن از سله ساخته مي شد و بيش از يك اتاق داشت، و در حياط منزل، اجاق نيز براي تهيه غذا مي ساختند. اموات خود را داخل روستا و زير كف مناطق مسكوني همراه با وسايل شخصي متوفي دفن مي كردند. مردم دوره " علي كش "
همانند دوره قبل
ظروف خود را از سنگ مي تراشيدند و از سنگ و چوب و استخوان ابزار مورد نياز را تهيه مي كردند. در اين دوره، سفال هنوز توليد نشده بود. مردم دوره " علي كش " در آخرين مرحله گرد آوري و ذخير غذا و نخستين مراحل توليد كامل غذا و استقرار دائم در روستاها زندگي مي كردند.
سومين دوره فرهنگي مشخص شده در " علي كش" ، به نام " محمد جعفر " ناميده شده است. آنان مردمي كشاورز و دامدار بودند و در روستايي كه منازل آن را با چينه مي ساختند، به سر مي بردند و از ظروف ساده سفالي استفاده مي كردند.
اين چنين وضعيت لايه هاي فرهنگي، كه در ايران مورد بررسي قرار گرفته است، و هر سه مرحله نو سنگي كه مي توان در يك محل مورد مطالعه قرار داد، شاخص چگونگي تغييرات فرهنگ دوره نو سنگي در خاور نزديك و ميانه مي باشد.
در خوزستان و جنوب غربي ايران، نقاط باستاني ديگري نيز مورد بررسي قرار گرفته اند كه آثار بدست آمده از آنها، قابل مقايسه با آثار به دست آمده از " علي كش " هستند كه عبارتند از : " چغابنوت " در كنار رود خانه دز، " چغاميش " در جنوب دزفول، " بنه فاضلي " در دو كيلومتري شمال چغاميش، تپه " جعفرآباد " در كنار رودخانه شائور در سه كيلومتري شمال شوش در كنار انديمشك به اهواز، تپه هاي " بند بال " ، " بوهلان " ، " جوي " در اطراف تپه جعفرآباد و خود تپه باستاني " شوش " ، ( قسمت آكروپل آن ) در دهلران نيز علاوه بر موسيان و علي كش، تپه هاي باستاني ديگدي مانند: " چغا سفيد " ، چغاسرخ " ، مهمه " ، " خزينه " و " بيات " مراحل پيشرفته تر استقرار دايم در روستاها و دوران نو سنگي با توليد غذا و استفاده از سفال را معرفي مي نمايند. در چشمه ماهي " هفت تپه نيز، آثار دوران نوسنگي شناسايي شده است. تپه " تولايي " ، تپه " ابوفندوا " وتپه " قبرشيخان " از ديگر محلهاي باستاني معروف دوران نو سنگي در جنوب غرب ايران هستند.

 

نقشه دوران نوسنگی ایران

 

 

 

آثار دوران نوسنگی

 

 

منطقه جنوب غربي ايران

 

نام منطقه یا اثر باستانی

مشخصات

مکان یا توضیحات تکمیلی

تپه موسیان

 

در منطقه دهلران در نزديك رود خانه مهمه

تپه علی کش

سه دوره فرهنگی (از آغاز دوره نوسنگی تا پایان دوره استقرار کامل در روستاها) - ساكنان اوليه اين محل را شباناني تشكيل مي دادند كه در فصل مناسب سال از ارتفاعات لرستان براي برداشت محصولات نباتي خودرو، به گوشه شمالي دشت خوزستان سرازيز مي شدند. اين تازه واردان در خانه هاي تك اتاقي به سر مي بردند كه ديوارهاي آن را سله مي ساختند و پس از چراي احشام خود و برداشت غلات خود رو منطقه، هنگام آغاز فصل گرما به ارتفاعات لرستان مراجعت مي كردند، اين دوره " بزمرده " ناميده اند.

 دوره بز مرده

در منطقه دهلران در نزديك رود خانه مهمه

تپه علی کش

به شخم زمين مي پرداختند و در كشت زمينهاي كشاورزي، فعاليتهاي محدود داشتند. مردم دوره " علي كش " در خانه هاي زندگي مي كردند كه ديوارهاي آن از سله ساخته مي شد و بيش از يك اتاق داشت، و در حياط منزل، اجاق نيز براي تهيه غذا مي ساختند. مردم دوره " علي كش " در آخرين مرحله گرد آوري و ذخير غذا و نخستين مراحل توليد كامل غذا و استقرار دائم در روستاها زندگي مي كردند

دوره علی کش

در منطقه دهلران در نزديك رود خانه مهمه

تپه علی کش

آنان مردمي كشاورز و دامدار بودند و در روستايي كه منازل آن را با چينه مي ساختند، به سر مي بردند و از ظروف ساده سفالي استفاده مي كردند

دوره محمد جعفر

در منطقه دهلران در نزديك رود خانه مهمه

چغابنوت

 

در كنار رود خانه دز

چغاميش

 

در جنوب دزفول،

بنه فاضلي

 

در دو كيلومتري شمال چغاميش

تپه " جعفرآباد

 

در كنار رودخانه شائور در سه كيلومتري شمال شوش در كنار انديمشك

تپه هاي " بند بال " ، " بوهلان " ، " جوي

 

" در اطراف تپه جعفرآباد و خود تپه باستاني

شوش

 

قسمت آكروپل آن

چغا سفيد " ، چغاسرخ " ، مهمه " ، " خزينه " و " بيات

مراحل پيشرفته تر استقرار دايم در روستاها و دوران نو سنگي با توليد غذا و استفاده از سفال را معرفي مي نمايند

دهلران

چشمه ماهي

 

هفت تپه

تپه " تولايي " ، تپه " ابوفندوا " وتپه " قبرشيخان

 

محلهاي باستاني معروف دوران نو سنگي در جنوب غرب ايران

 

 

غرب و شمال غربي ايران

در غرب ايران كه از نظر مطالعات باستان شناسي گاهي نيز به آن منطقه زاگرس گفته مي شود، آثاري از ادوار مختلف تغييرات و تحولات فرهنگي دوره نو سنگي در ايران را مي توان مورد بررسي ومطالعه قرار داد .
در حدود 60 كيلومتري كرمانشاه در هوليان ( هليلان )، تپه " گوران " مورد بررسي و حفاري قرار گرفته است كه در آن 21 لايه باستاني تشخيص داده شد و از دو لايه تحتاني
گرچه چند پيكرك گلي پيدا شد
ولي سفال مشاهد نگشت. اولين نمونه بقاياي معماري كه عبارت بو.دند از چند پاره ديوار گلي از لايه 16 به دست آمد. گاهي پس ديوارها را با سنگ ساخته بودند و ديوارها و كف بعضي از قسمتهاي را با كاهگل اندود كرده بودند.
نخستين ساكنان تپه " گوران " در كلبه هايي به سر مي بردند كه ديوارهاي آنها را با تنه درختان مي ساختند و سپس روي آن را با گل اندود مي كردند. اين ساكنان زندگي كوچ روي داشتند. نخستين نمونه سفال از لايه 19 به دست آمد كه بسيار ساده و خشن بود. همزمان با استفاده از اين نوع سفال، از نوع ديگري سفال كه داراي نقوش ساده هندسي بود نيز استفاده مي شد.
با توجه به نوع معماري دو لايه اول تپه " گوران " به نظر مي رسد كه ساكنان اوليه " گوران" را كوچ نشينان منطقه تشكيل ميدادندكه فقط مدتي كوتاهي در محل به سر مي بردند و در فصل نامناسب سال، به ساير نقاط كوچ مي كردند.
از ديگر نقاط باستاني غرب ايران، تپه " سراب " و تپه " آسياب " مي باشند. اين تپه ها در حدود 6 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه واقع شده اند.
به نظر مي رسد كه ساكنان تپه " آسياب " در توليد غذاي مورد نياز خود دخالت چنداني نداشته اند. اين ساكنان، خانه هاي مدوري داشتند كه قسمتي از آن را در زمين حفر مي كردند. ولي، بقاياي به دست آمده از تپه " سراب " نمايانگر " يك زندگي روستايي ابتدايي است كه ساكنان آن فاقد صنعت سفالگري بودند انا به تدريج به اين فن دست يافتند.
تپه ديگري كه در نزديكي اين دو محل واقع شده است و به نام " سيابيد" خوانده مي شود، مرحله استقرار كامل در روستا را همراه با توليد غذا معرفي مي نمايد. در حدود 10 كيلومتري غرب شهر هرسين و در كنار جاده ارتباطي هرسين
كرمانشاه، تپه باستاني " گنج دره " واقع گرديده است كه حفاري آن در سال 1965 م. ( 1344 ه.ش. ) آغاز و در سالهاي 1967 م. ( 1346 ه.ش. ) 1969 م. ( 1348 ه.ش. ) و 1974 م. ( 1353 ه.ش. ) نيز ادامه يافت و در نتيجه اين حفريات پنج دوره استقرار مشخص شد. قديمي ترين قطعه سفال دوران نو سنگي كه در ايران به دست آمده، از تحتاني ترين طبقه استقرار تپه" گنج دره " يافت شده است. قدمت اين قطعه سفال كه داراي خميري به رنگ خاكستري تيره و در حراراتي كم پخته شده است، با استفاده از تعيين قدمت آثار با روش موسوم به كربن 14، در حدود 8450 سال قبل از ميلاد تعيين شده است. آثار معماري قديمترين طبقه استقرار را، حفره هاي كوچك مدوري تشكيل مي دهند كه در زمين حفر شده اند. طبقات استقرار بالاتر، شامل خانه هايي است با اتاقهاي مستطيلي شكل و فاقد پي سنگي كه سطح ديوار و كف آنها با كاهگل اندود شده بود. به طور كلي، " گنج دره "تپه اي است كه مراحل اوليه استقرار دايم در روستاها را در غرب ايران معرفي مي نمايد.
يكي ديگر از محلهاي باستاني غربي ايران كه همانند تپه هاي " سراب " و " آسياب " و " سيابيد" و " گنج دره " معرف حضور انسان در دوره نوسنگي در غرب ايران هستند، تپه " عبدالحسين " است كه گزارش حفريات در آن اخيرا" منتشر شده است. ايت تپه در 65 كيلومتري مشرق تپه " گنج دره " واقع شده است.
علاوه بر " سه گابي " يكي ديگر از نقاط باستاني واقع در غرب ايران كه بايد در ارتباط با دوره استقرار دائم در روستاها مورد مطالعه قرار گيرد، " گودين "تپه است كه در نزديكي كنگاور و در كنار رودخانه " گاماساب " ( گاماس آب ) قرار گرفته است. آثار دوران نوسنگي در اين تپه ( دوره هفتم ) از دو گمانه آزمايشي كه در سال 1965 ميلادي ( 1344 ه.ش. ) حفر گرديدبه دست آمده است. ساكنان دوران نوسنگي در تپه " گودين " در
  خانه هايي مي زيستند كه ديوارهاي آن را با چينه مي ساختند و از ظروف ساده سفالي و سنگي استفاده مي كردند. تاريخي كه براي دوران نوسنگي " گودين "(دوره هفتم ) پيشنهاد شده است، بين 7500 تا 7000 
سال پيش است. در نهاوند نيز " تپه گيان " و " تپه جمشيدي " آثاب دوران نوسنگي را معرفي مي نمايند.
در كردستان در نزديكي تپه باستاني " زيويه " محلي به نام تپه " سيوان " مورد مطالعه قرار گرفته است و در نتيجه حفاري دو گمانه آزمايشي كوچك، مشخص شده كه اين محل معرف دوران نوسنگي و استقرار كامل در روستاها همراه با توليد غذا و استفاده از سفال است.
در شمال غربي ايران در جنوب درياچه اورميه در دره سولدوز، حفرياتي در چندين تپه باستاني انجام شد كه آثار به دست آمده از " حاجي فيروزه "معرف مرحله اي از دوره نوسنگي است كه ساكنان آن با كشاورزي و دامداري غذاي مورد نياز خود را تامين مي كردند و داراي ظروف سفالي متنوع از نظر شكل و كاربرد و تزيين بودند.
در اين دوره ، سه محل باستاني مراحل مختلف فرهنگي، از استقرار دائم در روستاها در هزاره ششم پيش از ميلاد تا آغاز استقرار در شهرها در هزاره چهارم پيش ميلاد، را معرفي مي كنند كه به ترتيب از قديم به جديد، آثار هر دوره از تپه هاي"حاجي فيروز "، " دالما" وبالاخره " پيزدلي " به دست آمده اند.
تپه " حاجي فيروزه " كه به صورت بر جستگي كوچكي در دو كيلومتري تپه " حسنلو" در دره سولدوز در جنوب درياچه اروميه و شمال شرقي " نقد " واقع شده است، براي نخستين بار در سال 1958 م. ( 1337 ه.ش.) حفاري شد.
ساكنان تپه " حاجي فيروز" ، منازل خود را كه به صورت اتاقهاي منفرد با تقسيماتي داخلي بود، با خشتهاي نامنظمي مي ساختند كه با دست به آنهاشكل داده بودند و ديورها و كف اتاقها را با كاهگل اندود مي كردند. اموات خود را در داخل روستا و گاهي در گوشه اتاقهاي اصلي دفن مي كردند و هداياي همراه اجساد در گور قرار مي دادند. هر خانه متشكل از يك اتاق مستطيل شكل بود كه با يك ديوارك داخلي به دو قسمت تقسيم مي شد. اين خانه، هم محل زندگي و استراحت بود و هم محل انجام كارهاي روزانه از قبيل آماده كردند غذا و طبخ آن. به همين علت در قسمتي كه براي كارهاي روزانه اختصاص يافته بود، اجاق براي طبخ غذا وايجاد گرما و انبارهاي كوچك براي ذخير مواد خواركي مورد مصرف، تعبيه مي شد.
د رميان سفالهاي به دست آمده از تپه " حاجي فيروز "،قطعاتي از نوع سفالي كه به اصطلاح " سيني پوست كني " ناميده مي شوند به دست آمد كه به نظر مي رسد از آنها براي طبخ نان استفاده مي كردند.
از ديگر محلهاي باستاني در شمال غربي ايران كه آثار به دست آمده از آنها معرف دوران نو سنگي مي باشد، مي توان از " يانيك تپه " واقع در شمال شرقي در ياچه اروميه و " اهزنجان " واقع در دشت سلماس در گوشه شمال غربي در ياچه اروميه نام برد. با توجه به بررسي اجمالي كه به آن اشاره شد، به نظر مي رسد كه در غرب ايران ( در گستره اي از جنوب غربي و دشت خوزستان تا شمال غربي و دشت سلماس در راستاي سلسه جبال زاگرس مي توان مراحل مختلف تطور فرهنگي در دوران نوسنگي از جمع آوري غذا تا دوره گرد آوري و ذخيره غذا واز اين دور تا دوره توليد غذا و سرانجام آغاز شهر نشيني، را در اين زمان كه تقريبا" سه هزار سال از تاريخ فرهنگ انسان را شامل مي شود و از حدود 10000 سال تا7000 سال پيش را در بر مي گيرد، مورد بررسي دقيق قرار داد.

 

غرب و شمال غربي ايران

نام منطقه یا اثر باستانی

مشخصات

مکان یا توضیحات تکمیلی

تپه " گوران

گرچه چند پيكرك گلي پيدا شد ولي سفال مشاهد نگشت نخستين ساكنان تپه " گوران " در كلبه هايي به سر مي بردند كه ديوارهاي آنها را با تنه درختان مي ساختند و سپس روي آن را با گل اندود مي كردند

منطقه زاگرس - حدود 60 كيلومتري كرمانشاه در هوليان

تپه " سراب " و تپه " آسياب

بقاياي به دست آمده از تپه " سراب " نمايانگر " يك زندگي روستايي ابتدايي است كه ساكنان آن فاقد صنعت سفالگري بودند انا به تدريج به اين فن دست يافتند

اين تپه ها در حدود 6 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه واقع شده اند

سيابيد

توليد غذا

اين تپه ها در حدود 6 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه واقع شده اند

تپه باستاني " گنج دره "

. قديمي ترين قطعه سفال دوران نو سنگي كه در ايران به دست آمده، از تحتاني ترين طبقه استقرار تپه" گنج دره " يافت شده است.

8450 سال قبل از ميلاد

ايت تپه

 

65 كيلومتري مشرق تپه " گنج دره

گودين "تپه

در  خانه هايي مي زيستند كه ديوارهاي آن را با چينه مي ساختند و از ظروف ساده سفالي و سنگي استفاده مي كردند

نزديكي كنگاور و در كنار رودخانه " گاماساب " ( گاماس آب )- بين 7500 تا 7000  سال پيش

تپه " سيوان "

اين محل معرف دوران نوسنگي و استقرار كامل در روستاها همراه با توليد غذا و استفاده از سفال است

در كردستان

دره سولدوز

 

جنوب درياچه اروميه

" حاجي فيروزه "

از دوره نوسنگي است كه ساكنان آن با كشاورزي و دامداري غذاي مورد نياز خود را تامين مي كردند- هداياي همراه اجساد در گور قرار مي دادند

تپه " حاجي فيروزه " كه به صورت بر جستگي كوچكي در دو كيلومتري تپه " حسنلو" در دره سولدوز در جنوب درياچه اروميه و شمال شرقي " نقد " واقع شده است

يانيك تپه "

 

واقع در شمال شرقي در ياچه اروميه

اهزنجان

( در گستره اي از جنوب غربي و دشت خوزستان تا شمال غربي و دشت سلماس در راستاي سلسه جبال زاگرس مي توان مراحل مختلف تطور فرهنگي در دوران نوسنگي از جمع آوري غذا تا دوره گرد آوري و ذخيره غذا واز اين دور تا دوره توليد غذا و سرانجام آغاز شهر نشيني، را در اين زمان كه تقريبا" سه هزار سال از تاريخ فرهنگ انسان را شامل مي شود و از حدود 10000 سال تا7000 سال پيش را در بر مي گيرد، مورد بررسي دقيق قرار داد.

 

واقع در دشت سلماس در گوشه شمال غربي در ياچه اروميه

  

فلات مركزي ايران ( شامل ساحل جنوبي درياچه خزر )

مطالعات باستان شناسي در منطقه فلات مركزي ايران، نسبت به منطقه غرب به ويژه جنوب غربي بسيار جديد است و سابقه آن به سال 1930 م. ( 1309 ه.ش. ) مي رسد. تا قبل از حفريات دانشگاه تهران در دشت قزوين، آثار به دست آمده از تپه " سيلك " كاشان شاخص ادوار مختلف دوران نوسنگي در فلات مركزي ايران بود. ولي، با حفريات در دشت قزوين و مطالعات انجام شده بعدي بر روي آثار به دست آمده از تپه هاي سه گانه " زاغه " ، " قبرستان " و تپه " سگزآباد " مشخص شد كه تاريخ تطور فرهنگ را در فلات مركزي ايران از دوران نويسندگي تا اواسط دوره هخامنشي مي توان در اين سه تپه با ستاني مورد مطالعه دقيق قرار داد. تپه " زاغه " در دو كيلومتر و نيمي جنوب روستاي حيدآباد و در دو كيلومتر و سيصد متري شمال شرقي تپه " سگزآباد " در دشت قزوين واقع شده است. تپه " سگزآباد " نيز در هشت كيلومتري شمال روستاي " سگز آباد " از بخش بوئين  زهرا واقع شده است.
ساكنان " زاغه " در ابندا منازل خود را از چينه بنا كردند و به تدريج با خشتهايي كه با دست شكل داده شده بود، ديوار خانه هاي را مي ساختند. كف و ديوار منازل را با كاهگل اندود مي كردند. گاهي نيز ديوار منازل را با رنگ تزيين مي كردند. اموات را در داخل روستا و همراه با هدايا دفن مي نمودند. ظروف سفالي ساده و منقوش به كار مي بردند و و غذاي مورد نياز را از طريق كشاورزي و دامداري تامين مي كردند. ساكنان زاغه در حدود 7000 سال پيش اين روستا را ترك كردند و به محل ديگري رفتند. در فلات مركزي ايران، محلهاي باستاني ديگري نيز شناسايي شده اند كه از نظر فرهنگ با آثار به دست آمده از تپه " زاغه " همزمان هستند. اهم از اين محلها عبارتند از : " سيلك كاشان " ، " چشمه علي " نزديك شهر ري در جنوب تهران " قره تپه " شهريار " و اسماعيل آباد " ساوج بلاغ كرج " پوئينك " ورامين. همچنين، در شرق تهران در " دلاريان " سمنان و " شير ژيان " نزديك تپه حصار دامغان نيز آثار دو غار " كمربند" و " هاتو " واقع در ساحل درياچه خزر در هشت كيلومتري بهشهر نيز آثار دوران نوسنگي به دست آمده است. هر چند گزارش حفريات " مهران آباد " ساوه هنوز منتشر نشده است. و از " قمرود " فقط چند سطر اطلاع به صورت خبرنامه در دست است، ولي آثار اين دو محل نيز معرف دوران نوسنگي فلات مركزي هستند. اخيرا" نيز، در يك تپه باستاني به نام تپه " شغالي " واقع در پيشواي ورامين، آثار دوران نوسنگي حفاري شده است
.

فلات مركزي ايران ( شامل ساحل جنوبي درياچه خزر )

نام منطقه یا اثر باستانی

مشخصات

مکان یا توضیحات تکمیلی

تپه " سيلك "

شاخص ادوار مختلف دوران نوسنگي در فلات مركزي ايران

 

تپه هاي سه گانه " زاغه " ، " قبرستان " و تپه " سگزآباد

 

در دشت قزوين

تپه " زاغه

در ابندا منازل خود را از چينه بنا كردند و به تدريج با خشتهايي كه با دست شكل داده شده بود، ديوار خانه هاي را مي ساختند. كف و ديوار منازل را با كاهگل اندود مي كردند. گاهي نيز ديوار منازل را با رنگ تزيين مي كردند ساكنان زاغه در حدود 7000 سال پيش اين روستا را ترك كردند و به محل ديگري رفتند.

 

در دو كيلومتر و نيمي جنوب روستاي حيدآباد و در دو كيلومتر و سيصد متري شمال شرقي تپه " سگزآباد " در دشت قزوين

تپه " سگزآباد "

 

نيز در هشت كيلومتري شمال روستاي " سگز آباد " از بخش بوئين  زهرا واقع شده است

" چشمه علي "

 

فلات مركزي ايران - شهر ري در جنوب تهران

قره تپه " شهريار " و اسماعيل آباد " ساوج بلاغ كرج " پوئينك "

 

ورامين

" دلاريان

 

" سمنان

` شير ژيان

 

نزديك تپه حصار دامغان

دو غار " كمربند" و " هاتو "

 

ساحل درياچه خزر در هشت كيلومتري بهشهر

" مهران آباد "

 

ساوه

تپه " شغالي "

 

پيشواي ورامين

  

فلات مركزي، شمال شرقي و ساير قسمتهاي ايران در دوران نوسنگي

در شمال شرقي ايران، اثار دوران نوسنگي در محلهاي باستاني واقع در شمال شهرستان شاهرود نزديك بسطام و نزديك شاهرود و همچنين در دشت گرگان در دو محل " تورنگ تپه " و " ياريم تپه " شناسايي شده اند. در تپه " سنگ چخماق " در كنار جاده شاهرود به بسطام، آثار دوران نوسنگي به صورت خانه هايي كه ديوار آنها با خشت و چينه ساخته مي شد و ساكنان خانه ها از طريق كشاورزي و دامداري غذاي مورد نياز را تامين و از ظروف ساده سنگي و سفالي استفاده مي كردند. شناسايي شده است. نظير چنين آثاري، از محل باستاني " خوريان " واقع در جنوب غربي شاهرود نيز به دست آمده است. در ساير قسمتهاي ايران، ازجمله كرمان در محلهاي باستاني " تل ابليس " در دره مشيز " تپه يحيي " در دره سوغان، نزديك روستاي دولت آباد نيز آثار دوران نوسنگي شناسايي شده است. در جلگه مرودشت فارس نيز آثار به دست آمده از تپه هاي " گپ " ، " جاري " ، " نخودي " ، " موشكي " و " باكون " ،آثار اين دوران مرود بررسي و مطالعه قرار گرفته است. همچنين، در اطراف شيراز و كازرون نيز آثار دوره استقرار در روستاها از محلهايي چون " جليان" ، " بيزدان " " كوتاهي " و " كازرون " شناسايي شده است .

تورنگ تپه

تورنگ تپه

1.       " سه گردان "واقع در شمال غربي نقده در آذربايجان غربي.

2.       " تپه گرد " در يك كيلومتري جنوب شرقي دهكده چله گاه در بخش لردگان بهبهان .

3.       " تل تيموران " در يك كيلومتري مغرب قصبه كوشك ارسنجان فارس.

4.       " تل شغا " نزديك شيراز.

5.       منطقه دماوند، بررسي آثار دوران سنگ.

6.       " تپه جمشيدي " در دشت خوا در دره نهاوند.

7.       " قلعه رستم " از توابع بخش لرد جان در 82 كيلومتري جنوب غربي بروجن، بين دهكده سيله و جوانمردي.

8.       " غار كربوتا" ،نزديك دهكده تازه كند، با آثار دوره نو سنگي.

9.       " غار غلاباد " بين بوكان و مياندوآب، با آثار دوره فراپاينه سنگي.

10.   " غار مزدوران " ، در مزدوران، نزديك مشهد،با آثار دوره نو سنگي .

11.   پناهگاه سنگي " ملهان " در جنوب شاپور ( سلماس ) از دوره نو سنگي.


فلات مركزي، شمال شرقي و ساير قسمتهاي ايران در دوران نوسنگي

نام منطقه یا اثر باستانی

مشخصات

مکان یا توضیحات تکمیلی

تورنگ تپه " و " ياريم تپه

 

در شمال شرقي ايران، اثار دوران نوسنگي در محلهاي باستاني واقع در شمال شهرستان شاهرود نزديك بسطام و نزديك شاهرود و همچنين در دشت گرگان

تپه " سنگ چخماق "

خانه هايي كه ديوار آنها با خشت و چينه ساخته مي شد و ساكنان خانه ها از طريق كشاورزي و دامداري غذاي مورد نياز را تامين و از ظروف ساده سنگي و سفالي استفاده مي كردند

كنار جاده شاهرود به بسطام

" خوريان "

 

جنوب غربي شاهرود

 

 

سایر قسمتهای ایران

در ساير قسمتهاي ايران، ازجمله كرمان در محلهاي باستاني " تل ابليس " در دره مشيز " تپه يحيي " در دره سوغان، نزديك روستاي دولت آباد نيز آثار دوران نوسنگي شناسايي شده است. در جلگه مرودشت فارس نيز آثار به دست آمده از تپه هاي " گپ " ، " جاري " ، " نخودي " ، " موشكي " و " باكون " ،آثار اين دوران مرود بررسي و مطالعه قرار گرفته است. همچنين، در اطراف شيراز و كازرون نيز آثار دوره استقرار در روستاها از محلهايي چون " جليان" ، " بيزدان " " كوتاهي " و " كازرون " شناسايي شده است .

1. " سه گردان "واقع در شمال غربي نقده در آذربايجان غربي.

2." تپه گرد " در يك كيلومتري جنوب شرقي دهكده چله گاه در بخش لردگان بهبهان .

3." تل تيموران " در يك كيلومتري مغرب قصبه كوشك ارسنجان فارس.

4. " تل شغا " نزديك شيراز.

5. منطقه دماوند، بررسي آثار دوران سنگ.

6. " تپه جمشيدي " در دشت خوا در دره نهاوند.

7. " قلعه رستم " از توابع بخش لرد جان در 82 كيلومتري جنوب غربي بروجن، بين دهكده سيله و جوانمردي.

8. " غار كربوتا" ،نزديك دهكده تازه كند، با آثار دوره نو سنگي.

9." غار غلاباد " بين بوكان و مياندوآب، با آثار دوره فراپاينه سنگي.

10. " غار مزدوران " ، در مزدوران، نزديك مشهد،با آثار دوره نو سنگي .

11. پناهگاه سنگي " ملهان " در جنوب شاپور ( سلماس ) از دوره نو سنگي.

امید است مطالب مناسبی را ارائه کرده باشم .

                            محمد رضا عباسپور

                                                                     www.safarirani.tk


موضوعات مرتبط: دوره استقرار در دشت ایران

تاريخ : پنجشنبه 1385/10/28 | 15:13 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
جزيره‌اي مانند قشم، با دويست کيلومتر جنگل دريايي منحصر به فرد در دنيا، طولانيترين غار نمک جهان به طول 6 کيلومتر، پديده‌هاي زير دريايي زيبا و پديده‌هاي نادر زمين‌شناسي، ذاتا منطقه‌اي با جذابيتهاي توريستي به شمار مي‌رود. اگر اين جزيره را در اقيانوس آرام مي‌گذاشتيم، قطب جهانگردي دنيا مي‌شد.


جنگلهاي حرا در قشم

وقتي قانونگذار کارکرد منطقه را تجاري و صنعتي تعريف کرده و هيچ پيش‌بيني‌اي براي گردشگري نکرده، حالا مديري که بايد با استفاده و استناد به همين قانون به برنامه‌ريزي و کسب درآمد بپردازد، چه بايد بکند؟

بايد داستان جذب گردشگر براي مناطق آزاد را به طور عام فراموش کنيم مي‌توان با توجه به طبيعت منحصر به فرد قشم، روي «اکوتوريسم» (طبيعت‌گردي) به طور خاص سرمايه‌گذاري کنيم.»

 مأموريت قانوني مناطق آزاد ايران، جذب گردشگر نيست،  سازوکارهايي را که قانون براي اين مناطق تعريف کرده است، براي منطقه آزاد کيش بازرگاني و صنعتي، قشم، صنعتي و چابهار، ترانزيت کالاست.


بنابراين  مهمترين دليل عدم موفقيت مناطق آزاد را در «ضعف قانون» دانست و کساني قانون مربوط به اين مناطق را نوشته‌اند که آشنايي با شرايط اين مناطق نداشته‌اند. قانون مناطق آزاد ايران اشکالاتي دارد که راه را بر توسعه آن مي‌بندد؛ از جمله اينکه اين قانون، تجاري و صنعتي است ولي ما از مناطق آزاد توقع گردشگري داريم

 «چرا قشم گردشگر جذب نمي‌کند؟»  «قشم 64 نقطه جمعيتي دارد و بالاترين سرانه مسجد در کشور متعلق به جزيره قشم است. اين جمعيت هرگونه گردشگري را نمي‌پذيرد. انتخاب گردشگري كه صرفا در پي تفريح است براي جمعيت بومي قشم، انتخاب ميان معتقداتش و پول و رفاه است. او اعتقاداتش را انتخاب مي‌کند.»


اصلا بياييم جزيره کيش را 99 ساله اجاره بدهيم. شايد کسي بتواند با اجاره اين جزيره آنجا را متحول کند،



  اين جزيره به عنوان «يک ناو جنگي عظيم غير قابل غرق» کردن است «اين جزيره براي ايران بسيار استراتژيک است. نمي‌شود در حالي که کلي سرباز و وسايل نظامي در آن وجود دارد، از آن انتظار جذب گردشگر را هم داشت.»

«قانون، کسب درآمد را يکسره به عهده خود مناطق آزاد گذاشته است، به اين ترتيب عده‌اي با سواستفاده از قانون به قاچاق مبادرت مي‌كنند. يعني قانون به مناطق آزاد اجازه ترانزيت کالا از کشورهاي ديگر را مي‌دهد و مسافران هم همان کالاها را وارد کشور مي‌کنند. کساني که مسئول مبارزه با قاچاق هستند، مي‌گويند کالاهاي قاچاق از مناطق آزاد وارد کشور مي‌شود، ولي به يک نکته دقت نمي‌شود و آن هم اين است که اين روش راه حل «قانون» براي کسب درآمد مناطق آزاد است.»

 بايد توقع گردشگري از مناطق آزاد را فراموش کنيم و يا اينکه براي آن قانون بنويسيم و به گردشگر خارجي اجازه بدهيم به شيوه خودش گردشگري کند نه به شيوه ما. صنعت گردشگري در مفهوم عام آن اساسا با ارزشهاي ديني ما مغايرت دارد. ما به گردشگران خارجي مي‌گوييم وقتي به ايران مي‌آييد بايد مطابق ارزشهاي ما عمل کنيد، وقتي چنين الزامي براي آنها مي‌گذاريم، دليل ندارد علاقه داشته باشند به ايران سفر کنند.


 زماني کيش رفتن براي ايرانيان مثل خارج رفتن بود. ولي حالا وقتي مسافر ايراني با همان پول مي‌تواند به دبي و آنتاليا برود، چرا بايد به کيش سفر کند؟ من معتقدم کيش هم موفق نبوده است، چون حالا تا آنتاليا، دبي، يونان و کشورهاي آسياي ميانه هستند، گردشگر ايراني ديگر کيش را انتخاب نمي‌کند.


موضوعات مرتبط: اگر قشم در اقيانوس آرام بود

تاريخ : پنجشنبه 1385/10/28 | 14:37 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
«ايران، سرزمين دوستي و تمدن» شعار گردشگري ايران براي شركت در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي شد. Iran, The land of civilization and friendship از اين پس بر روي بروشورهاي تبليغاتي ايران در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي ثبت مي‌شود. اين شعار را اعضاي شركت نمايشگاه‌هاي گردشگري از زيرمجموعه‌هاي شركت توسعه گردشگري انتخاب كرده‌اند.

Iran, The land of civilization and friendship از اين پس بر روي بروشورهاي تبليغاتي ايران در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي ثبت مي‌شود.

به گفته «مهدي جهانگيري»، مدير عامل شركت توسعه گردشگري ايران، براي انتخاب اين شعار از اعضاي اين شركت درخواست شد تا نظرات خود براي شعار گردشگري ايران را پيشنهاد دهند. از ميان نظرات اعضا دو شعار «ايران، سرزمين دوستي و تمدن» و «ايران سرزمين عجايب» از ديگران بهتر بود كه در نهايت شعار نخست تائيد شد.

او تاكيد كرد: «اگر كساني پيشنهادات بهتري دارند مي‌توانند ارائه دهند و امكان تغيير اين شعار وجود دارد.»
اعضاي شركت نمايشگاه‌هاي گردشگري نمايندگاني از انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي و جهانگردي، جامعه تخصصي تورگردانان، جامعه راهنمايان تور، جامعه هتل‌داران، شركت سرمايه‌گذاري ايرانگردي و جهانگردي و شركت توسعه گردشگري هستند.

تعيين شعاري براي گردشگري ايران، بحثي است كه در يكي دو سال گذشته گاه و بي‌گاه در رسانه‌ها مطرح شده است. يكي از درخواست‌هاي كارشناسان گردشگري از مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، تعيين شعاري براي گردشگري ايران است تا بتوان براي معرفي ايران در ديگر كشورها از آن استفاده كرد.
شعاري كه در تبليغات گردشگري همه كشورها ديده مي‌شود. اهميت اين شعار و نقش تعيين كننده آن در جذب مخاطب به‌حدي است كه كشورهاي مختلف براي تعيين آن حساسيت زيادي به خرج مي‌‌دهند و براي تعيين آن هزينه‌هاي زيادي مي‌كنند.

شعار گردشگري كوبا «كوبا؟! بله!» است. شعار گردشگري دبي «ما قول مي‌دهيم...»، پورتوريكو «بهترش را دارد»، تركيه «زندگي كنيد و لذت ببريد» و مالزي «آسياي واقعي را تجربه كنيد» است.

البته پیشنهاد سفر ایرانی استفاده از تنها دو کلمه جامع و کامل است

موضوعات مرتبط: شعار گردشگري ايران تعيين شد

تاريخ : پنجشنبه 1385/10/28 | 14:25 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
گردشگري تا پايان سال 2006 بر اساس آخرين اطلاعات منتشر شده توسط سازمان جهاني گردشگري سازمان ملل متحد رشدي معادل 2/7 درصد خواهد داشت.

براساس آخرين اطلاعات منتشر شده توسط سازمان جهاني گردشگري سازمان ملل (UNWTO)، گردشگري در سطح جهان با وجود ترس از درگيري‌ها و تروريسم معادل 5/4 درصد در 8 ماهه اول سال جاري رشد داشته است.


بررسي وضعيت گردشگري در مقطع زماني كوتاه چشم‌انداز روشني را نشان مي‌دهد و به نظر مي‌رسد كه اين وضعيت در صورت عدم وقوع حوادث خاص به همين ترتيب باقي بماند.
آفريقا با 8/9 درصد افزايش تعداد گردشگر در 8 ماهه اول سال جاري دوباره در صدر مقاصد گردشگري منطقه‌اي جهان قرار گرفت. آسيا و اقيانوسيه با 3/8 درصد در مقام دوم و جنوب و جنوب شرقي آسيا از نظر گردشگري از حد متوسط گذشتند.


منطقه خاورميانه با وجود مناقشات سياسي و نظامي با 6 درصد رشد نسبتا خوبي داشته و درگيري بين لبنان و اسرائيل تاثير چنداني بر وضعيت گردشگري منطقه نداشته است.
منطقه اروپا با 1/3 درصد رشد داشته است


رشد گردشگري در كل قاره آمريكا 5/2 درصد بوده است. آمريكاي مركزي 7/8 درصد، آمريكاي جنوبي 1/8 درصد و منطقه كارائيب 1/5 درصد و شمال آمريكا تنها 4/0 درصد رشد داشته است.
آمار و اطلاعات نشان مي‌دهد كه تا پايان سال 2006 گردشگري در سطح جهاني رشدي معادل 2/7 درصد داشته باشد.



موضوعات مرتبط: آخرين اطلاعات مربوط به وضعيت گردشگري در جهان

تاريخ : پنجشنبه 1385/10/28 | 14:18 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

با توجه به اینکه هنوز در بسیاری از بخش های گردشگری مانند زیرساخت ها ، سیستم حمل و نقل و... مشکلات فراوانی داریم اما مهم ترین اصل در جذب توریست ، نحوه برخورد با گردشگران است. لذا ، بهتر است تا بر طرف شدن تمامی این موانع و مشکلات گردشگران را به کشور دعوت نکنیم چون در این صورت حضور آنان نه تنها باعث رونق صنعت توریسم نمی شود بلکه ضد تبلیغ نیز محسوب می شود.

 باید برای ورود گردشگران به کشور ابتدا شرایط لازم فراهم شود و امکانات برای ارائه خدمات به آنان در بخش های مختلف به حد کافی مهیا باشد و سپس منتظر حضور توریست ها در ایران باشیم.

در حال حاضر مراکز اقامتی و پذیرایی موجود در کشور نیاز گردشگران را برآورده نمی کند و برای حضور و استفاده آنها مناسب نیست بطوریکه از مجموع 625 هتل موجود در کشور تنها 65 هتل مورد استفاده گردشگران خارجی و تورها قرار می گیرد که البته برخی از بهترین هتلهای ایران بیش از 30 سال از عمر مفیدشان می گذرد .

این در حالی است که عمر مفید هتل بر اساس استاندارهای جهانی 15 سال درنظر گفته است بنابراین وضعیت مراکز اقامتی و پذیرایی به هیچ وجه مناسب نیست و به شدت نیازمند بازسازی و احداث هتلهای جدید براساس استاندارهای جهانی هستیم.

همچنین عدم استاندارد بودن خدمات گردشگری در بخشهای مرتبط با این صنعت از دیگر مشکلاتی است که مانع توسعه این صنعت شده به طوری که ارائه خدمات بر اساس استانداردهای موجود در کشور حتی برای استفاده گردشگران داخلی نیز مناسب نیست چه برسد به گردشگران خارجی.

یکی از موارد مهمی که مانع حضور گردشگران به کشور شده است عدم ارائه آموزش های عمومی در خصوص برخورد با گردشگران خارجی است. هنگامی که یک گردشگر به ایران می آید افراد مختلف در مبادی ورودی کشور از کارکنان فرودگاه گرفته تا رانندگان وسایل حمل و نقل عمومی ، فروشندگان و کسبه ، کارمندان هتل و... باید بدانند با آنان چگونه برخورد کنند تا آخرین باری نباشد که به ایران سفر می کنند.

برخورد نامناسب با گردشگران خارجی باعث می شود این افراد دیگر به ایران سفر نکنند و همچنین در بازگشت به کشورشان نیز تبلیغات منفی در خصوص ایرانیان و رفتار آنان انجام دهند در صورتی که با آموزش عمومی به متولیان امر گردشگری ، می توان زمینه تبلیغات مثبت و افزایش حضور گردشگران را فراهم کرد.

زیرا ، تا وقتی این مشکلات درکشور وجود دارد نباید انتظار داشته باشیم گردشگران به ایران سفر کنند.

به گفته کارشناسان گردشگری ، درست است که یکی از عوامل جذب توریست دارا بودن جاذبه ها و آثار تاریخی در کشورها است اما این آثار به خودی خود نمی تواند منجربه توسعه صنعت توریسم و رشد گردشگر شود بلکه باید در کنار آن وسایل و امکانات مورد نیاز برای حضور گردشگران فراهم باشد.

متخصصان حوزه گردشگری معتقدند ؛ آموزش های عمومی بخش های مختلف گردشگری و همچنین برخورد با گردشگران باید از دوران دبستان در کتب درسی دانش آموزان گنجانده شود تا به صورت یک فرهنگ عمومی جای بیفتد. چنانچه این اتفاق بیفتد دیگر شاهد برخورد نادرست مردم با توریست ها نخواهیم بود.

بنایراین بهتر است تا قبل از انجام هر کاری ابتدا شرایط ورود و حضور گردشگران را فراهم و سپس آنها را به کشور دعوت کنیم.


موضوعات مرتبط: گردشگران را به کشور دعوت نکنیم!؟

تاريخ : پنجشنبه 1385/10/28 | 14:14 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

ایران به عنوان یكی از مهمترین كشورهای تاریخی جهان با تمدن چند هزارساله و همچنین برخورداری از عرصه‌های طبیعی در میان سایر كشورهای كره خاكی از قابلیت بسیاری برای جذب گردشگر فرهنگی و گردشگر علاقه‌مند به اكوتوریسم بهره‌مند است.

در حال حاضر پكیج‌های مسافرتی بسیاری از آژانس‌های خارجی، دارای اطلاعاتی در ارتباط با ایران بوده و گردشگران كشور خود را به سفر به ایران و دیدن جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی آن ترغیب می‌كنند.

گردشگران اروپایی و آمریكایی از مهمترین علاقه‌مندان تمدن و طبیعیت ایران زمین به شمار آمده و در سالهای گذشته بیشترین میزان ورودی گردشگران را به خود اختصاص می‌دادند.

میدان امیرچخماق یزد و نقش جهان اصفهان همه ساله شاهد حضور گردشگران اروپایی علاقه‌مند به تاریخ و تمدن ایران زمین بوده و این حضور ارزشمند در بیشتر مواقع سبب شده تا خط بطلانی بر روی تبلیغات منفی دولتهای غربی در ارتباط با ایران و تمدن كهن آن از سوی مردمان این كشورها كشیده شود.

به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، فصل، فصل ورود گردشگران است و متولیان گردشگری در بخش خصوصی و دولتی منتظر ورود آنان به سایتهای گردشگری تاریخی و طبیعی هستند.

آژانس‌داران ایرانی كه در ارتباط با كار ورودی گردشگر به ایرن فعال هستند امسال از نبود گردشگر خارجی در كشور خبر داده و معتقدند كه صنعت گردشگری ایران در زمینه ورود گردشگران خارجی با افت بسیاری روبرو بوده است.


شرایط خاص سیاسی كشور و عدم تبلیغ جاذبه‌های گردشگری در رسانه‌های خارجی از مهمترین عوامل ركود گردشگری است.

اسدی، رییس آژانس بین‌المللی پترا می‌گوید: «امسال شاهد افت 99 درصدی وورد گردشگر به كشورمان بودیم و این مساله سبب ركود صنعت گردشگری كشورمان خواهد شد.»

وی افزود: «شرایط خاص سیاسی كشورمان و عدم تبلیغ جاذبه‌های گردشگری ایران در رسانه‌های خارجی از مهمترین عوامل ركود ورودی گردشگر به كشور است.»

این كارشناس گردشگری در بخش خصوصی از دیگر مشكلات افت ورود گردشگر به ایران را عدم همكاری سفارتخانه‌های ایرانی در سایر كشورهای جهان در رابطه با تبلیغات جاذبه‌های گردشگری ایران و جلب گردشگر دانست.

محمدحسن كرمانی، رییس هیات مدیره انجمن صنفی دفارت خدماتی و مسافرت هوایی نیز گفت:« این روزها تمامی آژانس دارانی كه در زمینه وارد كردن توریست فعالیت می‌كنند با مشكل مواجه شده و تورهای آنها در كشورهای خارجی لغو شده است.»

در حال حاضر برخی از آژانس‌داران ایرانی كه در زمینه تورهای ورودی فعالیت می‌كنند، هیچ تور خارجی نداشته و كسادی ورود گردشگران در پررونق‌ترین فصل ورود گردشگر همچنان موج می‌زند.

طهماسبی‌فر، رییس اتحادیه هتل‌داران گلستان نیز از دیگر متولیان گردشگری در بخش

در حال حاضر برخی از آژانس‌داران ایرانی ، هیچ تور خارجی نداشته و كسادی ورود گردشگران در پررونق‌ترین فصل ورود گردشگر همچنان موج می‌زند.

خصوصی است كه از كسادی هتلهای استان گلستان دم می‌زند.

وی افزود: «همه ساله در این فصل سال هتلهای استان گلستان شاهد حضور گردشگران اروپایی و آمریكایی بود كه متاسفانه امسال صنعت گردشگری استان از وجود گردشگران خارجی بی‌بهره است.»

این كارشناس هتل‌داری اظهار داشت:« هتلهای نو و قدیمی استان همگی خالی و سوت و كور بوده و این مساله ضرر بسیاری را به صنعت هتل‌داری استان وارد كرده است.»

نبود گردشگر خارجی در بسیاری از شهرهای تاریخی فرهنگی و یا شهرهای بهره‌مند از جاذبه‌های طبیعی در حالی صورت گرفته است كه متولیان دولتی گردشگری كشورمان كوچكترین اشاره‌ای به این مورد مهم اقتصادی در صنعت گردشگری نداشته و در مصاحبه‌های خود طوری وانمود می‌كنند كه گویی گردشگران خارجی در تمامی سایتهای تاریخی كشور دیده می‌شوند.

جرج برامندل، راننده شركت روتل تورز آلمان كه در طول 20 سال گذشته هر ساله صدها گردشگر آلمانی را با اتوبوس قرمز این شركت به ایران آورده است، گفت:« در طول دو سال گذشته تعداد تورهای این شركت آلمانی به ایران از 10 تور به یك یا دو تور كاهش یافته است.»

وی اظهار داشت:« من در طول فعالیت خود در زمینه گردشگری به 52 كشور جهان سفر كرده‌ام اما هیچ یك از كشورها، زیبایی‌های نظیر كشور ایران و هند نداشته‌اند.»

جرج 57 ساله از كمبود گردشگر آلمانی در ایران اظهار تاسف كرد و گفت:« امیدوارم كه در سالهای آینده تعداد بیشتری از هموطنان خود را برای دیدن جاذبه‌های گردشگری به ایران بیاورم.»

در طول دو سال گذشته تعداد تورهای این شركت آلمانی به ایران از 10 تور به یك یا دو تور كاهش یافته است.
راننده یک تور آلمانی

برخی از كارشناسان بخش خصوصی در زمینه گردشگری بر تبلیغات جاذبه‌های گردشگری در تلویزیون‌های خارجی تاكید دارند و این امر را از مهمترنی عوامل رونق دادن به صنعت گردشگری كشومان در میان سایر كشورهای جهان می‌دانند.

بخش بازاریابی گردشگری سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اخیرا با تدوین طرح‌هایی سعی در پخش تیزرهای تبلیغاتی در تلویزیون‌های خارجی كرد غافل از اینكه این تبلیغات باید در زمان خود یعنی تقریبا 6 ماه قبل از فصل پررونق ورورد گردشگران به كشورمان یعنی فصل پاییز و زمستان انجام گیرد.

توكلی، رییس آژانس توكلی از متولیان دولتی گردشگری كشورمان خواست تا در مواقعی كه قصد برنامه‌ریزی در ارتباط با تبلیغات را دارد با كارشناسان بخش خصوصی فعال در امر گردشگری مشورت كنند.

وی اظهار داشت:« تبلیغات باید به صورت گسترده و در زمانی انجام شود كه فصل سفر نیست و علاقه‌مندان به سفر در زمان پخش تبلیغات برای مسافرتهای خود در فصل گردشگری آماده شوند.»


موضوعات مرتبط: گردشگران خارجی با ایران قهر كرده اند !؟

تاريخ : پنجشنبه 1385/10/28 | 14:8 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

هر هفته شنبه ها از ساعت ۱۹ تا ۲۰ به صورت آنلاین در سایت سفر ایرانی در بخش نظر خواهی اولین مطلب صفحه نخست و با ایمیل که هر ۳۰ ثانیه به مدت یکساعت ۱۲۰ مرتبه چک خواهد شد آماده مکاتبه و گفتگو با شما کاربران گرامی می باشم . در ضمن می توانید با شماره موبایل ۰۹۱۲۲۸۵۲۴۶۰ در مدت زمان ذکر شده در مورد صنعت گردشگری تبادل نظر داشته باشیم . همچنین می توانید مقالات و تصاویر مورد نظرتان را به ایمیل سایت ارسال کنید تا با نام خودتان در سایت ثبت شود .

                                                                                                باتشکر

                                                                                                    سفر ایرانی



تاريخ : دوشنبه 1385/10/04 | 18:34 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

آزادي با مسمي‌ترين نامي است كه مي‌توانست بر بناي با‌شكوه برج آزادی نهاده شود. حركت صعودي پايه‌هاي ستبر با خطوط فيروزه‌اي تعبيه شده روي آن كه زمين و آسمان را به هم در مي‌آميزد، خمش ملايم اين پايه‌ها و رسيدن آن به سمت راس برج كه در انتها حالت عمودي به خود مي‌گيرد و پرسپكتيو حاصل از اين خمش كه به خطوط فيروزه‌اي سرعت مي‌بخشد و حركت به سمت بالا را به بيننده، القا مي‌نمايد، گويي برج همچون پرنده‌اي سپيد قصد رهايي از زمين و به اوج پر كشيدن دارد كه اشاره ايست به صلح طلبي ملت ايران، تاكيد بر صلابت و استواري سازه برج با استفاده از مصالح سنگي و گشايش ميانه آن به سوي شرق و غرب كه نشان از فراخي سينه ايرانيان در پذيرايي از هر وارد شونده‌اي از شرق و غرب جهان به پايتخت كشور را دارد، جملگي دليل بر تناسب نام آزادي با اين برج است و بار معنوي اين نام ارزش افزوده‌اي است بر ارزش‌هاي هنري و فني اين بنا، با عنايت به رويكرد اخير مسئولان به صنعت توريسم و جايگاه ويژه‌اي كه از سوي دولت به آن اختصاص يافته است همچنين وظايفي كه بر دوش سازمان ميراث فرهنگي و گرشگري نهاده شده است، ضروري است كه توجه خاصي به وضعيت اين اثر ملي صورت گيرد و غبار فراموشي ساليان متمادي از چهره اين بنا زدوده شود. امكانات منحصر به فردي كه در طراحي اين بنا لحاظ شده است، زمينه مناسبي را جهت جذب گردشگران داخلي و خارجي فراهم مي‌نمايد.
ساختمان برج ميلاد به ما آموخته است كه بر پا نمودن چنين بنا‌هايي چه حجم بالايي از تلاش و سرمايه را مي‌طلبد تا به مرحله بهره برداري برسند.
سازندگان تخت جمشيد و مسجد امام اصفهان و كاخ مرمر تهران زحمت كشان و هنرمنداني از اين مرز و بوم بوده‌اند و برج آزادي را نيز چنين اشخاصي بر پا نموده‌اند بلند پروازي فرد با هر اسم و رسمي نمي‌توانست و نمي‌تواند چنين بنا‌هايي را خلق كند پس بياييد پيش از اين به برج آزادي جفا روا نداريم اين بنا يكي از شاهكار‌هاي هنر معماري در كشور ما بلكه در جهان است فقط توجه سريع به آن است كه مي‌تواند ارزش‌هاي نهفته در اين بنا را به جهانيان معرفي نمايد.
ترمينال مسافر‌بري و فضاي كنوني اطراف برج شايسته چنين بنايي نيست و بايد در اولين فرصت به فكر ساماند‌هي باشيم. اگر عبور منوريل از كنار اين برج بحث اخير مديران شهري بود جابجايي ترمينال غرب نيز ‌بايد در برنامه مسئولان شهرداري قرار گيرد تا به جاي آن با ايجاد پارك و فضاي سبز و ايجاد امكانات ورزشي، تفريحي، فضاي مكملي براي برج آزادي بوجود آيد و با جابجايي مسافر‌كش‌هاي اطراف برج، امكان حركت راحت پياده در اطراف ميدان فراهم گردد. تهران براي هويت يابي به چنين توجهاتي نياز دارد. باور داشته باشيم كه پايتخت كشور ما با اين سنبل به جهانيان معرفي شده است همچنانكه پاريس با برج ايفل.
در حالي كه در اخبار مي‌شنويم در طبقه اول برج ايفل امكان اسكيت روي يخ فراهم آمده است و شهرداري پاريس براي كسب در‌آمد هر چه بيشتر از اين برج دست به هر اقدامي كه توجه توريست را جذب نمايد مي‌زند ،چرا بايد امكانات بالقوه برج آزادي به فراموشي سپرده و كمترين توجهي به آن نشود و با هزاران افسوس ما شاهد آن باشيم كه برج آزادي در دود و دم خودرو‌هاي مسافر كش و سر و صداي ناهنجار ماشين‌ها و به نازلترين شكل ممكن از جايگاه خود دور افتاده و چشم به راه توجه مسئولان نشسته است. به حال خود رها كردن برج هزينه‌هاي تعميرات آن را چند برابر خواهد ساخت.
يكي از كاربري‌هاي اوليه برج، اختصاص بخشي از فضاي موجود به موزه است كه نشان از عملكرد فرهنگي آن دارد. در بخشي ديگر امكانات نمايش ميسر خواهد بود و مي‌توان با فعال كردن اين بخش خاطرات روز‌هايي را به نمايش در آورد كه ملت ايران در راه آزادي و استقلال خود فداكاري‌هايي را براي آيندگان به ياد‌گار گذاشته است.
در جهان، سنبل‌هاي متفاوتي كه مفهوم آزادي را بيان مي‌كنند وجود دارد .مجسمه آزادي آمريكا كه هديه‌اي از سوي دولت و ملت فرانسه به اين كشور است، يكي از اين سنبل‌هاست. برج آزادي تهران نيز مي‌تواند جايگاه خود را در جهان باز يابد.
وقت آن رسيده است كه برج آزادي را در يابيم به مرمت و احيا آهن همت گماريم .بيش از اين تعلل جايز نيست و مسئوليت آن به عهده مديران شهري و به ويژه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است تا با احياي اين بنا، مكان مناسبي براي ساعات فراغت شهروندان و ميهمانان داخلي و خارجي فراهم آورند.


موضوعات مرتبط: برج آزادي، سمبل آزادگي و سر‌فرازي ايرانيان

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 13:33 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

عيد نوروز به عنوان عيد رسمي و ملي جمهوري آذربايجان بين مردم ارزش خاصي دارد. عيد نوروز كه فرهنگ‌ها و باورهاي باستاني مردم آذربايجان و ارزش‌هاي اسلامي را در خود جمع كرده است در زمان شوروي سابق ممنوع بود اما مردم در چارچوب محيط خانواده و محل زندگي توانستند اين عيد را زنده نگه دارند.
اتحاد جماهير شوروي يك امپراطوري بود. بيش از يك صد قوم و ملت به اجبار متعهد شده بودند و به عنوان مردم شوروي معرفي مي‌شدند. فرهنگ مردم شوروي به ظاهر رنگ ملي داشت اما محتواي آن سوسياليستي بود. دولت شوروي در زمينه زبان و فرهنگ ملي به خاطر التفاتي كه به زعم خود نشان داده بود كه سعي داشت تاريخ و فرهنگ هزار ساله، آداب و رسوم و اعتقادات ديني مردم را به صورت حساب شده از ميان بردارد. در آن زمان همه آداب و رسوم تاريخي و اعياد از جمله عيد نوروز به عنوان ميراث مضر گذشتگان تبليغ و اعياد جديد و ساختگي شوروي جايگزين آنها مي‌شد.
اول ژانويه نخستين روز سال ميلادي به عنوان عيد عمومي مردم برگزار و عيد ملي _ اسلامي نوروز به عنوان باقيمانده دين و ارتجاع معرفي مي‌شد.
علي‌رغم اين سياست‌ها مردم آذربايجان در عمق ضمير خود آداب و رسوم و باورها و اعتقادات ديني خود را حفظ مي‌كردند. روشنفكران، شعرا و نويسندگان آذربايجان پس از مرگ استالين تلاش كردند تا يك بار ديگر عيد نوروز را احيا كنند. براي اولين بار، در سال 1967 بود كه «شيخعلي قربانف» دانشمند و نويسنده ميهن دوست آذربايجان سعي كرد عيد نوروز به صورت كاملا آشكار از طرف مردم برگزار شود ولي او و برخي از گروه‌ها مورد تعقيب دولت شوروي قرار گرفته و از كار بركنار شدند و از آن به بعد نيز به برگزاري عيد نوروز اجازه داده نشد.
علي‌رغم ممنوعيت‌هاي موجود به مناسبت عيد نوروز نغمه و داستان‌سرايي مي‌شد. بر بچه‌هايي كه در اين ايام به دنيا مي‌آمدند اكثرا اسامي‌اي مانند نوروز و بايرام مي‌گذاشتند. مردم نوروز را و نوروز مردم را زنده نگاه داشته بود. نوروز موجوديت ملي مردم را نشان مي‌داد و با اعياد بيگانه‌ شوروي تفاوت‌هاي اساسي داشت.
پس از استقلال جمهوري آذربايجان در 18 اكتبر 1991 عيد نوروز از خانه‌ها به محله‌ها و سپس به ميادين شهرها گسترش يافت و تبديل به يك آيين و مراسم رسمي شد. اينك براساس رسوم بعد از پايان چله كوچك، مردم خود را براي استقبال از عيد نوروز آماده مي‌كنند. براي اعضاي خانه، لباس نو و براي بستگاني كه قرار است به ديدارشان رفته شود هديه‌هايي خريداري مي‌شود. خانم‌ها، دختران و عروسان به خانه‌تكاني مي‌پردازند. همه سعي دارند تا با خانه‌اي تميز، لباس‌هاي جديد و با روحيه‌اي شاداب وارد سال نو شوند. مردم بدون آنكه در جريان سال‌هاي شمسي قرار بگيرند عيد نوروز را اول سال مي‌دانند. نوروز بهار آرزوهاست. سالي است كه با زنده شدن دوباره طبيعت، نور اميد و خوشبيني را در قلب انسان‌ها روشن مي‌كند. نوروز براي اميدها و آرزوها نقطه آغازين است.
در آذربايجان براي سفره عيد تداركات به خصوصي وجود دارد. خانواده‌هايي كه به ندرت برنج مي‌خورند براي سفره عيد حتما پلو تهيه مي‌كنند. در برخي از شهرها و روستاها همانند ايران سفره هفت‌سين مي‌چينند.
مراسم عيد در آذربايجان از روز سه‌شنبه (چهارشنبه‌سوري) آغاز مي‌شود. در اين روز مردم در حياط خانه‌ها يا در محله‌ها، آتش روشن مي‌كنند. با تفنگ‌ها و با گلوله‌هاي مخصوص به تيراندازي مي‌پردازند و همه جا را روشن مي‌سازند. هر كس به اندازه توانايي‌اش از روي آتش مي‌پرد و مي‌گويد: «همه دردها و رنج‌هايم بر آتش ريخته شود.»
از ديگر خصوصيات بارز عيد نوروز آن است كه مردم از آن به عنوان عيد صلح و دوستي و وحدت و يكپارچگي ياد مي‌كنند و طبق آيين‌هاي باستاني، آنهايي كه قهر هستند آشتي مي‌كنند و قهر و كينه از ميان برداشته مي‌شود.
مراسم عيد نوروز كه از چهارشنبه‌سوري آغاز مي‌شود تا 21 مارس ادامه دارد. در آذربايجان بر خلاف ايران مراسم سيزده‌بدر برگزار نمي‌شود. تنها روز 21 مارس تعطيل است اما حال و هواي نوروز هنوز ادامه دارد.
عيد نوروز كه احترام به آتش، آب و سرسبزي را در خود حفظ كرده است يادگار زردشت بزرگ با سه اصل مهم گفتار نيك، پندار نيك و كردار نيك است.


موضوعات مرتبط: نوروز در آذربايجان شوروي، يادگار آشو زرتشت

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 12:23 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

ايرانيان به واسطه اهميتي كه به شادي مي‌دادند در طول سال به مناسبت‌هاي مختلف جشن‌هاي گوناگوني برپا مي‌داشتند و در ضمن آن، مراسم و آدابي برگزار مي‌كردند. اين مراسم و دعاخواني‌ها را «جشن‌خواني» مي‌ناميدند و به طور معمول در آغاز هر جشني انجام مي‌شد و مي‌شود.
اما كم‌كم عنوان جشن‌خواني به خود جشن و عيد نيز اطلاق شد و هر دو مفهوم و معناي مشتركي را به خود گرفتند. از جمله اينها جشن‌هاي دوازده‌گانه سال است كه در روزگار ساسانيان و پيش از آن، با آداب و تشريفات ويژه‌اي برگزار مي‌شد. زيرا ايرانيان براي هر يك از روزهاي ماه، نامي‌ داشتند و هنگامي كه نام روز با نام ماه برخورد مي‌كرد آن روز را جشن مي‌گرفتند.
به طور نمونه فروردين نخستين ماه سال و آغاز بهار است در حالي كه روز نوزدهم هر ماه،‌ فروردين روز ناميده مي‌شد و زماني كه ماه و روز در فروردين ماه با هم مقارن مي‌شد جشن فروردگان را بر پا مي‌كردند. به همين ترتيب جشن‌هاي ارديبهشت‌گان، خردادگان، تيرگان، مردادگان، شهريورگان، مهرگان، آبانگان، آذرگان،‌ دي‌گان (خرم روز)، ‌بهمن گان و اسفندگان نيز برگزار مي‌شده است.

«نوروز»
روز اول فروردين يا «هرمزد روز» نزد ايرانيان، آغاز سال نو و جشني بزرگ و باستاني به نام نوروز است. اين روز در واقع با وارد شدن خورشيد يا مهر به برج حمل شروع مي‌شود و مي‌توان آن را سرآغاز تجديد سلطنت و حيات خورشيد دانست. برگزاري روز آغاز سال يا نوروز پيوسته با آداب و سنن ويژه‌اي همراه بوده است.
در ايران باستان دو جشن نوروز و مهرگان، دو جشن مربوط به طبيعت بودند كه اولي آغاز بهار و دومي آغاز فصل سرما بود. در تاريخ از دو نوروز بزرگ و كوچك ذكري به ميان آمده است. روز ششم فروردين يعني خرداد روز را نوروز بزرگ مي‌ناميدند.
در نوروز مراسمي با آيين‌ها و سنت‌هايي برگزار مي‌شد كه در نهايت وابستگي اعتقادي انسان را به طبيعت و احترام به مظاهر آن و طلب خير و بركت را نشان مي‌داد. يكي از اين مراسم، جشن چهارشنبه‌سوري است.
«ابوجعفر نرشخي» مولف تاريخ بخارا در سده سوم درباره اين جشن مي‌نويسد: «چون در تقويم و روزشماري ايرانيان هر ماه بي كم و كاست سي روز بوده و هر روز نامي داشته است و پنج روز كبيسه را «بهيزك» و اندرگاه مي‌ناميدند... و چون در روزشمار تازيان چهارشنبه ناميمون بوده است،‌ به همين خاطر چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني مي‌پرداختند و افروختن آتش،‌ نشانه غلبه روشني بر تباهي و بيماري و موجب تقدس آن شناخته شد.
در برخي از شهرها نظير اصفهان، هيزم را به سه دسته تقسيم مي‌كردند و برخي معتقدند كه اشاره به سه‌گانه دين اهورايي يعني «انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك» بوده است.
در واقع نوروز،‌ در ميان اقوام مختلف به مفهوم پاكيزگي ادواري و احيا و بازآفريني متناوب حيات و آفرينش همه مفاهيم زندگي است كه در آن پليدي رانده و سياهي زدوده مي‌شود. شايد خانه‌تكاني مفهومي از همين انديشه است. ارواح درگذشتگان فرود مي‌آيند و چشم انتظار مرحمت هستند. در ميان اقوام هند و اروپايي، فرقه‌اي به نام هيتي Hittie، جشن بهاري و جشن نوروز را بر پا مي‌كردند و ظاهرا وابسته به گوشه شناخته شده‌اي از جشن فصلي است كه نخستين هدف آن نيرو بخشيدن دوباره به زمين پس از ركود زمستان و مظهر حيات بر مرگ يا غلبه نيكي بر بدي به شمار مي‌رود.
در ميان اقوام بين‌النهريني، تموز Tammoz يا دوموزي Dumuzi، خداي رويش گياه در بين‌النهرين كه برابر با آدونيس Adonis يوناني، سياوش ايراني،‌ اوزيريس Osiris مصري و آدهون Adhon كنعاني است،‌ به عنوان نماد چرخه مرگ و تولد دوباره نباتي و نوزايي به شمار مي‌رود.
تموز در اساطير آشوري، چوپاني زيباست كه در درگيري با گرازي كشته مي‌شود، وي همسر ايشتار Ishtar است. خشونت ايشتار هر ساله تموز را از ميان مي‌برد و او را به جهان فرودين مي‌فرستد و بدين ترتيب، فصل خشك آغاز مي‌شود و گياهان با آن مي‌ميرند و به همين خاطر ايشتار هر ساله به جهان فرودين سفر مي‌كند تا تموز (بهار و رويش و باروري) را به زمين بازگرداند. نزد آشوري‌ها، يوناني‌ها، مصري‌ها و روميان كه با تمدن خاورميانه رابطه داشتند، اين مراسم بر پا مي‌شد و يكي ديگر از مراسم تموز جشن آب پاشان بود كه هر ساله، بنابر سنت كهن آشوريان براي مشايعت خداي تموز به جهان فرودين آب مي‌پاشند تا زودتر بازگردد. چنين رسمي هنوز در ايران به شكل پاشيدن آب به دنبال مسافر وجود دارد.
جشن اكيتو Akitu نام جشن نوروز در بابل است كه همه ساله از آغاز تا دهم ما نيسان در نيمه دوم سال يعني در ماه تشريت برگزار مي‌شد و ميان جشن سال نو اكيتو و نوروز ايراني همساني‌هاي فراواني به چشم مي‌خورد.
در يونان، آدونيس خدايي بود كه پرستش او در سراسر حوزه مديترانه و آسياي صغير رواج داشت. او از درختي متولد شد و اسطوره‌اي تمثيلي از مرگ و رستاخيز طبيعت است. برايش چند روزي را در پايان سال مي‌گريستند (مرگ با زمستان) و سپس به شادي مي‌پرداختند. در ظروف سفالي دانه‌هاي گياهي سبز مي‌كردند و آنگاه در پايان جشن بهاري، در آب مي‌افكندند (همانند رسم ايرانيان).
در مصر بنابر تواريخ و گزارش‌هاي سده چهارم هجري، در نوروز كسي را به عنوان «ميرنوروزي» برمي‌گزيدند. صورتش را رنگين مي‌كردند و به شيوه محتسب، دفتري در دست، سوار چهارپايي مي‌شد و از مردم وجه رايج مي‌خواست و همه مردم آبرومند را به مسخره مي‌گرفت. گويا ميرنوروزي و كوسه برنشين بازمانده همين رسم است.
تكرار نمادين كار آفرينش در ايام جشن نوروز تا زمان ما، در ميان منداييان Mandaeans به جاي مانده است؛ تخم كاشتن و سبزه روياندن در اعتدال بهاري معمول بوده كه با آيين‌هاي كشاورزي همراه شده است و نماد رويش و بالش گياهان و نو شدن (نوروز) زندگي انساني و طبيعت است


موضوعات مرتبط: نوروز؛ ميعادگاه اقوام هميشه شاد ايراني

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 12:21 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

آريائي هاي قديم بهداشت و پيش گيري از بيماري ها را بوسيله روشهاي خاص خود در صدر وظائف خويش مي شناختند و مي كوشيدند كه با آيين مخصوص كفن و دفن مردگان خويش از گسترش بيماريها كه به وسيله اجساد و انسانها و جانوران به موجودات زندة ديگر انتقال مي يابند و تندرستي آنان را درمعرض خطر قرار مي دهد جلوگيري كنند. (فيتتز : پزشكي در اوستا، صفحه 40-38)
براي عملي كردن اين روش آريائيها در دستگاه حكومتي و ميان اقوام وخويشان مقررات و فرمان هاي پزشكي و بهداشتي داشتند. مثلا" يكي از مهم ترين اين فرمانها، دور كردن جسدهاي انسانها و حيوانات از خانه و محيط زيست، شهر و قصبه و اجتماعات ومناطق كشاورزي و محيط پرورش جانوران بود.
با توجه به قوانين پزشكي و بهزيستي، انسان هاي سخت بيمار كه نياز به معالجه داشتند، مي بايست هر چه زودتر از انسان هاي سالم دور شوند و به بيمارستانها و يا مراكز ديگر درماني انتقال داده شوند.
ظروف مخصوصي كه براي اينگونه بيماران در نظر گرفته مي شد، نمي بايست مورد استفاده ديگران قرار گيرد، اين روش و فرمان مخصوصا"براي آن قبيل زناني كه دوران قاعدگي را مي گذرانيدند و نيز در مورد زخمي ها در ميان هخامنشيان و پيش از آنها و نيز بعدها به اجرا در مي آمد و موجب جدايي كامل بيماران از انسانهاي سالم مي شد. (براندنبورگ: پزشكان روحاني ، صفحه 26-25)
براي كسب آگاهيهاي پزشكي و تحصيل دانش و فنون مختلفة پزشكي، دانشجويان ميبايست در محضر متخصصين پزشكي، دانش پزشكي آموخته و دوره هاي نسبتا" طولاني پزشكي كه در آنزمان با دانش هاي ديگر نيز توأم بوده است، بانجام رسانند.
به استناد نوشته هاي به جاي ماندة اوستايي پنج دسته از پزشكان در زمان هاي پيش در ايران باستان شناخته شده اند كه از نظر وظيفه و كيفتي كار ئ تخصص كاملا" از هم تميز داده شده اند. 1- اشو پزشك (اوستايي Aso-baesaza) يا پزشيك كه به كمك قانون مقدس اشا بيمارانش را درمان مي كند. اين پزشك كسي است كه روش درمان پزشكي او به كمك اشا (پاكي) و در چهار چوب اشا بوده و چيزي جز نظافت و دقت در نگهداري جسم و روان وتوجه به مواد غذايي و نظام بهداشتي را به بيماران خويش تجويز نکرده و فرمان نمي داد و جز انجام اين فرمانها از بيمار انتظار نداشت (يشت 3 بند 6).
به استناد اوستا و همانگونه كه از مفهوم لغوي آن مستفاد مي شود، اشو پزشك كسي است كه با توجه به ضوابط و قوانين متخذه از واژه مقدس ‹‹اشا›› يعني راستي و پاكي بيماران را درمان ميكند. اين پزشك را مي توان با توجه به توانايي و تخصص به پزشك بيماريهاي عمومي امروز كه براي درمان اكثر بيماريهاي عادي مسئول است تشبيه کرد. (يشت 3 بند 6).
2- داد پزشك (Dato-baesaza) يا پزشكي كه به كمك قانون درمان مي كند كسي است كه روش درماني او به كمك ‹‹داتا›› (قانون – داد – حق) و كاربرد روشهاي مخصوصي بوده و وظايف درماني ويژه اي را به بيماران خود فرمان ميدهد. در زمره اين روشها و قوانيني ‹‹برشنوم›› (Baresnum) را مي توان ذكر كرد. به كمك اين روش 9 روز و نه 9 شب بيماران را از انسانهاي ديگر دور نگه ميداشتند و جدا از ديگران غذايش را به او مي دادند به خاطر اينكه از سرايت و انتقال بيماري او به ديگران جلوگيري شود. پيروي و كاربرد اين روش به ويژه در مورد بيماريهاي مسري قابل توجه وعمل بودند.
به كمك اينگونه روشهاي درماني به بيمار آرامش بخشيده مي شده و نيز محيط زندگي و اطرافيان او را از گزند بيماري به دور نگهداشته مي شدند. اين روش هنوز نيز در ميان زرتشتيان معمول است و بطور كامل و با دقت و مراقبت فوق العاده به مورد اجرا گذاشته ميشود.
روش درماني برشنوم مخصوصا" درمورد بيماراني انجام مي گرفته است كه به يك بيماري واگيردار مبتلا بوده اند. بر اساس اين روش كه پس از معاينات پزشكي وتشخيص نوع بيماري و آنكه بيمار نياز به برشنوم دارد مي توانسته است در موارد ضروري و فوري درهر وقت و زماني به مرحله اجرا در آيد.
در صورت ديگر و براي زرتشتيان سالم كه فاقد هر گونه بيماري هستند و در نظام پزشكي و با توجه به اصول و ضوابط درماني نيازي به برشنوم ندارند، بلكه مجبورند كه به روش برشنوم در مورد خويش توجه و طبق آن رفتار كنند، فقط ساليانه يك بار و بيشتر در تابستان و مخصوصا" در مواقع خاصي از اين فصل در خانه موبد مخصوصي كه صلاحيت برگزاري مراسم برشنوم را دارد، اجراي مراسم برشنوم انجام ميگيرد. جا دارد كه اضافه شود كه برگزاري مراسم برشنوم به اعتقاد من در ايران باستان در محل مخصوص و برگزيده اي بوده و تحت نظر مراجع با صلاحيت ديني و پزشكي صورت مي گرفته است و نه به گونة امروزي كه در خانه موبد مخصوص اين مراسم برگزار ميشود. اين موبد متبحر نه تنها در فن خود در مورد انجام مراحل مختلفة برشنوم مهارت وتوانايي خاص دارد، بلكه به امور مهم ديني در مقام يك روحاني تسلط كامل داشته و در اين وظيفه حساس خويش يك صاحبنظر و شخص مورد اطمينان مقامات مذهبي و دولتي نيز بوده است و آنگونه كه از نوشته هاي ديني زرتشتيان به زبانهاي اوستايي و پهلوي برمي آيد، مخصوصا" مورد توجه شاهنشاهان و پيشوايان طراز اول ديني بوده اند.
اينگونه پزشكان حتي در مورد بيماري درباريان و مقامات دولتي و روحانيون دست به كار مداوا مي شدند و به دستورات درماني آنها توجه خاص مي شده است.
اين موبد وظيفة تهيه اغذيه و آشاميدنيها را با توجه به اتكاء به ضوابط و فرامين و نسخه هاي ديني به نحو احسن به عهده دارد و بعلاوه مراقبت به بيماران خويش را بطور مداوم به عهده دارد.
در طي شبانه روز فقط براي مدت زمان كوتاهي مي تواند دستيار او كه براي اين كار پيش بيني و پرورش و تعليم داده شده است وبه بهترين وجه براي انجام اين كار مهارت وتخصص دارد جايگزين موبد شده و وظايف او را انجام مي دهد. اين دستيار بعدها پس از گذراندن امتحانات مربوطه و آشنايي كامل به برگزاري مراسم ديني به جاي موبد نامبرده مي نشيند و انجام وظائف او را به عهده ميگيرد.
دورة تحصيل اين دستيار كه با كارها و تمرين هاي عملي زياد توأم است امروزه هفت سال بطول مي انجامد.
آنها كه در اين مراسم شركت مي كنند بايد روزانه سه بار تن خويش را بشويند (دو بار با ادرار گاو و يك بار با آب پاك) و از نظر رواني يا دروني به وسيلة خواندن نمازهاي مقدس و درمان بخش از اوستا كه انديشه و نيروهاي دروني آنان را از زشتي به دور نگه ميدارد وهر گونه كژ بيني را از آنان مي زدايد، تطهير مي شوند. شستشوي جسماني كه شامل شستشوي ظاهري بدن است با كاربرد روشهاي مخصوص ديني كه زير نظر مستقيم موبد است، براي شركت كنندگان بيمار در تمام مدت برگزاري مراسم برشنوم انجام ميپذيرد و در مورد افراد بيمار موبد مسئول شخصا" آن را انجام داده و يا آنان را راهنمائي مي كند.
و در مورد شركت كنندگان سالم در مراسم برشنوم بدانگونه است كه همينكه شرکت كننده اي چگوگي شستشو و كاربرد لوازم آن و خواندن نماز هاي مربوط به آن را آموخت ميتواند بدون كمك موبد در روزهاي بعد بدن خود را شستشو دهد.
پوشاك شركت كنندگان آنگونه كه معمول است در تابستان از جنس پارچه هاي نخي يا پنبه اي و از يك پيراهن و يك شلوار (زير شلوار) و يك زير پيراهن (سدره) است و علاوه بر آن يك پوشش براي سر در نظر گرفته شده كه به صورت يك كلاه نازك مورد استفاده قرار ميگيرد و همگي داراي كشتي (كمربند ديني) هستند و آنچه معمول است هر شركت كننده اي يك جفت گيوه سفيد دارد زيرا در هنگام نماز و نيايش و ستايش بايد از سر تا پا پوشيده باشد. و اگر مراسم برشنوم در فصل زمستان برگزار شود به اين لباسها يك پالتو نيز اضافه ميشود كه معمولا از پارچه پنبه اي ضخيم و يا از پشم گوسفند سفيد يعني از همان جنس كشتي (كمربند آئيني) است.
پوشاك شركت كنندگان بايد مرتب تعويض شود و شستشوي آنها به وسيلة موبد و طبق آئين خاص انجام مي گيرد، به شيوه اي كه در ميان زرتشتيان معمول است، شركت كنندگان در مراسم برشنوم هر روز لباسهاي خود را عوض مي كنند و پوشاك تميز به تن مي كنند و در موارد غير عادي و بيماري شديد وحالت اضطراري طبق اجازه وتشخيص موبد هر زمان مي توان تحت درمان به شيوة برشنوم قرار گرفت.
شستشوي دروني كه به روايتي شستشو و طهارت روان نيز ناميده ميشود به وسيله آشاميدن نوشابة مقدس ديني كه زرتشتيان آن را نيرنگ دين مينامند و همان نيروي زدايندگي و اثر هوم پيشين را ميتواند داشته باشد، انجام ميگيرد. (شربت هوم به زبان سانسكريت ‹‹ سوم›› گفته مي شود.) (نيرنگ دين يا نيرنگ ديني به معناي شستشو و مرام بايسته ديني نيز گفته مي شود.) شستشوي دروني يا طهارت روان روزانه سه بار انجام مي گيرد. اين شستشو شامل قرائت قطعات دعا و نيايش و خواندن سرودهاي ستايشي و بندهاي مختلفه اوستا (يسنا و يشتها و گاهان از پنج گاه يا زمان شبانه روز و نمازهاي كوچك مربوط به اين مراسم) و آشاميدن نيرنگ دين يا شربت هوم با خواندن يشت هوم است.
آشاميدن نيزنگ يك بار، در بامداد پيش از طلوع آفتاب يا در حين طلوع آن و يكبار پس از نيمروز و بار سوم اندكي پيش از به پايان رسيدن روز و يا در حين غروب افتاب به وسيله موبد معالج انجام ميگيرد.
اصولا مقدار شربت هوم كه به بيماران خورانده مي شود، آنطور كه روايت است با هم يكي است، زيرا شربت هوم بدان مفهوم كه در جهان پزشكي معمول است و انتظار ميرود، خاصيت درماني و تأثير درد زايي ندارد و طبيب معالج كه در اينمورد همان موبد پيشواي مذهبي است آن را به عنوان داروي پاك كنندة درون به بيمار مي دهد.
غذاي روزانه شركت كنندگان در مراسم برشنوم بيشتر از لبنيات وسبزينه هاي فصل تشكيل شده است. روزانه بطور معمول چهار بار به شركت كنندگان خوراك داده ميشود. شير ماست و پنير و ديگر محصولات لبني بايد به وسيله زرتشتيان تهيه شده باشد و براي رعايت كامل اصول و دستورات ديني در صورت امكان موبد مسئول شخصا" در تهيه آنها نظارت مي كند. شستشو و آماده كردن سبزيجات و نيز تهيه خوراكهاي گرم وظيفه موبد و خانوادة اوست. پيش از صرف خوراك بوسيلة موبد و شركت كنندگان اين خوراكها با قرائت قطعات اوستائي تقديس وتطهير ميشوند.
همانگونه كه روش سنتي زرتشتيان است به شركت كنندگان در مراسم برشنو معمولا گوشت حيوانات داده نميشود. دلائلي كه در اين مورد آورده مي شود كاملا منطبق با اصول ديني و قانع كننده هستند. چون در واقع اين شركت كنندگان تا حدي ناتندرست هستند براي بهبوديابي در مراسم برشنوم شركت مي كنند و همانگونه كه پزشكان نيز توصيه مي كنند، معده اشخاص بيمار آنقدر فعال نيست كه بتواند خوراكهاي گوشتي و چربي دار و دير هضم را تحمل كند. اينست كه روغني كه براي تهيه خواركها بكار ميرود روغن گياهي است و معمولا از دانه هاي خشخاش گرفته مي شود و زرتشتيان آن را ‹‹ روغن شيره›› مي گويند. اين روغن نيز با رعايت اصول بهداشتي و دستورات دقيق دين به وسيلة افراد مخصوصي كه صلاحيت تهيه اين روغن را دارند و در مناطق زرتشتي نشين مشخص وتحت مراقبت موبدان و مراكز و انجمن هاي زرتشتيان هستند تهيه مي شوند.
با توجه به ترجمه ‹‹ داتو بئشزا Dato-baesaza ›› يا كسي كه به كمك و رعايت قوانين ديني درمان مي كند با تقبل برخي از وظائف ديگر مي توان تصور كرد كه اين پزشك، پزشك قانون امروز باشد.
زيرا در زمان هاي پيش در ايران باستان اين پزشك با همراهي ديگر پزشكان در تشخيص علت مرگ در گذشتگان نيز وظيفة حساسي داشته و در صدور جواز دفن در گذشتگان نظر مؤثري داشته است.
نظر به توانايي و هنر درماني اين پزشك كه با موازين ديني هم آهنگ است، مي توان اين پزشك را پزشكي دانست كه در مراكز درماني مخصوص با روش رژيم پزشكي انجام وظيفه و درمان ميكرده است.
3-كارد پزشك (اوستايي – Karato-baesaza) يا پزشكي كه به كمك كارد درمان مي كند كسي است كه روش درماني او با كمك آلات و ابزار جراحي كه او براي درمان جسم بيماران به كار مي برده، انجام مي گرفته است. در زمرة پزشكان، اين پزشك به پزشكي معروف است كه هنر درماني او به وسيله دست او كه باز دهنده انديشه و دانش پزشكي او بطور عملي است و همانگونه كه اشاره شد به مدد آلات وابزار جراحي انجام ميگيرد.
او عضو رنجوري كه در بدن درد مي كشد، به كمك جراحي مورد درمان قرار مي دهد و از بدن بيمار چرك ومواد زائد و زيان آور را دور مي كند. براي انجام عمل جراحي آنطور كه از متن نوشته هاي اوستايي و پهلوي مستفاد ميگردد، جراحان آن زمان داروي بيهوشي به كار نمي بردند و عضو رنجور وعليلي را كه مورد جراحي قرار مي دادند، پيش از عمل و پس از آن با داروها و مواد معمول آن زمان ضد عفوني مي كردند.
اكثر جراحي ها فقط در سطح خارجي بدن بوده است و جراحي داخلي بدان صورت كه تصور ميرود، در ميان جراحان ايران باستان معمول نبوده است زيرا دانش پزشكي در آنزمان آنقدر پيشرفه و مجهز نبوده است كه جراحي، به خود اجازه و جرأت بدهد كه يك عضو عليل داخلي را مورد عمل جراحي قرار دهد و شكاف هاي جراحي آنقدر عميق نبوده است كه جراح از عهده بستن و به اصطلاح پانسمان و جلوگيري از خونريزي آن عضو داخلي برنيايد.
پزشك جراح بدن را مي شكافت و به خاطر اينكه به عضو عليل دسترسي پيدا كند (چنانچه اين عضو زير پوستي وبه اصطلاح داخلي باشد) پس از انجام عمل جراحي اعضاء بريده وشكافته شده و پوست بدن بيمار را با مهارت و دقت خاص مي بست براي اينكه اين اعضاء و همچنين پوست بدن جوش خورده و به هم به پيوندند.
در ميان پزشكان گوناگون آن زمان جراحان مشمول گذرانيدن امتحانات سخت در رشته تخصصي خود بوده اند، در صورتي كه پزشكان ديگر مانند پزشك بيماري هاي رواني، پزشك بيماريهاي عمومي و دارو پزشك و غيره آزمايشهاي سختي را نمي گذراندند و يا حداقل در نوشته هاي زرتشتيان از اين آزمايشها نامي برده نشده است.
براساس نوشته هاي اوستايي منجمله و نديداد آزمايش علمي و عملي داوطلب براي اشتغال به حرفه جراحي كه تخصص او بوده به شرح زير است: با توجه به مرامنامه و قوانين امتحاني كه در ونديداد درباره جراحان تعيين شده كانديداي امتحان جراحي مي بايست كه سه عمل جراحي بر روي تن سه نفر غير ايراني يا غير آريائي (منظور ديو ستايان اند) با موفقيت به انجام برساند.
اگر اين سه عمل جراحي بر روي سه تن ديو پرست بدون موفقيت پايان يافته و آن سه تن بيمار از ادامة زندگي مرحوم مي شده اند، كانديداي امتحان جراحي مردود شناخته شده و اجازه نداشته است براي مزادپرستان بعنوان جراح انجام وظيفه نمايد (ونديداد 7 بند 38) اگر كانديداي حرفه كارد پزشكي اين سه عمل جراحي را با موفقيت به پايان ميرسانده مي توانسته است حرفه كارد پزشكي را به شيوة معمول مملكتي و بدون هيچگونه محدوديتي براي مزدا پرستان ادامه دهد (ونديداد 7 بند 39-40) با توجه به وظائف و هنر پزشكي و درماني او مي توان اين پزشك را با جراح امروزي تشبيه و مقايسه کرد ولي نمي توان كارد پزشك ايران باستان را به دلائلي كه در مورد پزشكان ديگر ارائه شد با جراح امروزي برابر دانست. دربارة اجرت پزشكان در ايران باستان در ونديداد به حد كافي سخن رفته است ولي در مورد كارد پزشكان بخصوص گفتگو شده و از آنجائي كه روش پرداخت مزد براي هر گونه حرفه اي و در هر طبقه اي زير نظر مستقيم مراجع دولتي و يك هيئت متدين و مورد اعتماد ديني بوده است، تعيين ميزان اينگونه اجرت ها به صورت استاندارد بوده و اين نرخ تعيين شده در سراسر كشور يكسان بوده است. به استناد ونديداد 7 بند 39-40 كارد پزشكان فوق العاده مورد توجه وتشويق بوده اند.
4-ارور پزشك (اوستايي – Urvaro-baesaza) يا پزشكي كه به كمك عصاره گياهان و داروها بيماري هاي بيماران خويش را درمان مي كرده است – او كسي است كه روش درماني اش به كمك شيره گياهان انجام مي شده است.
در زمان هاي قديم پس از تشخيص نوع بيماري به وسيلة معاينات گوناگون كه روش مخصوص پزشكان بوده است، اين پزشك به عنوان داروي درمان كننده به بيماران خود داروهاي گياهي يا حيواني تجويز مي كرده است. آزمايشها و معاينات او بدانگونه بوده است كه او پس از كشف عضو رنجور و نوع بيماري، بيمار را تحت كنترل مداوم خويش قرار مي داده و به گونه اي كه ذكر شد او را درمان مي كرده است.
حساسيت و به اصطلاح آلرژي، گونه هايي از بيماريهايي بوده اند كه اين پزشك به استناد اوستا بدانها توجه مخصوص مي كرده است و بيشتر جنبة رواني و عدم رعايت موازين بهداشتي از جانب بيماران داشته اند. او پس از تجويز داروهاي گياهي و حيواني ذكر شده عكس العمل هاي عضو معلول را پس از مصرف دارو مورد مطالعه قرار مي داده و به كيفيت داروها و مداواي بيماريها وطبعا" به روشهاي درماني نويني كه به دانش پزشكي او مي افزوده اند، پي مي برده است.
شايد بتوان گفت كه در ميان مايعات نيايشي و قرباني مقدس در دين زرتشتيان كه در اوستا ‹‹ زاوثرا›› ناميده مي شوند كه شربت هوم – انار- ادرار گاو – و شير و غيره از آن گروه هستند، اين پزشك به خاصيت درمان كنندگي آنان ايمان داشته و به بيماران خود مي داده است.
ناگفته نماند كه پزشكان ديگر نيز به داروهاي او يا بهتر بگوييم به توانايي ودانش پزشكي او نياز داشته و پيوسته از او مدد مي گرفته اند. داروهاي مؤثري كه در بالا ذكر شده (ونديداد 7-15 و دنباله) زير نظر مستقيم او و با توجه به دستورها و ضوابط مذهبي به وسيله افراد متخصص و صلاحيتدار تهيه مي شده و براي مصرف در اختيار نيازمندان و پزشكان قرار مي گرفته است.
پزشكان رشته هاي ديگر در هنگام مداواي بيماران خود از مشورت با او غافل نمي شده اند و اين همكاري جز لاينفك نظام پزشكي در ايران باستان در ميان پزشكان گروه هاي مختلف بوده است. نظر به توانايي ومنزلت و وجهه اي كه اين پزشك در اجتماعات ايران باستان داشته ميتوان گفت كه ارور پزشك (گياه پزشك – دارو پزشك) را با داروسازان و دارو شناسان امروز مقايسه كرد.
ولي نبايد فراموش كرد كه با در نظر گرفتن دانش و امكانات دارو سازي آن زمان و مقايسه آنها با متدها و امكانات امروز، يك داروخانه در زمان هاي پيشين در حد يك ‹‹ عطاري›› در امروز بوده و يك دارو ساز آن زمان در امر مقايسه شبيه به يك ‹‹عطار›› در قرن بيستم بوده است و يا در حدود آن.
در نوشته هاي اوستايي آگاهيهاي لازم دربارة چگونگي تهيه داروها وعصاره گياهان در ايران باستان به چشم نميخورد ولي مورخين يوناني و عرب و حتي پزشكي اين اقوام حكايت از توانايي وتبحر ايرانيان در تهيه داروهاي مختلف و مؤثر كه يونانيان و عربها را به اعجاب واداشته است مي كنند.
5- مانتره پزشك (اوستايي – Maoro- baesaza) يا پزشكي كه به كمك و وردهاي مقدس و آسماني درمان مي كرده است. او كسي است كه روش و هنر درماني اش به وسيلة زمزمة كلمات آسماني و قطعات اوستايي كه براي نيروهاي دروني وسلسله اعصاب و فاكتورهاي رواني انسان درمان بخش و فوق العاده مؤثر است، انجام مي شده و جز با اين روش ، او هنر پزشكي و درمان بخشي خويش را به كار نمي انداخته است. (ونديداد 2-29 و 37 ويشت 5-93).
از جمله بيماران و مراجعين او در درجه اول بيماران رواني – مبتلايان به غش و ضعف اعصاب – ديوانگان – و كسانيكه به سكته هاي موقتي دچار مي شوند، هستند.
اين پزشك در مورد بيماراني كه مبتلا به بيماريهاي مختلف رواني بوده اند روشهاي درماني گوناگوني را به كار مي برده و شيوه هاي مختلف درماني را عملي مي كرده است.
عضوي كه اين پزشك مخصوصا" بدان توجه مي كرده و دانش درماني خود را بدان معطوف مي داشته است ، مغز و دستگاه هاي عصبي و يا بهتر بگوييم سلسله اعصاب بوده است.
٭ به نقل از مجله هنر و مردم دوره ۱۵ تير و مرداد ۱۳۵۶


موضوعات مرتبط: روشهاي بهداشتي و درماني درايران باستان

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 12:17 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

نگراني از نرفتن مردم به موزه‌ها و به ويژه در مورد نسل جوان، آشنا نبودن آنها با تاريخ و گذشته، هميشه به عنوان مشكلي كه بايد براي حل آن اقدامي عاجل كرد، مطرح مي‌شود. براي آن راه‌هاي كوتاه‌مدتي هم پيشنهاد مي‌كنند، برگزاري هفته جهاني و روز جهاني موزه، رايگان كردن موزه‌ها به مناسبت‌هاي خاص و ... در اين ميان آموزش و پرورش نيز سهم خود را دارد و سالياني است بردن دانش‌آموزان به موزه‌ها جای ویژه ای در گردش‌هاي علمي و تفريحي دارد.
اما رفتن به موزه فقط يك عمل فيزيكي نيست - كه نكته اظهر من الشمس است – و تابع آداب و اخلاقياتي است. شايد يك جورهايي به سينما رفتن مي‌ماند،‌ شما بايد ابتدا قصد رفتن بكنيد و بعد فيلم موردنظرتان را با توجه به روحيات و علاقه‌مندي‌هايتان انتخاب كنيد. اگر تماشاگر حرفه‌اي باشيد. پيش از رفتن، اطلاعاتي پيرامون موضوع فيلم و كارگردان و بازيگرهايش به دست مي‌آوريد و بعد به سينما مي‌رويد، وقتي هم كه وارد سالن مي‌شويد سال‌هاست كه ديگر مي‌دانيد تخمه شكستن و سيگار كشيدن ممنوع است، يا نبايد بلند حرف بزنيد و ... البته اين نكات به طور نسبي در سينماهاي ما رعايت مي‌شود و حتما با خواندن این سطور ياد صداي ناخوشايند خوردن چيپس و پفك که هنوز هم در سالن های سینما به کرات شیده می شود، مي افتيد. اما بايد به آينده دلخوش داشت و خاطره انبوه پوست تخمه‌هايي كه در تاريكي سالن سينما پا روي آن مي‌گذاشتيم را از ياد نبرد و به اين فكر كرد كه اين نكات حتي به طور نسبي در سينماي ما رعايت مي‌شود و حداقل آنهايي كه رعايت نمي‌كنند، مي‌دانند كار چندان شايسته‌اي انجام نمي‌دهند، این دانستن خود يك گام به جلو محسوب مي‌شود.
اما واقعا طي اين سال‌ها چه اتفاقي باعث شد تا مردم به اين حداقل آگاهي و در مواردي آگاهي كامل برسند، در واقع چه اتفاقي غير از اطلاع‌‌رساني درست مي‌تواند چنين تاثيري داشته باشد، خيلي دور نيست آن روزهايي كه متصدي پاره كردن بليت سينما، به هنگام گرفتن بليت تذكر مي‌داد تخمه و آجيل نداريد و يا كنترل‌چي وقتي صداي شكستن تخمه را در سالن سينما مي‌شنيد، حتما تذكري مي‌داد، يا همين روزها اگر كسي خيلي بلند حرف بزند يا تلفن همراهش روشن باشد، مطمئن باشيد با تذكرهاي پياپي مردم مواجه مي‌شود.
اين وضعيت را مقايسه كنيد با بازديد مردم از موزه‌ها و اطلاع‌رساني كه طي سال‌هاي اخير به مردم شده است، امسال وقتي در روز پنجم فروردين و رايگان بودن موزه، مردم بسياري براي بازديد به كاخ – موزه‌ها رفتند. آه از نهاد مديران اين موزه‌ها برآمد، چرا كه اغلب مردم نمي‌دانستند بازديد از موزه‌ها هم تابع آدابي است و شايد هم مي‌دانستند و در آن روز شلوغ ترجيح داده بودند به روي خودشان نياورند. هر چه بود وضعيتي نامطلوب را به وجود آورد. نمونه‌هايي كه شاهدان از اين روز مثال مي‌آورند، حكايت از نبود يك فرهنگ عمومي در ارتباط با ديدار و بازديد از موزه‌ها مي‌دهند. تعجب نكنيد ولي آن پدري كه از تذكر راهنما به فرزندش كه دست به تابلوي نقاشي مي‌زند، ناراحت مي‌شود و حتي اعتراض تندي مي‌كند، واقعا نمي‌داند اين كار چه اثر تخريبي بر اين گنجينه تاريخي مي‌زند و يا آن كه روي فرش‌هاي قديمي پا مي‌گذارد، حتما فكر مي‌كند، راه رفتن روي فرش باعث مرغوبيت آن مي‌شود! چنين فردي شايد به راحتي روي يك اثر تاريخي چون تخت جمشيد هم يادگاري بنويسد و حتي تصور نكند اين عمل از وجوه گوناگوني به اين بنا خدشه وارد مي‌كند.
مردمي كه از موزه‌ها بازديد مي‌كنند را در مجموع مي‌توان به دو دسته كلي تقسيم كرد، آنهايي كه به دنبال گذراندن يك روز تعطيل خود هستند و اغلب هم به پارك و سينما مي‌روند و گاهي كه مي‌خواهند تنوعي در برنامه‌شان داشته باشند به كاخ – موزه‌ها سر مي‌زنند، براي آنها چيدن گل از پارك تقريبا عملي مشابه دست زدن به يك اثر تاريخي است. اما دسته دوم خيلي آگاهانه به موزه‌ها مي‌آيند و اغلب هم به سراغ موزه‌هايي مي‌روند كه براي دسته اول ناشناخته و مهجور است. در اين ميان تكليف دسته دوم روشن است آنها چون آگاهانه انتخاب مي‌كنند، تا حدودي با آداب و فرهنگ موزه رفتن هم آشنا هستند و كمتر مشكلي به وجود مي‌آورند. البته در اين مورد هم هستند خانواده‌هايي كه فقط به تقاضاي اقوام‌شان كه در خارج زندگي مي‌كنند و به ايران مسافرت كرده‌اند، راه به موزه‌ها مي‌يابند و حتما به توصيه‌ها و هشدارهاي اقوام‌شان گوش مي‌كنند.
اما در مورد دسته دوم، فقط گلايه، افسوس و بيان اين ندانم كاري‌ها به طور قطع و يقين راه به جايي نمي‌برد و به جاي همه اين كارها بايد فرهنگ موزه رفتن را آموزش داد. براي اين كار هم نياز به يك حركت عمومي وجود دارد. اگر چه يك سازمان مشخص بايد متولي و ناظر اين حركت باشد، كه به طور قطع اين مهم برعهده سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است. اما سازمان‌ها و نهادهايي هم مي‌توانند در اين ارتباط به ياري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بيايند. براي نمونه حركتي كه با عنوان بازديد هدفمند دانش‌‌آموزان از موزه‌ها، به همت انجمن دوستداران يادگارهاي ميراث فرهنگي انجام مي‌شود، تاثير مطلوبي بر دانش‌آموزاني كه به ديدن موزه‌ها همراه با راهنماهاي اين انجمن مي‌روند خواهد داشت و خانواده‌هاي آنها نيز از اين تاثير بي‌بهره نخواهند ماند. اين دانش‌آموزان حتما شنيده‌ها و ديده‌هاي خود را با خانواده‌شان در ميان مي‌گذارند و براي آنها موزه را دوباره تعريف مي‌كنند و مي‌گويند براي رفتن به موزه چه بايد كرد و در موزه چگونه بايد بود و حتي به چه طريق از اين گنجينه‌هاي تاريخي به تمامي لذت برد.
سازمان‌ها و نهادها و انجمن‌هاي ديگر هم به همين صورت مي‌توانند در اين امر مشاركت داشته باشند، سازمان‌هايي چون صدا و سيما يا آموزش و پرورش، وزارت ارشاد و ... با برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت و كوتاه‌مدت توانايي تاثيرگذاري در اين زمينه را دارند


موضوعات مرتبط: چرا نبايد به اشياي موزه‌ها دست بزنيم؟!

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 12:12 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

حدود 135 سال پيش در سال 1291 ه.ق ناصرالدين شاه پس از بازگشت از نخستین سفر خود به فرنگ دستور داد باغي بين قصر قجر (زندان قصر) و باغ نگارستان (ضلع شمالي ميدان بهارستان) احداث كنند و عمارتي چهار طبقه را در آن پايه ريزي كرد كه اين باغ و عمارت‌هاي آن به عشرت آباد معروف شد. اعتماد السلطنه در خاطرات خود مي‌نويسد: «در داخل اين باغ عمارات بديع و ابنيه رفيع، كاخ‌هاي وسيع و كوشك‌هاي منیع ساخته و افراخته شده است.»
وي از اين باغ به عنوان بوستان مينو نشان ياد كرده است. از عمارت‌هايي كه او ذكر مي‌كند امروز فقط بناي برج در جنوب و دو بناي ديگر در قسمت شمالي اين فضا بر جاي مانده است و با توجه به وضعيت نابسامان برج اگر به آن رسيدگي نشود، يا خود فرو مي‌ريزد و يا به سرنوشت ساير ابنيه اين باغ دچار شده و تخريب مي‌شود.
بناي مذكور داراي پلان مستطيل شكل است و جرزها در چهار گوشه بنا از ابتدا تا به انتها‌ (كف طبقه چهارم) با كمي‌ عقب‌نشيني در هر طبقه كاهش ضخامت دارند و در واقع جرزها به سمت داخل بنا متمايل شده‌اند كه اين اقدام فني پس از ساليان متمادي كم توجهي به برج مهم ترين عامل ايستايي آن تا به امروز بوده است. مصالح به كار رفته در اين برج شامل موارد زير است:
1.آجر كه سازه اصلي بنا و بخش‌هايي از نماي آن را شكل داده است.
2.سنگ كه در بخش‌هاي تحتاني (ازاره) به كار رفته و بر روي آن اشكال طبيعي (گل و بوته) حجاري شده است.
3.چوب كه جهت پوشش (خرپا بام) و ساخت در و پنجره‌ها و همچنين به عنوان عامل تعديل كننده حركت‌هاي ناشي از زلزله در بين جرزها و ديوارها و نعل درگاه‌ها به كار رفته است.
استفاده از دوره‌هاي متنوع معماري ايران از جمله قوس‌هاي تيزه‌دار كه نقش بار‌برداشته و علاوه بر انتقال و تقسيم نيرو به جرزها در امر سبك‌سازي بدنه‌هاي فوقاني نيز كاربري دارند و به همراه قاب‌هاي كاشيكاري كه بر روي سطوح چهارگانه نما صحنه‌هايي از مينياتورهاي ايران شامل شكار طبيعت و پرندگان را با كاشي‌هاي الوان به رنگ‌هاي فيروزه‌اي، سفيد، قرمز، سبز و زرد به نمايش گذاشته‌اند، از خصوصيات بناي مذكور است، در تركيب با هم، تزيينات بيروني بنا را تشكيل مي‌دهند.
در ضلع غربي اين بنا استخري مدور و بزرگ ساخته شده بود كه توسط قناتي آبگيري مي‌شد و آب در آن پيوسته جريان داشته است و اطراف آن 40 اتاق به سبك پلاژهاي فرنگي تعبيه شده بود. به منظور دستيابي به طبقات فوقاني برج در ضلع غربي پلكاني تعبيه شده است كه از طبقه همكف به نخستين طبقه راه مي‌برد، اين طبقه داراي يك تالار در وسط و دو اتاق در دو طرف شرقي و غربي آن است. طبقه دوم به علت دارا بودن تزيينات آينه‌كاري، گچ‌بري، مقرنس‌كاري و همچنين نقاشي‌هاي كم نظير گل و بوته كه روي پارچه نقش شده و بر روي بدنه سقف اتاق‌هاي مجاور نصب شده است (شايد نخستين كاغذ ديواري كه ناصر الدين شاه با خود از فرنگ آورده است) و به دليل پوسيدگي بيش از حد، بخش‌هايي از آن تخريب شده و بخش‌هاي باقي‌مانده آن در حال نابودي است كه مهم‌ترين بخش اين برج را شكل مي‌دهد. طبقه سوم نيز به جاي اتاق‌هاي دوگانه جانبي دو ايوان شرقي و غربي و يك ايوان در شمال تالار دارد كه بدنه‌هاي آن داراي گچبري نفيسي است. همچنين به منظور سبك‌سازي و شكل‌دهي فضاي باز ايوان‌ها كه چشم‌اندازهاي زيباي اطراف برج از جمله: (قله دماوند در شمال شرقي برج، تهران و دشت ري در جنوب، رشته كوه البرز در شمال، دشت و تپه ماهورهاي زيبا در غرب را به نمايش مي‌گذارد)، ستون‌هاي مدور آجري‌اي اجرا شده كه بخشي از بار سقف با پوشش شيرواني را تحمل مي‌كند. بين اين ستون‌ها حفاظ‌هاي چدني (معجر) با طرح گياهي قرار داشته كه در حال حاضر يك نمونه از آن باقي مانده است.
همچنين بخش‌هايي از سقف تالار طبقه سوم (پوشش بام) فرو ريخته و فضاي خالي زير شيرواني مأمني براي كبوتران چاهي شده است. در و پنجره‌هاي چوبي و ارسي تالارها به شدت دچار فرسودگي شده و از شيشه‌هاي رنگارنگ آن چيزي جز دو قطعه شيشه بر جاي نمانده و فضولات پرندگان سطح اين طبقه را پوشانده است.
«حجت‌ بلاعي» در مورد بناي عشرت‌آباد مي‌نويسد: «ناصرالدين شاه عمارت كلاه فرنگي را براي اقامت انيس‌الدوله تخصيص داد. ... وقتي كابينه سيد ضياءالدين سقوط كرد قرار شد كه قوام‌السلطنه زنداني عشرت‌آباد، زمام امور را به دست گيرد.»
وي مي‌افزايد:‌ «رييس تشريفات دربار احمدشاه مي‌گويد: بر حسب امر احمدشاه به عشرت‌آباد و ... قوام‌السلطنه در تالار آيينه مشغول اداي فرضيه بود.»
به طور معمول بناهاي تاريخي كه در محدوده پادگان‌هاي نظامي واقع شده‌اند به علت وضعيت خاص اين اماكن كمتر مورد عنايت مسئولان قرار گرفته و عمدتا يا در آنها دخل و تصرف شده و يا تخريب شده‌اند و اين به دليل هزينه‌هاي بالاي نگهداري، از يك سو و نداشتن امكانات به روز اين ابنيه جهت استفاده از آن و عدم شناخت و آشنايي ساكنان با ضوابط مربوط به حفاظت اين گونه بناهاي تاريخي است. برج عشرت‌آباد به دليل ويژگي‌هاي خاص خود و همچنين امكانات بالقوه آن از جمله امتياز تشريح تهران قديم از فراز طبقه فوقاني و رويت لكه‌هاي پراكنده تاريخي موجود در شهر كه قابل ديدن است، از قبيل كاخ صاحبقرانيه، امامزاده قاسم، بقعه سرقبر آقا، شمس‌العماره، مدرسه سپه‌سالار و ... و به دست دادن تصويري از تهران قديم كه مي‌توان براساس آن مسيرهاي قابل دسترسي را طبق شواهد و مستندات تاريخي براي گردشگران توضيح داد موقعيت منحصر به فردي دارد و مي‌توان آن را در رديف برج معروف پيزاي ايتاليا قرار داد. هر چند برج‌سازي در ايران از ديرباز رواج داشته و هم اكنون نيز برج‌هاي معروفي از دوره هخامنشي تا امروز در بخش‌هاي مختلف كشور به چشم مي‌خورد ولي هيچكدام از آنها تنها به منظور سكونت ساخته نشده‌اند و به همين دليل برج مذكور به عنوان نخستين برج تفريحي و استراحتگاهي در بين ساير بناهاي مرتفع تاريخي موجود در ايران جايگاه ويژه‌اي دارد و تا به حال برپاي ايستاده است. وقت آن است كه مسئولان ذي‌ربط هر چه سريع‌تر نسبت به مرمت و احيا آن همت گمارند تا يك اثر ارزنده هنري و معماري و يكي از شناسنامه‌هاي تهران قديم به عنوان سند هويت پايتخت ايران براي آيندگان حفظ شود و از طرفي با توجه به اينكه اتوباني در ضلع شرقي اين بنا در دست احداث است، لازم است كه فضايي به اين برج اختصاص يابد و آن را از پادگان مستقل كند تا دسترسي بازديدكنندگان و گردشگران به آن با سهولت انجام شود. كاوش‌هاي باستان‌شناسي مي‌تواند بخش‌هاي باقي مانده استخر و مستحدثات مربوط به آن را آشكار كرده و برگي از تاريخ عيش و عشرت شاهان قاجاري را به نمايش بگذارد.


موضوعات مرتبط: برج پيزاي ايران، آرام و تنها، در حال احتضار

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 12:10 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

به كارگيري رنگ هاي جالب، جذاب،‌ زنده و متنوع و وجود مفرغ هاي كوچك و برخي تكه هاي سفالينه كه آراسته به برگ نخل هستند و همچنين ظاهر شدن نقش هاي تمام رخ در هنر عصر اشكاني همگي از نشانه هاي آشكار نفوذ فرهنگ و تمدن يوناني (هلنيسم) بر هنر عصر سلوكي و اشكاني است.

پس از فتوحات اسكندر در ايران، تمدن و فرهنگ يوناني در سطوح مختلف تاثير خود را بر جاي گذاشت. اين تاثير در زمينه هاي سياسي،‌ مذهبي،‌ هنري، معماري و شهرسازي و ... در دوره هاي سلوكي و اشكاني بر جاي ماند و آثاري نيز از آن دوره ها به يادگار مانده است.

شايد تاثير فرهنگ و تمدن يوناني در ايران، در هيچ زمينه اي به اندازه هنر آشكار نباشد و حتي بازگشت به شيوه زندگي و انديشه ايراني را در سير تحول هنر، بيشتر مي توان يافت.

نقاشي در دوره سلوكيان:

هنر نقاشي در دوره سلوكيان استمرار هنر سنتي يونانيان باستان است. هنر نقاشي را جز با مطالعه ظروف آن دوره نمي توان شناخت. درباره نقاشي هاي ديواري كه بدون شك وجود داشتند، در دوره سلوكي چيزي نمي توانيم بگوييم، زيرا از آنها چيزي به دست ما نرسيده است.

از هنرهاي كوچك تنها قسمتي مفرغ هاي كوچك و برخي تكه هاي سفالينه كه آراسته به برگ نخل هستند، سبك يوناني دارند.

به كارگيري رنگ هاي جالب، جذاب، زنده و متنوع ابتكار ديگري در هنر سلوكيان است كه هيچ گاه آنان اين كار را از نظر دور نمي داشته اند.

نقاشي در عصر اشكانيان:

نقاشي ديواري در زمان اشكانيان، توسعه بسيار يافته بود تا آنجا كه دانشمندان عقيده دارند كه يكنواختي نقوش برجسته اين زمان ممكن است انعكاسي از نفوذ نقاشي در آن باشد.

در جنوب شرقي ايران در منطقه كوه خواجه در سيستان آثاري از نقاشي هاي ديواري در زمان اشكانيان پيدا شده است. اين نقاشي ها كه ديوارهاي تالار بزرگ كاخ را تزيين مي كرده است متعلق به سده نخستين ميلادي است. در اين نقوش، خدايان كه بخشي از پيكر هر يك از آنها پشت پيكر خداي ديگر قرار گرفته است، همه به صورت تمام رخ نقاشي شده اند. (در اين دوره برخلاف دوره هاي گذشته كه اشخاص را از نيم رخ نشان مي داد نقش هاي تمام رخ در هنر اشكاني ظاهر شد.)

روي ديوار بالاي آن،‌ نقشي از پادشاه و همسر او ديده مي شود. شاه در اين نقش بازويش را به گردن همسرش حلقه زده است. پيرامون پنجره هاي تالار، تماشاگران را بر حسب پايه و مقام به تصوير كشيده اند. در اين تصاوير مجددا تاثيرات ديگري از هنر يونان به چشم مي خورد.

لباس خدايان، يوناني است و يكي از آنها كلاه خودي بالدار مانند هرمس (خداي سپيده دم يونان باستان Hermes) دارد. كلاه در اين تصوير داراي سه بال است كه نشاني از ورثرغنه (خداي جنگ و پيروزي Veretragna) مي باشد. يكي ديگر از خدايان، زوبين سه سر پوزئيدون (خداي دريا در اساطير يونان Poseidon) را در دست دارد كه در اينجا نشانه شيوا خداي هندي است. بزرگي هيكل خدايان و نيز چهره هاي افراد خانواده سلطنت همه از هنر هلني يونان گرفته شده است و همچنين صورت هاي نگاشته شده بر سقف نيز شيوه يوناني داشتند از جمله آنها خداي اروس (خداي عشق و شهوت Eros) را بر پشت اسب و موضوعات ديگر يوناني كشيده بودند.

در نقاشي هاي دوره اشكاني،‌ خصوصيات هنر اصيل ايراني آشكار است و اگر هنر يونان در آن اثر گذاشته باشد، زياد نيست. با توجه به آثار باقي مانده از كاخ اشكاني در كوه خواجه كه نقاشي هاي بسيار زيبا و جالبي را از آن دوره نشان مي دهد و به نظر مي رسد كه اين ها ثابت مي كنند كه جريان و نفوذ هنر يوناني در كشور ايران زنده بوده است ولي مي توان گفت كه نفوذ هنر يوناني زودگذر و سطحي بوده است و چيزي جز تقليد نمي توان به آن نسبت داد.

هرتسفلد درباره نقاشي عهد اشكانيان تحقيقات زيادي كرده است و معتقد است كه: «نقاشي اين دوره را مي توان تركيب هنر نقاشي ايراني و يوناني دانست ولي حفظ اصالت هنر ايراني را در آثار اين دوره مي توان تاييد كرد.»

منابع:

1- احمد تاجبخش، تاريخ مختصر تمدن و فرهنگ ايران قبل از اسلام، دانشگاه ملي، تهران، 1355.

2- اردشير خداداديان، تاريخ ايران باستان، اشكانيان، مجموعه پنجم، نشر به ديد و قلم آشنا، تهران،‌ 1380.

3- دولاندلن،‌ تاريخ جهاني، ترجمه احمد بهمنش، جلد اول، تهران، 1347.

4- رومان گيرشمن، ايران از آغاز تا اسلام، ترجمه دكتر محمد معين، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1355.

5- احسان يارشاطر، تاريخ ايران كمبريج،‌ ترجمه حسن انوشه، جلد سوم، قسمت دوم، اميركبير، تهران،‌ 1377.


موضوعات مرتبط: تاثير هلنيسم بر هنر عصر سلوكي و اشكاني

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 7:21 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

در جنوب شهر تاريخي اصفهان گورستان تخت فولاد به لحاظ در بر گرفتن آثار بي‌شمار به عنوان يكي از مهم‌ترين و باارزش‌ترين گورستان‌هاي ايران محسوب مي‌شود. اين گورستان كهن طي قرون متمادي به صورت حافظه‌اي تاريخي گردآورنده آثار بسياري در خود بوده است و پيشينه تاريخي تخت فولاد به گواهي شواهد تاريخي و بقاياي معماري كه تا دهه قبل در لسان‌الارض موجود بود به اوايل دوره اسلامي برمي‌گردد و به احتمال زياد بخشي از محل سكني گزيني قبل از اسلام و صدر اسلام شهر تاريخي اصفهان بوده است.
وجود آثار و يادمان‌هاي ارزشمند تاريخي عده بسياري از مشاهير و علمايي كه طي قرون متمادي در اين مكان دفن شده‌اند، گذشته از ارزش‌هاي والاي هنري و معماري به اين مجموعه هويت ويژه‌اي به مثابه شناسنامه تاريخي، فرهنگي شهر بخشيده است، چه يكي از راه‌هاي شناخت تاريخ و فرهنگ هر سرزمين آشنايي با بزرگان، انديشمندان، دانشمندان و پارسايان پيشرو راه حقيقت و كمال آن سرزمين است. شخصيت‌هايي كه در دوران زندگاني پربار خود به گونه‌اي در گسترش دامنه علوم و فنون، ترويج دين و تهذيب و تربيت مردم زمان خويش نقش داشته و در ارتقاي فرهنگ سرزمين‌شان سهم به سزايي داشته‌اند.
سابقه تاريخي
سابقه تاريخي و نام تخت فولاد با افسانه و حرف و حديث توامان است. آنچه قطعي است و بر پايه شواهد مستند تاريخي استوار اينكه تاريخ اين محل حداقل به دوران آل‌بويه مي‌رسد. مهدوي در مسيري در تاريخ تخت فولاد اصفهان، بعد از اشاره به نقل قول‌ حافظ ابونعيم مي‌نويسد: «زمين لسان‌الارض به شرحي كه از كتاب: ذكر اخبار اصفهان تاليف حافظ ابونعيم نقل شد حكايت از بدو خلقت مي‌كند كه قدمت و اهميت آن با خلقت انسان و زمين و آسمان شروع مي‌شود. خبري كه حافظ ابونعيم روايت مي‌كند، هر چه باشد نشانگر سابقه تاريخي اين سرزمين مقدس بوده و از آن حكايت مي‌كند كه قبل از اسلام نيز مورد توجه و عنايت مردم اين شهر بوده است.»
سابقه تاريخي تخت فولاد همانگونه كه اشاره شد حداقل به دوران آل بويه مي‌رسد. اين محدوده در دوره صفوي گسترش زيادي مي‌يابد، زمان شاه سليمان صفوي اين محدوده به حداكثر وسعت خود رسيده به طوري كه گفته مي‌شود در اين زمان 400 تكيه و خانقاه وجود داشته است. از اواخر دوره صفوي به خصوص از زمان شاه سلطان حسين تخريب تكيه‌ها آغاز و در زمان حضور افغان‌ها در اصفهان اين ناحيه خالي از سكنه مي‌شود.
در زمان قاجار به خصوص در دوره حاج محمد حسين‌خان صدر شاهد اصلاحاتي در اين محدوده همراه با ايجاد بناي مسجد و تكيه و آب‌انبار و ... هستيم. ليكن از اواخر دوره قاجار تخت فولاد دوباره دچار دگرگوني مي‌شود.
روند تخريب تخت فولاد در دوران معاصر:
«... به اسم ايجاد فضاي سبز آب به قبور مومنين بستند. ديوار تكيه‌ها و اطاق‌هاي آن را خراب كردند و چون خود را وارث اموات مي‌دانند تمامي مصالح ساختماني آن را شايد به عنوان اجرت خراب كردن بردند ... متجاوز از صدها فقيه و مجتهد و عارف و اديب و شاعر و خطاط و هنرمند در اين گورستان خفته‌اند...»
به طور كلي عوامل انساني و مربوط به محيط (عوامل فرهنگي) تاثيرگذار بر روند تخريب بافت تاريخي تخت فولاد در چند دهه اخير را مي‌توان در چند دسته طبقه‌بندي كرد.

الف‌ _ دستگاه‌هاي دولتي تخت فولاد
_ احداث خيابان‌ فرودگاه و تصرف اراضي جنوبي تخت فولاد جهت احداث فرودگاه در دهه 30 كه باعث تخريب بسياري از تكايا و اولين قدم در جهت متروكه اعلام كردن تخت فولاد شد. در اين رابطه آب‌انبار و بخشي از تكيه بابا ركن‌الدين _ آب‌انبار حاج آقا مجلس، بخشي از تكاياي ريزي‌ها، بروجني‌ها، تكيه ميرزا رفيعا تخريب شد و بناهايي در محدوده اراضي فرودگاه قرار گرفت.
_ هبه كردن زمين‌هاي تخت فولاد به موسسات دولتي توسط شهرداري‌ كه از جمله اولين آنها اهداي قطعه زميني از محوطه تاريخي لسان‌الارض به آموزش و پرورش جهت احداث مدرسه بود. احداث مركز مخابرات فيض، احداث مركز بهداشت نمونه‌اي ديگر از اين موارد است.
_ ايجاد سازمان پارك‌ها و گورستان‌هاي شهر اصفهان در سال 1362
توسط شهرداري به منظور تخريب تمامي بناهاي تخت فولاد و تبديل آنها به پارك و متعاقب آن متروكه اعلام كردن تخت فولاد در اواخر فروردين ماه سال 1363 ه.ش كه دفن اموات را در آنجا از اول ارديبهشت همان سال قدغن كرد. ايجاد سازمان پارك‌ها و گورستان‌ها، با عكس‌العمل شديد افكار عمومي و بخشي از روحانيت مواجه شد. در سال 69 براساس راي كميسيون ماده پنج شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران گورستان تخت فولاد به مجموعه فرهنگي، مذهبي تغيير كاربري يافت.
_ طرح مجموعه فرهنگي امام خميني و مصلاي بزرگ اصفهان در محوطه تاريخي مسجد مصلي به وسعت 76000 متر مربع در حال اجراست. اين طرح محوطه مصلاي صفوي مجموعه تخت فولاد را تخريب و مفهوم مصلي را كه فضاي باز جهت مراسم ويژه عبادي است از بين مي‌برد. علاوه بر اين طرح محوطه‌سازي اين مجموعه كه بخش عمده‌اي از اراضي جنوب غربي تخت فولاد را در بر مي‌گيرد باعث تخريب تكيه ميرزا باقر چهارسوقي در بخش جنوبي آن مي‌شود.
_ دفتر مجموعه مذهبي _ فرهنگي تخت فولاد كه حدود يك دهه از فعاليت آن مي‌گذرد بخش اعظمي از تكاياي مجموعه را به جاي بازسازي و بدون كسب نظر از ميراث فرهنگي و علي‌رغم مخالفت‌هاي اين سازمان تخريب كرد. در اين رابطه سازمان با توجه به ثبت محدوده تاريخي _ فرهنگي تخت فولاد كه در فهرست آثار ملي سال 1375 صورت گرفت، شكايات متعددي مطرح كرده كه به پيوست است. نهايتا دفتر مذكور بعد از تخريب‌هاي گسترده جهت تهيه طرح سامان‌دهي مجموعه مبادرات به انتخاب مشاور كرد طرح مذكور نيز در شوراي فني سازمان مطرح و با توجه به عدم بررسي‌هاي لازم و شناخت اوليه محوطه توسط مشاور كه لازمه ارايه طرح سامان‌دهي است سازمان طي صورت‌جلسه‌اي كه به پيوست گزارش است درخواست كرد شناسايي سايت تاريخي توسط عمليات ميداني و با همكاري و نظارت ميراث فرهنگي صورت پذيرد.
اين مساله با تغيير مديريت مجموعه همزمان و طرح جامع به كلي منتفي و اقدامات وسيعي جهت سامان‌دهي بدون اطلاع از چگونگي نحوه برخورد با يك محوطه تاريخي صورت گرفت. ادامه تخريب تكايا و مرمت‌هاي غيراصولي و ايجاد بقعه‌ها و المان‌هاي جديدي كه با روحيه و فلسفه بافت تاريخي مجموعه ناسازگار است باعث شده پاره‌اي از اقدامات اصلاحي را كه در محوطه توسط دفتر مجموعه مذهبي _ فرهنگي صورت گرفته بسيار كمرنگ كند.

ب _ تصرف اراضي تخت فولاد توسط مهاجران و زمين‌خواران
_ تصرف اراضي تخت فولاد توسط مردم فقير و بي‌بضاعت و احداث ساختمان‌هاي مسكوني و تجاري بدون جواز در آن كه با كيفيتي نازل صورت گرفته و از لحاظ فرهنگي نيز مشكلات عديده‌اي را به وجود آورده است.
_ تصرف و خريداري اراضي تخت فولاد توسط مردم به عنوان ايجاد آرامگاه‌هاي خانوادگي كه باعث تقسيم و بي‌چهره كردن منظر عمومي شده و بعد از آن به صورت اماكن خصوصي بهره‌برداري شده است.
_ تخريب تكايا توسط متجاوزان و ثبت زمين‌هاي وقفي به شكل مالكيت خصوصي از جمله تفكيك چندين هزار متر از باغ واله و ثبت آن به شكل مالكيت خصوصي
پاره‌اي از تخريب‌هاي صورت گرفته در دو دهه اخير به شرح زير است:
_ تخريب بقاياي محوطه تاريخي لسان‌الارض قديمي‌ترين بخش شناخته شده تخت فولاد و تخريب بقعه يوشع نبي
_ تخريب تكاياي تويسركاني _ فاضل سراب _ ابوالمعالي _ شهشهاني _ ريزي‌ها به غير از بقعه‌هاي واقع در ميان تكاياي مذكور.
_ تخريب باغات، مسير مادي‌هاي جاري در تخت فولاد و قطع درخت‌هاي توتستان‌ها


موضوعات مرتبط: تخت فولاد ؛ با ارزش‌ترين گورستان تاريخي ايران

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 7:18 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

ميراث طبيعي در معناي بسيط آن بايد از جنبه‌هاي گوناگون مورد بررسي قرار گيرد. براساس تعريف مبنايي ارايه شده در كنوانسيون 1972 يونسكو ميراث طبيعي به تشكل‌هاي فيزيكي، زيست‌شناختي و زمين‌شناختي، محل زيست گونه‌هاي گياهي و جانوري در معرض خطر و مناطق داراي ارزش علمي و حفاظتي و زيباشناسي اطلاق مي‌شود.
پديده‌ها يا مناطق مورد اشاره كه اصطلاحا اموال طبيعي ناميد مي‌شوند براساس ضوابط مشخصي به عنوان ميراث جهاني در نظر گرفته خواهند شد كه عبارتند از:
نمونه‌هاي برجسته‌اي كه معرف مراحل عمده سير تحول زمين هستند. از جمله نشانه‌ها و مدارك مربوط به شيوه‌هاي زيست، فرآيندهاي هنوز فعال زمين‌شناسي در تحول و شكل‌گيري زمين يا عناصر زميني، آثار رويدادهاي طبيعي مهم، نمونه‌هاي شاخص معرف فرآيندهاي بوم‌شناختي، زيست‌شناختي مربوط به تحول بوم سازگان‌هاي آب شيرين، بوم سازگان‌هاي دريايي يا ساحلي و اجتماعات گياهي و جانوري، آثار معرف پديده‌هاي طبيعي يا حوزه‌هايي كه زيبايي طبيعي استثنايي و اهميت زيباشناختي دارند، زيست‌گاه‌هاي طبيعي كه از نظر حفظ تنوع زيست‌شناختي اهميت بسيار دارند، از جمله آن دسته‌اي كه دربرگيرنده گونه‌هاي در معرض خطرند و از جنبه علمي يا حفاظتي ارزش جهاني استثنايي دارند.
از سال 1996 روابط و مناسبات متقابل آدمي و محيط زيست اطرافش نيز به عنوان چشم‌اندازهاي فرهنگي مورد توجه قرار گرفته است. چشم‌اندازهاي فرهنگي كه تلفيقي از عملكردهاي طبيعت و بشرند نشانگر تكامل جامعه انساني و سكونت انسان‌ها در طي قرون و اعصار تحت تاثير موانع يا امكاناتي كه طبيعت در اختيار آنها قرار داده و كنش و واكنش متقابل آنهاست.
از يك نگاه ميراث طبيعي را مي‌توان در برگيرنده تمامي پديده‌هاي طبيعي داراي جايگاه يا نقش فرهنگي دانست، از گذشته‌هاي دور در آغاز پيدايش انديشه بشري تا به امروز. در مواردي اين پديده‌ها نقش خويش را تا به امروز نيز همچنان حفظ كرده‌اند و گاهي تنها در اسطوره‌ها و باورهاي كهن باقي مانده‌اند. نكته شايان توجه در اين خصوص آنست كه در گذر زمان همسو با تكامل و تعامل انديشه‌ها و باورها، نگرش آدمي به اين پديده‌ها نيز دستخوش تغيير گرديده است. اين نقش و جايگاه زماني در شكل تقدس در باورها و اعتقادات آدمي شكل گرفته و گاه به جهت اهميتي است كه در معيشت زندگي روزمره انسان داشته و دارد.
از نگاهي ديگر پديده‌هاي طبيعي كه داراي نقشي اثرگذار يا هر گونه عملكرد و تعامل در پيدايش و يا تداوم حيات انساني يا تمدن‌هاي بشري بوده يا هستند ميراث طبيعي محسوب مي‌شوند. كنش و واكنش‌ها و تعامل‌هاي بين آدمي و زيست بومش در طي قرون و اعصار متمادي شكل‌گيري مجموعه‌اي از دانسته‌ها را موجب گرديده كه انتقال و انباشت آنها در گذر نسل‌ها دانشي را گرد آورده كه همان فناوري است.
چگونگي پيدايش فناوري در ساليان كهن و تكوين آن همواره تابعي از متغيرهاي شرايط زيست محيطي انسان بوده، در تمدن‌هاي گوناگون در هر منطقه متناسب با شرايط طبيعي و محيطي صورت‌هاي گوناگوني يافته چرا كه آدمي نيز گوناگوني‌هاي جبري طبيعت را با دامنه اختيار و ياري انديشه خويش مهار كرده است. در نتيجه گاه دستاوردهاي بهره‌گيري از فناوري سنتي و گاه بنيادهاي پيدايش اين فناوري در شرايطي كه حاصل تعامل و بلافصل انسان و طبيعت باشند را مي‌توان ميراث طبيعي لحاظ كرد البته اين زماني است كه اين درهم‌آميختگي دستاوردي شگرف، ارزشمند، زيبا و يا اثرگذار در حيات بشري را پديد آورده باشد.
زيستگاه‌هاي اوليه انسان به جهت استفاده آدمي از پديده‌هاي طبيعي مانند غارها چنانچه داراي ويژگي‌هاي خاص و منحصربه‌فرد بوده و نشانه‌هايي از رويداد يا تحول ويژه در حيات انساني باشند ميراث طبيعي به شمار مي‌آيند.
نگرشي ژرف‌تر و وسيع‌تر پيرامون زيستگاه‌هاي انساني، از زيستگاه‌هاي اوليه بشر نخستين تا كلان شهرهاي مدرن امروزي و ديگر سازه‌هاي بشري كه حاصل چالش بين انسان و طبيعت براي فراهم آوردن ملزومات حيات آدمي بوده‌اند، همواره داراي نشانه‌هاي متعددي از اثرات مستقيم زيست بوم به عنوان عامل اصلي كنترل‌كننده تركيب، شكل اجزا و مصالح تا طراحي و سامان‌دهي كلي آن هستند. شناخت و بررسي تمامي علل، عوامل و اينگونه نشانه‌هاي موثر در پيدايش و شكل‌گيري زيستگاه‌ها و تمدن‌ها از گذشته تا حال و آنچه موجب توسعه و تكامل آنها از يك سو يا محدوديت و محو آنها از سوي ديگر گرديده است تمامي پديده‌هاي طبيعي در اين ارتباط موضوع ميراث طبيعي خواهند بود.
علل و عوامل طبيعي موثر در مهاجرت‌هاي دايمي اقوام و گروه‌هاي كوچك و بزرگ انساني از روزگاران كهن تا امروز و يا كوچ‌نشيني در ارتباط با عوامل آب و هوايي و شرايط اقليمي و ساير متغيرهاي زيست محيطي از قبيل موضوعات مورد بحث در مطالعات ميراث طبيعي از اين ديدگاه به شمار مي‌روند.
زيست بوم تمامي گياهان يا جانوراني كه از ويژگي‌هاي يك منطقه خاص جغرافيايي باشند و يا به جنس و گونه‌اي با خصوصيات منحصربه‌فرد تعلق داشته باشند اعم از جانوراني كه دائما در محدوده جغرافيايي خاصي زندگي كنند و يا آنهايي كه مهاجرند ولي از مسيرهايي ويژه عبور مي‌كنند، از منظر نقش و جايگاه‌شان در معيشت، باورها و اعتقادات و يا ديگر جنبه‌هاي زندگي انساني ميراث طبيعي محسوب مي‌شوند. مناطق رويش مجموعه‌ها و يا گاهي گونه‌هاي ارزشمندي از گياهان دارويي از نمونه‌هاي بارز اين تعريف هستند.
مناطقي كه محل رخدادي تاريخي حايز ارزش و اثرگذار در مسير تحولات تاريخ يك قوم يا ملت باشند در زمره ميراث طبيعي قرار مي‌گيرند. از اين جمله از "دشت چالدران" يا "تنگ آريوبرزن" مي‌توان ياد كرد.
گاهي ميراث طبيعي عنصري است از عناصر معمول طبيعي كه عموما به سبب شكل‌ طبيعي ويژه، محل خاص قرارگيري و يا نوع كاربري آن داراي جايگاه و نقش فرهنگي ويژه‌اي است. در اغلب موارد شكل خاصي در ذهن مردمان در سالياني بسيار دور تداعي كننده نشانه‌اي از باوري كهن بوده است. صخره‌هايي با اشكالي شبيه به جانداران مانند سنگ عقاب در سبلان كه پاسبان راهي است كه به قله مقدس سلطان ختم مي‌شود و يا فسيل يك دو كفه‌اي با نام لوفا ديكوتوما (Lopha dichotoma) كه در جنوب ايلام آن را اثر چنگ‌پري و موجب افزايش رزق و روزي و بركت مي‌دانند و يا " زندان سليمان" در نزديكي تخت سليمان همگي ميراث طبيعي هستند.
گاهي آثار تاريخي و مناطق يا پديده‌هاي طبيعي مانند كوه يا صخره‌اي كه محل سكونت اين آثار هستند به سبب باوري كه بعدها در مورد آنها پيدا شده است داراي نقش فرهنگي ويژه و اثر‌بخش مي‌گردند، كه در اين صورت ميراث طبيعي محسوب مي‌شوند. از اين موارد مي‌توان به «دكان داوود» در شرق شهر سر پل ذهاب و صخره عظمي كه روي آن واقع شده و يا كوه تخت بلقيس اشاره كرد.
مناطق يا پديده‌هاي طبيعي كه در اسطوره‌ها يا متون كهن از تقدس يا نقش فرهنگي آنها ياد شده است مانند كوه اسپروژ در شاهنامه يا رودهاي مقدسي كه سرزمين ايران ويج را در برمي‌گرفته‌اند و يا درياچه "چيچست" ، مشخصا در تعريف ميراث طبيعي قرار مي‌گيرند


موضوعات مرتبط: معناي گسترده ميراث طبيعي

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 7:14 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

تمركزگرايي دولت ساساني تغييرات مهمي در تجارت آن دوره ايجاد كرد، علاوه بر آن استقلال شهرهاي كارواني سوريه و بين‌النهرين نيز از بين رفت. عموما بازرگاني تحت حكومت ساسانيان همراه با سلسله مراتب قانوني ، به خوبي سازماندهي شده بود.
در اواخر سده چهارم ميلادي تهاجم بدويان به آسياي مركزي و ايران شرقي به طور قابل ملاحظه‌اي مانع تجارت در شرق شد. اما با اين وجود ، توسعه ديوانسالاري پايدار در هر دو امپراتوري بيزانس و ساساني و رشد اهميت تجارت بين آنها و همچنين تجارت با شرق دور به پيشرفت در طول دوره خسرو اول (79 _ 531 م) و جانشينانش كمك كرد.
در اين مدت سغديان فعال‌ترين بازرگانان جاده ابريشم بودند. چيني‌ها، ميوه، شراب، آثار فلزي (به خصوص از آهن)، زره، ظروف شيشه‌اي و همه نوع سرگرمي‌هاي سغدي را وارد مي‌كردند. براي مثال اسلوب و مضامين هنري ايران ساساني با طرح طاووس نر و اسب‌هاي بالدار روبه‌روي هم بر جامه‌هاي كتان ظاهر شد كه در آسياي مركزي، چين و حتي ژاپن عموميت داشت. با اين وجود اشياي كمي از اين نوع و با منشاء ايراني باقي مانده است.
ساسانيان براي فروش كالا از مهرهاي گلي استفاده مي كردند.
كشف مهر ساساني در حفريات «مانتاي» در سريلانكا بازتاب روابط تجاري بازرگانان ايراني با سرزمين هاي دور دست است. نشانه هاي گستره تجارت بين‌المللي ساسانيان در آفريقا نيز مشاهده شده ، سكه‌هاي يافت شده در آن جا اين مساله را تصديق مي‌كند.
كشف مهر ساساني در حفريات «مانتاي» در سريلانكا بازتاب روابط تجاري بازرگانان ايراني با سرزمين هاي دور دست است. نشانه هاي گستره تجارت بين‌المللي ساسانيان در آفريقا نيز مشاهده شده ، سكه‌هاي يافت شده در آن جا اين مساله را تصديق مي‌كند.
منابع سرياني، پارسي ميانه و تلموذي هم در مورد تجارت امپراتوري ساساني اطلاعاتي به دست مي‌دهند.
در دوره ساساني، تيسفون مركز بزرگ تجاري بين‌النهرين در ساحل دجله، جانشين بابل و سلوكيه شد.
هنوز هم جاده اصلي كه از بالاي بين‌النهرين، از نزديك محل امروزي همدان _ تهران (ري باستان)، به درون فلات ايران امتداد مي يافت بود و از كنار صحرا مي‌گذشت و از طريق خراسان به آسياي مركزي يا به سمت هند مي‌رفت زنده است.
نقشه‌ها و سفرنامه‌ها پيوستگي برخي راه‌هاي تجاري روزگار باستان را آشكار مي‌كند كه هنوز در بيشتر آنها تردد صورت مي گيرد.
همچنين سفرنامه‌هاي باقي مانده از دوره ساساني بر پيوستگي جاده‌هاي تجاري دلالت دارد كه از سوريه و جنوب بين‌النهرين شمالي تا محل تلاقي دجله و فرات ادامه داشت، همان راهي كه در دوره پارتيان نيز مورد استفاده بود. ضمن اينكه در امتداد تمام جاده‌ها عوارض و تعرفه از كاروان‌ها وصول مي‌شد.
روميان و پارتيان به ترتيب جاي خود را به بيزانسيان و ساسانيان دادند كه بر سر كنترل تجارت مزبور با هم رقابت مي‌كردند. علي رغم جنگ‌هاي هميشگي، در امتداد راه‌هاي اصلي نمايشگاه‌ها و بازارهايي برپا مي‌شد و حجم تجارت دائما در حال افزايش بود.
از كتب حقوق سرياني و «ماتيكان هزار دادستان» پهلوي اين گونه استنباط مي‌شود كه تجارت ساسانيان تا حد زيادي در اختيار اتحاديه‌ها و شركت‌ها يا خانواده‌هاي بازرگاني بوده كه در زمينه قوانين و مقررات حاكم بر خريد و فروش توليدات خبره بودند. از قوانين تقسيم‌ دارايي و توارث كه در كتاب‌هاي قانون شرح داده شده تنها اندكي از آن باقي مانده است. به نظر مي‌رسد مالكيت عمومي كالا، زمين و خانه‌ها شايع‌تر از مالكيت خصوصي بوده است.
اصطلاح «hambāyīh» (شراكت) نه تنها به روابط تجاري بلكه به ساير همكاري‌ها راجع به ساخت كانال هاي آبياري و نظير آن اشاره مي‌كند.
در ابتدا جريان تجارت به جاي داد و ستد، بر پايه نظام پولي استوار بود. سكه‌هاي نقره با عيار بالا كه دولت ساساني ضرب مي‌كرد به عنوان پول تا واحد تورفان تركستان نيز مورد استفاده بودند. اين سكه‌ها همچنين در تجارت با نواحي بالاي رود ولگا در روسيه و درياي سياه نيز داراي ارزش بود. تجارت اخير حتي در مقياسي وسيع‌تر در دوره اسلامي نيز تداوم يافت. درهم نقره ساساني مدلي براي ساير پول‌ها در شرق شد. درهم نقره ساساني مدلي شد براي ساير پول‌هايي كه در شرق، به ويژه نزد هپتاليان و يا در واحد بخارا ضرب مي‌شد.
در خلال حاكميت طولاني ساسانيان، اين سكه فقط در موارد محدودي تحت تاثير مسائل سياسي، كم‌ارزش شد؛ يك بار در دوره پادشاهي شاپور اول (2_240 م) و بار دوم وقتي كه پيروز (484 _ 459م) مجبور شده بود، غرامت سنگيني را به هپتاليان بپردازد.
ماليات‌ها و بهره‌ بالاي وام‌ها باعث محدوديت بازرگانان در ايران عصر ساساني مي‌شد. بازرگانان در اين زمره طبقات بالاي اجتماع قرار نداشتند. برعكس آن در آسياي مركزي آنها از احترام بيشتري برخوردار بودند.
در دوره ساساني طبقه اعيان زميندار در راس هرم جامعه بودند اما در مناطقي همچون بخارا و سمرقند بازرگانان بزرگ مهم‌ترين نفوذ را در همه امور حكومتي داشتند. نكته مهم اين كه منابع مكتوب آسياي مركزي، كتيبه‌ها و همچنين نامه‌ها، بيشتر به ساخت كانال‌ها يا مخازني براي آب و يا به امور مالي اختصاص دارند، در صورتي كه كتيبه‌هاي ساساني داراي مضامين مذهبي يا سلطنتي هستند.
مقارن با اواخر دوره ساساني رقابت با بيزانس براي كنترل تجارت هند تشديد شد. ساسانيان بحرين و عمان را در كنترل داشتند و در سال 570 م يمن يك پايگاه ايراني شد. «كوسپاس» رقابت بين بازرگانان بيزانس و ساساني را در ساحل غربي هند توصيف كرده و «پروكوپيوس» اظهار مي‌دارد كه ايرانيان تمام تجارت هند را در دست داشتند.
در خصوص تجارت مناطق شمالي، اطلاعات قابل مقايسه نيست، اما مقادير زيادي سكه‌هاي نقره، ظروف و ساير آثار ساساني و يا از آسياي مركزي در روسيه پيدا شده است. اين يافته‌ها به ويژه وقتي با مقادير اندك نقره بيزانس مقايسه شود مدركي براي تسلط ساسانيان بر اين مسير محسوب مي‌شوند. ايرانيان از شمال خزر، كهربا، عسل، موم و ساير كالاها را وارد مي‌كردند.
در طول تاريخ، طلا به قيمت بالايي در هند به فروش مي‌رفت. به نظر مي‌رسد اين مساله كه دليل عمده به دست نيامدن اشياي زرين، غير از سكه‌هاي طلا، از آسياي مركزي و ايران بوده تقريبا از آغاز تاريخ عموميت داشته است. در اوايل سده دوم قبل از ميلاد كوشانيان، آخرين سلسله شرق فلات ايران بودند كه مقادير معتنابهي سكه‌هاي طلا در روزگار باستان ضرب كردند. حكام بعدي غالبا نقره ضرب مي‌كردند، البته اين بدان معني نيست كه معادن طلاي كوه‌هاي آلتايي، تيان‌شان و جاهاي ديگر از توليد دست كشيده باشند. طلا بيشتر از آسياي مركزي و ايران به جنوب بوده مي‌شد.
تجارت داخلي شاهنشاهي ساساني نيز داراي اهميت بود. كالاهاي اصلي شامل اجناسي چون مواد غذايي، جبوبات، شراب، خشكبار، روغن خوراكي و مانند آن مي‌شد كه كمتر جنبه تجملي داشتند. همچنين پارچه، لباس، ظروف شاهنشاهي ساساني و در آسياي مركزي يافت مي‌شد. احتمالا در هر دو ناحيه محصولات لبني، گوشت، پشم و فرش‌هاي بافته‌ شده با وسايل و ظروف معاوضه مي‌شد. مواد غذايي توسط روستاييان ساكن تهيه مي‌شد.
قوانين و مقررات، معاملات داخلي را نيز همانند تجارت بين‌المللي نظم مي‌بخشيد. شركت ها تامين محصولات مورد نياز بازار را تقبل مي‌كردند كه خانواده‌ها يا تجار بزرگ در آن جا (بازار) محصولات يا خدمات را به معرض فروش مي‌گذاشتند.
اطلاعاتي در دست نيست كه آيا سيستم پستي همانند دوره هخامنشيان وجود داشته است، اما پيك‌ها و كاروان‌ها، پيغام‌ها و كالاها را به هر سو مي‌رساندند. مي‌توان پذيرفت كه سازمان‌هاي خصوصي و حكومتي، بازرگاني درون مرزهاي شاهنشاهي را اداره مي‌كرده‌اند، البته، درك ما در اين رابطه غير مستقيم و از طريق كتاب‌هاي قانوني است.
گسترش وسيع تجارت در دوره اسلامي به مقدار زيادي مرهون تجربيات پيشين ساسانيان و مردمان آسياي مركزي بوده است. اما همچنان كه مرزهاي خلافت اموي فراتر از حدود امپراتوري‌هاي ساساني و آسياي مركزي رفت، تجارت و بازرگاني نيز به سطوح سابق خود بازگشت.
از بين رفتن بسياري از مرزهاي داخلي، گذشته از انحصارات تجاري بيزانس و ساساني، پيشرفت قابل ملاحظه‌اي به خصوص براي حكومت‌هاي واحد آسياي مركزي به ارمغان آورد.
منبع:
«encyclopaedia Iranica»


موضوعات مرتبط: تجارت در امپراتوري ساساني

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 7:12 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

ميراث فرهنگي به عنوان يك پديده اجتماعي جنبه جبري و تحميلي بر محيط اجتماعي و زندگي انسان‌ها دارد، به طوري كه عده‌اي در تعريف آن ادعا مي‌كنند نتيجه‌ اين رفتار تعاملي را در يك نگاه ميراث فرهنگي مي‌گويند و يك بعد اين تعريف زمان اين تعامل است. به طوري كه صد سال پيش ميراث فرهنگي كشور پديد‌ه‌هاي بشري تا پايان دوره زنديه مي‌دانستند، بعد اين نظر اصلاح شد و آن چه تا پايان دوره قاجاريه بود به عنوان ميراث فرهنگي قلمداد شد و سپس ادعا شد. كه عمر بيش از 50 سال داشته باشد ميراث فرهنگي است و الان نيز اين نظر وجود دارد كه برخي رفتارهايي كه حتي در دوره جديد انجام مي‌شود و به نوعي ريشه در رفتارهاي تعاملي كه در طول هزاران سال پيش شكل گرفته‌اند دارد و مي‌تواند در حوزه ميراث فرهنگي باشد. بعد ديگر در تعريف ميراث فرهنگي، ميراث طبيعي است يعني مكان طبيعي كه داراي ويژگي‌هايي است كه توان انسان‌ها را به خود جلب مي‌كند.
با گذشت زمان و وقوع جريان‌ها و دگرگوني‌هاي عمده بر جهان، ميراث فرهنگي نيز دستخوش تغييرات و دگرگوني شد در گذشته ديدگاهي وجود داشت مبني بر اين كه ميراث فرهنگي را مجزا از ساير پديده‌ها و آثار بدانيم يعني آن را به عنوان يك ارزش قلمداد كنيم و همگان از آن و حفظ و حراست كنيم. اين نگاه‌ها در حال حاضر تغيير كرده است. در نگرش جديد، ميراث فرهنگي جزئي از زندگي روزمره انسان‌هاست، به طوري كه از آن مي‌توان يك عامل هويت‌بخشي نام مي‌برند.
ميراث فرهنگي در نقش يك عامل هويت‌ساز بيانگر چيستي و كيستي يك جامعه يا يك شهر و روستا است و چون با زندگي مردم عجين مي‌شود لذا ميراث فرهنگي زنده خواهد ماند.
سئوال مهم اين است كه ميراث فرهنگي چگونه مي‌تواند هويت هر جامعه‌اي را در جامعه جهاني جديد نشان دهد به عبارت ديگر ميراث فرهنگي با وجود جريان شتابان و فراگير جهاني شدن «Globalization» چگونه مي‌تواند از يك طرف هويت اصيل يك جامعه را حفظ كند و از طرف ديگر آن را جهاني كند؟
به طور كلي چند مرحله را مي‌توان براي نقش ميراث فرهنگي در جوامع جديد و «فرآيند جهاني شدن» متصور شد:
1. مرحله اول وجود زيبايي‌شناسي بوده كه در حوزه لذت بردن از زندگي و ارضاي حس زيبا دوستي انسان‌هاست. يك اثر تاريخي و فرهنگي مي‌تواند باعث لذت بردن انسان‌ها از زيبايي و هنر شود اين نگاهي است كه از قديم وجود داشته است و در زمان فعلي شدت بيشتري گرفته است.
2. مرحله دوم كه مهم‌تر از مرحله قبلي است اطلاعاتي است كه همراه اين آثار است و از گذشته جوامع حكايت دارد و به نوعي منبع پژوهش و كنكاش نيز است و شامل اطلاعاتي از گذشته مردم يك سرزمين بوده و جنبه اسنادي ميراث فرهنگي است.
3. مرحله سوم بحث اقتصادي آثار تاريخي و فرهنگي بوده كه بحث توريسم و بازديد داخلي از ميراث فرهنگي مد نظر است.
4. جايگاه ميراث فرهنگي در توسعه جوامع نيز در مرحله بعدي قرار دارد. هر جامعه‌اي كه بداند نتيجه تعاملش چه بوده و آن را خوب بشناسد متوجه مي‌شود كه فعاليت‌هاي كنوني‌اش نمي‌تواند منقطع از گذشته باشد بلكه در ادامه آن است.
5. مهم‌ترين مرحله نيز براي ميراث فرهنگي هويت‌بخشي آن است.
در فرآيند جهاني شدن، تعامل جوامع بيشتر مي‌شود و ارتباطات در سطح وسيع‌تري شكل مي‌گيرد و جوامع بيشتر از يكديگر تاثير مي‌پذيرند. لذا جنبه‌هاي مختلف فرهنگي، كه ميراث فرهنگي اجتماعي، اقتصادي و... جوامع با يكديگر در تعامل قرار گيرند و در اين راستا جنبه فرهنگي نيز جزئي از آن، متاثر از تحولات جهاني شدن است.
ميراث فرهنگي همان طور كه بيان شد، نشان از هويت هر جامعه بوده و نشان از نگاه مردم يك جامعه به يك پديده دارد. طرز زندگي، كيفيت زندگي، آداب و رسوم، عقايد، ارزش‌ها، هنجارها و بالاخره، فرهنگ هر جامعه‌اي در ميراث فرهنگي آن جامعه نهفته است. حال اين ميراث كه نشان هويت جامعه است در فرآيند جهاني شدن دستخوش تحولات مي‌شود و در اين راستا مهم‌ترين مساله حفظ و حراست از ميراث فرهنگي و اشاعه آن به جوامع جهان است در اين راه سترگ بايد:
الف: در سطوح خرد، مياني و كلان جامعه برنامه‌ريزي داشت تا از اين طريق جامعه را با اهميت و حساسيت ميراث فرهنگي در جوامع جديد جهان آشنا كنيم _ در سطح خرد بايد آموزش را از تك تك افراد در خانواده‌ها شروع كرد. اولين كانون تربيت و تعليم اهميت ميراث فرهنگي خانواده است كه سطح تكميلي و كامل آن در مدارس شكل مي‌گيرد. در سطح مياني بايد از گروه‌هاي جامعه و نيز نهادهاي اجتماعي جامعه شروع كنيم و تمامي موسسات دولتي را با اهميت ميراث فرهنگي و نقش آن در معرفي جامعه جهاني آشنا سازيم. در سطح كلان نيز مديريت كلان جامعه بايد برنامه‌ريزي مدون و كارشناسانه جهت حفظ و حراست از ميراث فرهنگي داشته باشد. لذا آموزش جهت حفظ و حراست از ميراث فرهنگي در 5 زمينه مي‌تواند تحقق يابد:
1. آموزش عمومي از طريق صدا و سيما، مطبوعات و نشريات
2. آموزش تخصصي در سطح دبستان، دبيرستان و دانشگاه
3. آموزش هنرهاي سنتي كه در بيش از 150 رشته هنري سنتي مي‌تواند انجام شود.
4. آموزش حين خدمت به منظور ارتقاي دانش كاركنان ميراث فرهنگي و كاركنان علاقه‌مند ساير موسسات
5. آموزش نيروي نظامي، انتظامي، شوراي شهر و روستا و ماموران گمرك
ب: نهادينه كردن مشاركت اجتماعي مردم جهت حفظ و حراست از ميراث فرهنگي و اعتلا بخشيدن به آن از طريق فراهم كردن شرايط اين مشاركت.
ج: انجام پژوهش‌هاي بنيادي و كاربردي و نيز توسعه‌اي در زمينه ميراث فرهنگي و يافتن علل و عوامل كاهش ارزش ميراث فرهنگي و از بين رفتن آنها و ارايه راهكارها و راه‌حل‌ها جهت افزايش ارزش ميراث فرهنگي در زندگي جامع.
د: نكته آخر اين كه جريان شتابان جهاني شدن، اجتناب ناپذير است. پس بياييم شرايط تفكر ايده‌آل و منطقي را در جامعه فراهم كنيم.


موضوعات مرتبط: ميراث فرهنگي به عنوان يك پديده اجتماعي

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 7:10 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

از دوران اوج شكوفايي «سيراف» و نحوه مشاركت اقتصادي شهروندان آن در مبادلات اقتصادي منطقه‌اي در قرون نخستين اسلامي، آگاهي و اطلاع‌ كافي در دست است و تكرار اين مطالب مناسبتي نخواهد داشت. آنچه كمتر به آن پرداخته شده است، كيفيت روند افول و ركود اقتصادي اين بندر در قرن پنجم هجري است و منابع و مدارك تاريخي نيز در اين باره تصويري روشن ارايه نمي‌كنند. به راستي چه عوامل و شرايطي باعث افول اقتصادي و اجتماعي سيراف و مهاجرت گسترده تجار و دريانوردان آن به ديگر نواحي شد؟ چگونه اين بندر مهم ايراني كه در حيات اقتصادي كشور نقش اساسي ايفا مي‌كند، دچار ركورد اقتصادي شد؟ چرا تجار قدرتمند و ثروتمند سيراف امكان تداوم اقتصادي خود را از دست دادند؟ و چه حوادثي زمينه‌ساز اصلي افول سيراف بود؟
در يك جمع‌بندي مي‌توان گفت كه: «افول سيراف طي يك قرن و نيم به دليل بروز ناامني‌هاي شديد سياسي فارس و از رونق افتادن مسيرهاي كارواني شرق و غرب شيراز به سمت سواحل صورت گرفت. از طرفي تحولات جهان اسلام و به ويژه سياست‌هاي مداخله‌‌گرانه «خلفاي فاطمي» در امور تجارت شرق به غرب و افول سواحل شرقي عمان، به ويژه «صحار»، سقوط «سيراف» را تشديد كرد. از آن جايي كه بيشتر تكيه اقتصادي «سيراف» به كالاهاي وارد و صادر شده از سمت بغداد و كرانه‌هاي حاشيه «شط‌العرب» بود، ضعف خلافت عباسي و حضور و نفوذ عناصر نظامي ترك در بغداد و ناامني‌هاي برآمده از دخالت ديلميان در امور، باعث شد تا مناطق پشتيبان «سيراف» و از آن جمله بصره و مسيرهاي رودخانه‌اي تا بغداد، از رونق افتاده و همين امر سقوط «سيراف» را نزديك‌تر كند. ناصرخسرو در سال 443 ه.ق / 1053 م. «بصره» را نيمه ويرانه‌اي بيش نمي‌يابد كه آبادي پيشين را از دست داده است. به همان اندازه كه «شبانكاران» در راه‌هاي تجاري خشكي در فارس ايجاد ناامني مي‌كردند، دزدان دريايي در «كيش» نيز امنيت كامل ورود و خروج كشتي‌ها به «سيراف» را در معرض خطر قرار داده و اين عوامل نهايتا سقوط «سيراف» را به دنبال آورد.
يكي از مهم‌تين نتايج افول «سيراف»، مهاجرت گروه‌هاي اجتماعي قدرتمند اين بخش به نواحي ديگر بود؛ اين گروه‌ها و رهبرانشان به دنبال شرايط مناسب و امنيت لازم براي تداوم امور بازرگاني خود بودند. بر اين اساس مهاجرت مردم «سيراف» به سمت مناطق امن و از آن جمله سواحل عمان و درياي سرخ و مهم‌تر از آنها جزيره «كيش» در همين راستا صورت پذيرفت. «مقدسي» از اولين نويسندگاني است كه از مهاجرت مردم «سيراف» به سمت سواحل شرقي «عمان» اطلاع داده است. «ابن مجاور» از دو مرد سيرافي به نام‌هاي «سيار» و «مياس» نام برده كه پس از ويراني زادگاهشان، به سمت بندر «جده» مهاجرت كرده، در آن جا ساكن شدند و بناهاي زيادي برپا كردند. او همچنين تجديد بناي بندر «زير» را در سواحل درياي سرخ در سال 465 ه.ق / 1072 م. به مهاجرين سيرافي نسبت داده و در اين باره مي‌نويسد: «تجديد بنا و آبادي «زبر» توسط دو ايراني اهل «سيراف» صورت پذيرفت كه در سال 465 ه.ق/ 1072 م. به دليل درگيري با امير «جده» از آن جا مهاجرت كرده و ساكن «زبر» شده آن جا را بازسازي كردند.
اما بخش مهمي از ساكنان «سيراف»، كه به احتمال زياد از عناصر نظامي محسوب مي‌شده‌اند، به جزيره «كيش» مهاجرت كرده و آن جا ساكن شدند. «ابن مجاور» در شرح جزيره «قيس» مي‌نويسد: «به موجب اظهار سعد بن مالك بن داود بن سليمان انصاري، مجوسان پس از تغيير دولت و غلبه تازيان بر كشور ايران به آن جا پناه بردند و در جزيره كيش سكونت گزيدند و در مدت اقامت خود ساختمان‌هاي بلند با آجر گچ بنا كردند. پس از آن با گردش روزگار آنان از جزيره رفتند و جزيره به صورت زنداني براي شاهان فارس درآمد و در عصر آنان به زندان شهرت يافت تا اين كه «سيراف» به خرابي گراييد. دو مرد سيرافي بر جزيره دست يافتند، از آن خوششان آمد. در جزيره گروهي ماهيگير بودند. سيرافي‌ها بر ماهيگيريان چيره شدند و آنان را از آن جا راندند و مالك جزيره شدند و ساختمان‌هاي بلندي در آن جا بنا كردند كه به همان سبك مجوسان بود و در آن جا درخت خرما كاشتند. يحيي بن علي بن عبدالرحمن الزراد به من گفت: «از روزي كه جزيره قيس‌آباد شد، يكصد و بيست سال مي‌گذرد و اين گفته مربوط به سال 624 ه.ق/ 1226م. است.»
«وصاف»، مهاجرت «سيرافي‌ها» را به كيش در قالب يك داستان نقل كرده است. او مي‌نويسد: «در آن تاريخ از اماجد سيراف ناخدايي بود قيصر نام، اندك بضاعت، بسيار قناعت، سر همتش مقنع به قناع... به وقتي كه قصر وجود را از ميزبان روح بپرداخت... از وي سه پسر ماند مهتر را نام قيس بود... تمامت اندوخته پدر را در اندك مدتي پرداختند... به ضرورت جلاء و وداع اهل و سكن بايست كرد و مولد منشاء را به مادري پير كه داشتند، بازگذاشته... و به جزيره قيس نقل كرد.» بروز ناامني‌هاي طولاني در نواحي پس كرانه‌اي «سيراف» را كه از نيمه دوم قرن چهارم هجري تا نيمه اول قرن پنجم هجري ادامه يافت، بايد عامل اصلي سقوط و افول اين بندر مهم دانست . اين ناامني‌ها توليد اقتصادي فارس و ديگر نواحي مجاور را به شدت كاهش داد و توان خريد و فروش كالاها را در اين منطقه مهم به حداقل رسانيد و تجار سيرافي كه عامل اصلي تبادل اقتصادي در اين ناحيه به شمار مي‌رفتند، با كمبود شديد در بازار عرضه و تقاضا روبه‌رو شدند. بازار خريد و فروش پررونق فارس، در سايه ناامني‌هاي گسترده سياسي، دچار ركود شد و تاثيرات مخرب آن بر تجارت «سيراف» و دريانوردان آن در نيمه نخست قرن پنجم هجري، به وضوح خود را نشان داد و اين بندر به تدريج آبادي و رونق خود را از دست داد و توان اقتصادي آن روز به روز كاهش يافت. تجار و بازرگانان «سيراف» كه راهي براي مقابله با بحران موجود در اختيار نداشتند، ناگزير به مهاجرت شدند. در نيمه نخست قرن پنجم هجري، يعني درست يك هزار سال پيش از اين تاريخ، بازرگانان، دريانوردان، صنعتگران و بسياري از شهروندان «سيراف» به كيش، جده، هرموز، زبيد و قلهات مهاجرت كردند و شهر و ديار خود را به ناچار ترك كردند و سرمايه مادي و معنوي خود را براي ادامه حيات به ديگر بنادر و جزاير منتقل ساختند و به اين ترتيب بندر «سيراف» كه روزگاري به عنوان «دروازه چين و خزانه پارس و خراسان» شهرت داشت، در نيمه اول قرن پنجم هجري و درست يك هزاره پيش از اين، از صحنه اقتصادي منطقه خارج شد و رونق پيشين را از دست داد. «ابن بلخي»، مورخ بزرگ قرن ششم هجري در عبارتي مختصر و مفيد افول اين بندر را ترسيم كرده است و به حق بايد گفت كه نوشته او را بايد دقيق‌ترين و تحليلي‌ترين و مختصرترين عبارت درباره اين موضوع دانست. ابن بلخي مي‌نويسد: «به هر دو سه سال كه لشكري را آن جا فرستادي و رنج‌ها كشيدندي، از وي چيزي نتوانستندي ستدن و چون حال آن بدين گونه بود و هيچ بازرگاني به سيراف كشتي نيارست آورد، از بهر ايمني راه به كرمان يا مهروبان يا دورق و بصره اوگندند و بر راه سيراف جز چرم زرافه و اسبابي كه پارسيان را به كار آيد، نياوردند و از اين سبب خراب شد.»
از آن پس «سيراف» و بازرگانان «سيرافي»، به مدت يك هزار سال از صحنه تجارت دريايي خليج فارس و حوزه اقيانوس خارج شدند و در متون تاريخي و ادبي و جغرافيايي از آن شهر به عنوان بندري كوچك و كم‌رونق و داراي شهرونداني فقير و كم‌بضاعت ياد مي‌شد و هرگز نتوانست موقعيت و جايگاه پيشين خود را بازيابد.
اما اكنون در نيمه نخست قرن پانزدهم قمري و «پس از يك هزاره»طولاني و طاقت‌فرسا خاموشي و سكوت، شرايط و موقعيتي مناسب براي تولد مجدد حيات اقتصادي و اجتماعي بندر سيراف و نواحي مجاورآن به وجود ‌آمده است و اين بندر و مردم صبور و مقاوم آن مي‌توانند «پس از يك هزاره» باز هم از «سيراف» و رونق و شكوفايي و رشد آن خوشحال و شادمان باشند.
«سيراف» و ساكنان آن در سايه تلاش و كوشش شهروندانش و با كمك و مساعدت ديگر هموطنانشان به آينده‌اي درخشان و اميدواركننده چشم دوخته و اميد است كه سيراف باز هم به عنوان يكي از بزرگ‌ترين بندرگاه‌هاي خليج فارس و منطقه، آبادي و رونق از دست رفته خود را بازيابد.
«ناخدا بزرگ شهريار»، دريانورد مشهور قرن پنجم هجري كه بارها و بارها كرانه‌هاي سيراف و خليج فارس را در نورديده، درباره عجايب اين دريا آورده است: «ديگر از عجايب درياي فارس اين است كه گاهي در شب، هنگامي كه امواج دريا مضطرب شده و به هم برمي‌خورند و از تصادم با هم متلاشي مي‌شوند، همچون شعله‌هاي آتش به نظر مي‌آيند، به قسمي كه مسافرين دريا گمان مي‌كنند در درياي آتش سير مي‌كنند.»
اكنون و پس از گذشت يك هزار سال از آن ايام روياي دريانوردان سيرافي كه از آن به عنوان «عجايب درياي فارس» ياد كرده‌اند، به تحقق پيوسته است و چنان چه «ناخدا بزرگ شهريار» اين امكان را مي‌يافت كه در عصر حاضر باز هم در كرانه‌هاي «سيراف» به دريانوردي بپردازد، مي‌توانست شعله‌هاي آتش در كرانه‌هاي خليج فارس را مشاهده كند. اگر چه اين بار نه در سطح مواج دريا، بلكه صدها متر بر فراز آب‌هاي نيلگون خليج فارس، ده‌ها تنوره آتش را مي‌ديد كه نشانه‌هاي مشخص و روشني از سرزندگي و شادابي و حيات مجدد اين بندر تاريخي دارد. در اين صورت شايد مي‌شد «ناخدا بزرگ شهريار» را با لبخندي بر لب مشاهده كرد كه با شگفتي و ناباوري اين جمله را زير لب تكرار مي‌كرد كه: «پس از يك هزاره باز هم سيراف».


موضوعات مرتبط: سیراف

تاريخ : یکشنبه 1385/10/03 | 7:8 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

صومعه سنت آنتیمو * ایتالیا *

این صومعه زیبا در9 کیلومتری شهر مونتالسی نو (Montalci-no) در کشور ایتالیا قرار دارد. کلیسای سنت آنتیمو به سبک رومی ساخته شده است . احتمالا بر روی محلی که قبلا کلیسای کوچکی بوده و  به دستورچارله مگین (  (Charlemagne در سال 781 میلادی  ساخته شده بوده  است , بنا شده است .

این صومعه یک نمونه  فوق العاده زیبائی از معماری رومیان که در قرن 12 تا 13 میلادی   توسط آبوت آزو دل پرسری (Abbot Azzo dei Porcari) ساخته شده است .

به نظر می رسد نمای بیرونی کلیسا و ایوان این بنا هیچ وقت کامل نبوده است .ورودی این بنا طاق بلندی دارد و با نقش برجسته های زیبائی تزیین شده است. قسمت جالب سنت آنتیمو راهرو کوچک سمت چپ است که قدمت آن به قرن 9 میلادی بر می گردد و در انتهایش برج ناقوس کلیسا قرار دارد که شیشه های پنجره این برج تک رنگ  و دو رنگ است .

برج ناقوس نیز هیچگاه کامل نشده بوده است . یکی از ناقوسها دقیقا به سال 1219 میلادی برمی گردد . قبل از ساکن شدن , رومیان اولیه در این مکان کلیسای کوچکی درسمت راست سنت آنتیمو موجود بوده است .

در داخل کلیسای سنت آنتیمو سه سالن (صحن ) بزرگ وجود دارد ستونهای زیبا و بلندی ابهت و زیبائی خاصی به سالن بخشیده است . همچنین سنگ مرمری بزگ و زیبا هم به چشم می خورد که بر روی آن طرحهائی از انسان گل و اشکال هندسی حکاکی شده است.

 

سنت آنتیموایتالیا

Only 9 km from Montalci-no, one of the most beautiful Romanesque churches in Italy, the Abbey of Sant'Antimo, stands in solitary splendour.According to legend, it is on the site of an ancient chapel built to the orders of Charlemagne in 781.

In fact, the abbey, an extraordinary example of Romanesque architecture in

French-Lombard style, was built in the 12th and 13th centuries by Abbot Azzo dei Porcari.

The facade, with remains of a portico, seems to be incomplete. The entrance has a high arch, and bas-relief decorations. Particularly interesting is the small doorway to the left; this dates back to the 9th century. Also on this side is the Bell Tower, with single-light and double-light windows.

The tower also seems never to have been completed. One of the bells dates back to 1219. The pre-Romanesque primitive chapel is visible on the right. The interior has three naves separated by high columns, alternated with pilasters in clusters in the lower part and twin lancet galleries above. The capitals in marble from the nearby Castelnuovo quarry are decorated with floral, human and geometric figures. The apse has radial chapels joined by an ambulatory, as in French Cathedrals.

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: سنت آنتیمو

تاريخ : چهارشنبه 1385/09/29 | 16:46 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
 

مومیایی

بطور كلي، اسلوب موميائي كردن  مخصوص فرعون و روساي بزرگ معابد و ثروتمندان اين بود كه اول هر چه در سينه و شكم و جمجمه بود خارج ميكردند وتخم چشمها را بيرون ميآوردند (چون فاسد ميشد) و جسد را مدت چهل تا شصت روز در آب نمك غليظ قرار ميدادند و بعد از اين كه جسد را از آب خارج مينمودند حفره‌هاي بدن و چشم را از نطرون (كربنات دوسديوم هيدارته) پر ميكردند و متخصصين مومياكار امروزي بطوري كه مترجم در گذشته در مجله گرير (معالجه كردن) چاپ فرانسه خوانده عقيده دارند كه مومياكاران مصري روغن نباتي كرچك يا روغن نباتي كنجد را بر (نطرون) مي‌افزودند و آنگاه جسد را دي يك اطاق گرم قرار ميدادند تا رطوبت آن كم شود و سپس با نوارهاي پهن كه روي آن موميا (قير طبيعي) ماليده بودند سراپاي جسد را نوارپيچ ميكردند و چند لايه نوار بر جسد پيچيده ميشد و جسد فرعون و روساي معابد و اغنياء را در هفت لايه نوارپهن مي‌پيچيدند و آنگاه جسد موميائي شده از دارالممات خارج ميشد و براي دفن به قبرستان منتقل ميگرديد

 

 


موضوعات مرتبط: مصر 1

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 14:50 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

متن منشور :

اکنون که تاج پادشاهی ایران، بابل و کشورهای چهار سوی دنیا را، بمدد اهورا مزدا،  برسر نهاده ام، اعلام می دارم که من به همه ی سنت ها و آداب و مذاهب ملت های شاهنشاهی خویش احترام می گذارم و تا زنده ام به نمایندگان و کارگزارانم اجازه نخواهم داد که بر آن به دیده ی تحقیر بنگرند.

از این پس، تا زمانی که اهورا مزدا وظیفه ی پادشاهی را به من ارزانی بدارد، من فرمانروائی خویش را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد. هر ملتی آزاد است که این فرمانروائی را بپذیرد یا نپذیرد، و اگر نپذیرفت من با آن ملت نخواهم جنگید.

تا زمانی که من پادشاه ایران، بابل و ملت های چهار سوی جهان ام، به کسی اجازه نخواهم داد که بر دیگری ستم کند، و اگر چنین شود، من ستمگر را از حقوق خویش محروم و مجازات خواهم کرد.

و تا زمانی که من پادشاهم، به هیچ کس اجازه نخواهم داد تا دارائی های منقول و غیرمنقول کسی را به زور و بدون پرداخت بهای آنها مالک شود.

تا زمانی که زنده ام، من از کار بی مزد و اجباری جلوگیری خواهم کرد.

من امروز اعلام می دارم که همه در انتخاب مذهب خود آزادند.

مردمان آزادند که در هر کجا که بخواهند ساکن و بکار مشغول شوند، به شرط آنکه حقوق دیگران را پایمال نسازند.

هیچ کس را نمی توان بخاطر جرمی که خویشاوندی از او مرتکب شده تنبیه کرد.

من از برده داری جلوگیری خواهم کرد و نمایندگان و کارگزارن من موظف اند که در قلمرو حکمرانی خود از خرید و فروش مردان و زنان بعنوان برده جلوگیری کنند. اینگونه سنت ها باید از سراسر جهان برچیده شود.

من از اهورا مزدا تقاضا می کنم که مرا در انجام تعهداتم نسبت به ملت های ایران و بابل و چهار سوی جهان موفق گرداند.


موضوعات مرتبط: منشور حقوق بشر کوروش

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 6:5 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

تورنگ تپه

تورنگ ‌تپه حدود 17 کیلومتری شمال شرقی گرگان و 60 کیلومتری جنوب شرقی دریای خزر واقع شده است.

این تپه از مجموعه‌ی چند تپه با برجستگی نزدیک به یکدیگر تشکیل شده است که بزرگ‌ترین آن‌ها 5/34 متر از سطح زمین‌های دشت اطراف بلندتر است. نخستین فصل حفاری در تورنگ‌تپه بهار 1310 هجری شمسی توسط «وولسین» انجام و در آن سه طبقه را شناسایی شد.

 

سی سال بعد (دهه‌ی 1340)، «ژان» حفاری را در این تپه آغاز کرد. وی 13 فصل کاوش انجام داد و نه دوره‌ی فرهنگی را در این مکان، باستان‌شناسی کرد که قدیمی‌ترین لایه‌ی آن با سفال‌های فرهنگی جیتون ترکمنستان و فرهنگ اسماعیل‌آباد مقایسه شده است و از نظر زمانی به هزاره‌ی پنجم پیش از میلاد تعلق دارد.

در تورنگ‌تپه‌ی گرگان آثاری از دوره‌ی برنز، آهن و نیز آثاری از دوره‌های هخامنشی، هلنیسی، اشکانی، ساسانی و اسلامی به‌دست آمده‌اند.

 

 


موضوعات مرتبط: تورنگ تپه

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 6:2 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
باغ جهان نما * شیراز

 

 

 

 

 باغ جهان نما در شرق خیابان قرآن قرار دارد . دیوار آجری و محکم آن مربوط به دوره زندیه است با وجود کج شدن همچنان پا برجا ایستاده است . این باغ باصفا از باغهای قدیمی شیراز است که در زمان زندیه عمارتی دو طبقه به سبک کلاه فرنگی در آن ساخته شده است .در وسط باغ حوضهای سنگی زیبائی بچشم می خورد که در گذشته از آب رکن آباد پر می شده است . این باغ قابل بازدید برای عموم می باشد


موضوعات مرتبط: باغ جهان نما

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 6:0 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

قلعه پرتغالی ها

این قلعه که در ضلع شمالی جزیره هرمز و در ساحل دریا قرار دارد، مهم ترین قلعه باقی مانده از روزگار تسلط  پرتغالی ها بر سواحل و جزایر خلیج فارس است. این قلعه به فرمان آلفونسوآلبرکرک دریانورد پرتغالی در سال 1507 میلادی، در محلی موسوم به مورنا احداث شد. قلعه به شکل چند ظلعی نامنظم است. ساختمان آن بسیار محکم است و دیوارهایی به قطر 3/5 متر با چند برج به ارتفاع 12متر دارد. تاسیسات قلعه شامل انبارهای تسلیحات ، آب انبار و اتاق هایی با سقف هلالی است . در زمان شاه عباس که به استعمار پرتغالی ها در ایران خاتمه داده شد، این قلعه به دست امام قلی خان از سرداران شاه عباس فتح گردید


موضوعات مرتبط: قلعه پرتغالی ها

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 5:56 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

غار نول

غار نول در کوه گل واقع در 20 کیلومتری منطقه سی سخت یاسوج واقع گردیده است. غار نول با طول 80 متر  دارای چند تالار  پلکانی و انشعاب های  مختلف و از لحاظ بررسی های زمین شناسی حائز اهمیت می باشد. ارتفاع دهانه غار 3 متر است که در برخی نقاط درون غار تا 20 متر تغییر میکند. سقف و بدنه غار از سنگهای آهکی اسماری و قندیلهای زیبایی پوشیده شده و قطعات آب از این قندیلها و سقف غار, چکه میکند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد که آب زلال و خنکی از آنها جاری است. دخالت های انسانی پیرامون چشمه سارها و قنات های اطراف این غار بیانگر استفاده از غار در دوره های گذشته و اخیر است . به نظر میرسد این غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتی مورد استفاده قرار گرفته است .


موضوعات مرتبط: غار نول

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 5:54 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
* باغ فردوس * تهران *

به دستور محمدشاه قاجار ،درسال 1264 ق‌، قصری برای او در نزدیکی تجریش ساخته شد؛ اما هم زمان با بیماری و مرگ او قصر نیمه تمام ماند و و ی در همان قصر نیمه تمام به نام محمدیه (در محل محمودیه فعلی‌) از دنیا رفت‌.

هم زمان با ساخت قصر محمدیه‌، درباریان نزدیک به او نیز در همان حوالی اقدام به احداث باغ یا عمارت ییلاقی کردند. از جمله‌ حسین‌علی‌خان معیرالممالک باغی احداث کرد که به باغ فردوس مشهور شد.

عمارت باغ فردوس در دو طبقه به سبک قاجاریه و معروف به گوش فیل بنا گذاشته شد. زمین‌های قسمت جنوبی و سراشیبی باغ نیز با سنگ چین‌هایی به صورت هفت قطعه مسطح و مطبق در آمد و روی هریک از قطعات‌، استخری با فواره‌های متعدد احداث شد. استخرها به گونه‌ای ساخته شده بودند که از فواصل دورتر، بزرگ‌تر به نظر می آمدند.

سپس‌، دوست‌علی‌خان‌، پسر حسین‌علی‌خان‌، به همت معماران اصفهانی و یزدی‌، ساختمانی در قسمت جنوبی باغ برپا کرد و نام آن را رشک بهشت گذاشت‌. پلکان و بخش‌های دیگری از ساختمان از مرمر اعلای یزد و دیوارهای داخل اتاق با کاغذهای طلایی برجسته پوشانده شده بود. اما دوست‌علی‌خان اعتنای چندانی به باغ و ساختمان آن نکرد و با گذشت زمان ساختمان رو به خرابی گذاشت تا حدی که سنگ‌های مرمر آن کنده و به عمارت امیریه (مدرسه‌نظام‌) برده شد. بعد از آن مالکیت باغ چند بار دست به دست شد تاسرانجام ،در سال 1318 ق‌، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، محمدولی‌خان سپهسالار تنکابنی آن را از ورثه امین‌الملک خرید.

سپهسالار، علاوه بر ایجاد فواره و استخرهای مطبق‌، قنات باغ فردوس را نیز احیا کرد و سر دری با شکوه در مظهر قنات (میدان گاه فعلی باغ فردوس‌) ساخت‌. ولی به دلیل بدهی به تجارت‌خانه طومانیانس‌، باغ را به او داد و طومانیانس نیز باغ را در ازای بدهی‌ به دولت رضاخان واگذار کرد. سرانجام‌، درسال 1316 ش‌، وزارت معارف (آموزش و پرورش‌) آن‌جا را خرید و ساختمان را مرمت و دبیرستان شاپور تجریش را در آن تأسیس کرد

درسال 1350 ساختمان موجود در باغ به مرکز فرهنگی و هنری و نمایشگاهی تبدیل شد و پس از انقلاب نیز در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت‌.

    آدرس: خیابان ولی‌عصر، نرسیده به میدان تجریش‌، خیابان باغ فردوس

 

 

 


موضوعات مرتبط: باغ فردوس تهران

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 5:53 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
ارگ راین * راین *

این ارگ در جنوب غربی شهر کنونی راین و بر بالای قلعه ای با شکوه و عظمت خودنمایی می کند . این بنای خشتی با مساحتی بیش از 20 هزار متر مربع تا حدودی به ارگ تاریخی بم شبیه است . پلان قلعه تقریباً مربع شکل و با چندین برج در اطراف مزین شده است . دور تا دور قلعه را حصاری در برگرفته که ارتفاع آن اندکی بیش از 10 متر است . تنها ورودی قلعه از جبهه شرقی است که با سر در بزرگ و باشکوه به محوطه داخلی راه دارد . این قلعه بعد از ارگ بم دومین بنای خشتی استان کرمان محسوب می شود.

بعد از عبور از کوچه شرقی – غربی به چهار سوی کوچک هشت ضلعی می رسیم که انتهای راهروی آن به چهار ساختمان زیبا که احتمالاً محل حاکم نشین بوده ختم می شود . این خانه ها به وسیله حصار و با برج هایی در اطراف محصور شده است . چنین به نظر می رسد که خانه های یاد شده در زمان قاجار ساخته شده باشند زیرا پلان و نقشه آن ها شبیه بناهای این دوره است .

قلعه ، عناصری چون بازار ، اصطبل ( تابستانی و زمستانی ) زورخانه و محل عامه نشین دارد .از قدمت و زمان بنیان اولیه قلعه اطلاع دقیقی در دست نیست و تاکنون هیچ شواهد و مدارکی که قدمت آن را دقیقاً مشخص کند به دست نیامده است و تا زمانی که تحقیقات علمی و کاوش های باستان شناسی انجام نپذیرد نمی توان تاریخ دقیقی برای آن منظور کرد .

 

 


موضوعات مرتبط: ارگ راین

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 5:51 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
قلعه قم چقای

 

این قلعه در 45 کیلومتری بیجار و روی یکی از کوه های بلند منطقه قرار دارد . موقعیت جغرافیایی این قلعه به دو دلیل از هیبت و عظمت خاص برخوردار است ؛‌ نخست آن که از یک سو به دره ای مشرف است که در قدیم به دره شاهان شهرت داشت و تیعه های بلند وهولناک این کوه با پرتگاه های مخوف و بلند ، بالا رفتن از آن و رسیدن به دژ را بسیار دشوار میکند . از سوی دیگر ، از جنوب غربی ، جنوب شرقی و شرق نیز به پرتگاهی دیگر مشرف است . از این رو ، ایجاد استحکامات برای این قلعه لازم نبود . اما درسمت شمال که پشته از ارتفاع کم تری برخوردار است ، بقایای دیواری عریض و محکم از سننگ لاشه با ملات و برج های نیم استوانه موجود است . دروازه قلعه در این سمت قرار دارد . بقایای این حصار یاد آور دیوارهای تخت سلیمان و احتمالا به دوره ساسانی تعلق دارد .

در پای پشته سنگی ، حصارهای دیگری از قرون وسطی ، عمود بر بستر رودخانه کشیده شده است . استحکام قلعه ونشانه های ساختاری بنا از جمله پی های خانه هایی که مشهود است نیز این گمان را تقویت می کند که این قلعه ساسانی باشد . در سطح نیز سفال های دوره اسلامی ( قرن 6 و 7 ه.ق ) به چشم می خورد . خارج از قلعه در سمت شمال غربی ، روی پشته پست تر ، بقایایی از دیواره ها و تراس بندی ها دیده می شود . این پشته از طریق پلکانی که از سنگ کوه تراشیده شده با اراضی مرتفع شمالی مرتبط بود .

آب انباری که به ارتفاع 40/1 متر در کوه ساخته شده ، تونل با 42 پله راهرویی که آن را هم دردل کوه حفر کرده اند ، نشانه های دیگری از اهمیت ویژه این قلعه و آب انبار آن است .

سنگ های تراش خورده «قم چقای » دارای مشخصاتی نیست که بر مبنای آن بتوان زمان ساخت بنای قلعه را به دقت تعیین کرد ،‌با این حال به احتمال قوی می توان آن را متعلق به دوره های پیش از میلاد مسیح ، مثلا دوره مانایی و ماد دانست که تا دوره های ساسانی واسلامی نیز مورد استفاده بود . منبع های ذخیره آب که توسط تونل پله داری به پایین راه می یابد ، تا حدودی به آب انباری که در زندان سلیمان وجود دارد شبیه است و نشانه دیگری از قدمت قلعه تا دوره مانایی است .


موضوعات مرتبط: قلعه چقای

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 5:49 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
آرامگاه شاه چراغ

آرامگاه شاه چراغ با شکوه ترین و مهم ترین مرکز مذهبی شهرستان شیراز است که گنبد نیلوفری آن به سبک بسیار زیبایی کاشی کاری شده و از دوردست نمایان است. این آرامگاه در نزد شیرازی ها از اهمیت وقداست زیادی برخوردار است و سالانه زایران زیادی برای زیارت این بقعه، راهی شیراز می شوند. حضرت میرسید احمد فرزند امام موسی کاظم (ع) معروف به شاه چراغ برادر حضرت امام رضا (ع) در آغاز قرن سوم هجری به شیراز هجرت نموده و در همان جا وفات یافته است. در زمان اتابک سعد بن زنگی، امیر مقرب الدین مسعود بدرالدین وزیر این شهریار بقعه و گنبدی بر فراز قبر وی ساخت و اتابک نیز رواقی بر آن افزود و سپس تاشی خاتون مادر شاه اسحاق اینجو در سال های 745 تا 750 هجری تعمیرات اساسی در آن انجام داد و بقعه، بارگاه، مدرسه عالی و مدفنی برای خود در جنوب آن ساخت و 30 هزار جزو قرآن نفیس منحصر به فرد با خطوط ثلث طلایی و تذهیب عالی مورخ به سال های 745 و 746 هجری را بر آن وقف نمود. در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول به سال 912 متولی بقعه که نامش میرزا حبیب الله شریفی بود تعمیرات اساسی در این بنا انجام داد و در 997 هجری بر اثر زلزله نیمی از بنا منهدم شد و تعمیر مجدد یافت. در قرن سیزدهم هجری نیز این بنا چند بار خراب شد و مجددا تعمیر و مرمت گردید و فتحعلی شاه قاجار در سال 1243 هجری ضریحی بر آن وقف نمود. به علت شکاف های متعددی که گنبد داشت در سال 1337 شمسی آن را برچیدند و به جای آن با آهن و مصالح، بنایی مناسب و قابل دوام و با همان طرح و به هزینه مردم شیراز احداث نمودند.

Shah Cheragh has something magical


موضوعات مرتبط: آرامگاه شاه چراغ

تاريخ : شنبه 1385/09/25 | 5:46 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

TOURISM

Tourism some people believe that it is the biggest industry in the world . tourist travel to places away from home and stay there for a short time  - a week or two weeks

:Tourism has three main parts

First : visits friends or family

Second : the travel because they want business

Third : to have a holiday

Holiday is the most important kind of tourism

The tourist industry gives tourists everything that they want and need during their visits . hotels , restaurants , airports theaters and so many things

When tourits visits places in their own country , this is called domestic tourism

When they visits other countries , this is international tourism 

Tourism is important industry for many countries . and it is getting bigger all the time 

In 2005 year , 800 billion dollars came from international tourism .every year tourism grow up with 50 million travellers  from the past year

The most popular countries in 2005 were USA ( 85 million ) visitors , 2nd was FRANCE ( 75 million visitors ) and SPAIN with ( 50 million (visitors 

  

A SHORT HISTORY ABOUT TOURISM

Tourism probably in roman times. Rich roman wanted visit their friends and family who working another part of roman world

At the first travellers  roads builts in this time and some small hotels built next the roads 

In 17 century the idea of the( ground tour )started Rich young English people went to the another part of Europe for two or four years . for (example  rome , paris , Madrid , atten , etc ) 

In 18 century  , tourism began to change ( medical tourism ) . visitors  went to the mineral water places , because they believe these waters were very useful for health and large expensive hotels built in these places

In 19 century when first railways built , the travel became faster and easier . the people liked the beach , they traveled to the sea zones and good beaches . because cities became larger and noisier and dirtier 

After some times when steamships built , the travel became easier for long time , visitors could trip to the far distance

During the 20 century  there was more and more tourism . people starteded to have more money and more time – in 1905 workers in England hadn’t holidays – in 1950 , 66 percent of workers had two weeks holidays in a year . in 2000 the workers had 4 weeks holidays in a year

More people had cars , planes become larger and could many more people , so plane ticket became cheaper

In 1949 the package holidays started . the package holidays include of  hotels , planes , food , ticket and everything tourists need

 

  

HOTELS

When package holidays started in 1960 people needed hotels and cheap but clean – now tourists are looking for unusual hotels

The ice hotel is in ( jukkasjarvi ) Sweden

The walls and rooms and everything made of ice . when this hotel built in 1990 had 50 square meters but now it had 4000 square meters

The hotel fall down every year in << may >> and built it again in November because the weather become colder

This hotel made of 30000 tone of snow and 10000 tone or ice . the bar made of ice and glasses are too . this hotel has cinema , church but only 4000 of visitors stay one night every year

In USA in florida is a another unusual hotel . there is a small hotel under the sea . It is called ( JULES UNDER SEA LODGE ) . . It is near the Miami . This hotel has two bedroom and a bathroom . you can visit the fish through the windows ynder sea

The ( SALT PALACE ) in UYANI  made of salt . all furniture made of salt . A room costs for ine night is about 50 $ 

There are many other unusual hotel in world

 

  

ACTIVITY HOLIDAYS

Nowdays more and more of tourists prefer the activity holidays with sports and exciting things to do

For example skiing is very popular activity favourite for tourism . in Europe countries France , Switzerland , Italy , Austria are popular countries for skiing

The snowboarding is a sport started in 1970 . it is very favourable sports between young people

 

 

  

ADVENTURE TOURISM

Nowdays people want adventure trips . adventure tourism is a new program . some of companies takes tourists to the mountain for mountain biking and some of the takes people to the wild rivers for to travel down fast

Activity holidays is more expensive than the package holidays . most people in activity holiday are single or married without children 

 

  

ECO TOURISM

Eco tourism is a modern word . it means traveling to places to learn about different culture and enviroments . today eco tourism is becoming more and more popular

Whats eco tourists job

Their job is to help enviroments or to protect places animals or plants , those are in danger

They build walls  , clean beaches and do a lot of other jobs to help the enviroment

These are many conversation organization around the world that are trying to help animals in danger

Learning about life in other countries is another part of ecotourism

  

BACK PACKING

Often , students go traveling for a few weeks or month after they finish school . they stay in cheap hotels called youth hotels .20 years ago young people from European countries often went inter railing 

Today they also go traveling in more distant countries like Thailand,Australia and India . because tickets are cheaper and young people have got more mony than in the past

 

 

Tourist attractions

Tourists attraction are places that tourist want to visit because they are interesting . there are natural tourist attractions , like woderfull mountains , lakes and rivers

Then there are man made attractions . theme parks , castles and building of all kinds . tourists Atten and Rome to see the buildings from thousand years ago and visit the New York to see the modern buildings

People visit theme parks to enjoy the ( Roller Coaster ) and other exciting rides . the most poular theme park in the world is in Japan . it is Tokyo Disney Land and it gets about 17 million visitors every year

Some kinds of tourist attractions bring tourists to town or country for only a few days or weeks . Olympic games and football world cup are two example

   

 

SPACE TOURISM

See the future (( Space Tourism ))

 

 

Writer : MOHAMMAD REZA ABBASPOUR

 

 


موضوعات مرتبط: TOURISM

تاريخ : یکشنبه 1385/09/19 | 17:50 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
PERSIA HEART OF ASIA

تاريخ : چهارشنبه 1385/09/15 | 6:26 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

تخت جمشيد

 


در تخت جمشيد     

تالار خزانه
تالار خزانه       

در شرق موزه و درست در پايين دامنه كوه رحمت مجموعه بزرگي از تالارهايي وجود دارد كه بيشتر از ده هزار متر مربع را در بر مي گيرد٠ اين مجموعه داراي دو تالار اصلي بزرگ است كه سقف هاي آنها به ترتيب بر روي ١٠٠ ستون و ٩ ستون چوبي قرار داشته و به نظر مي رسد كه بناي خزانه بوده و شروع ساختمان آن در زمان داريوش صورت گرفته است ٠ لوح هاي سنگي و سفالي به زبانهاي اكدي و ايلامي كه در اين محل يافت شده كساني كه در ساخت تخت جمشيد سهيم بوده اند را چه به صورت نقدي و چه غير نقدي مشخص مي كند ٠ اين لوحها ثابت مي كنند كه اين شاهكار عظيم توسط كارگران آزاد و در مقابل اجرت ساخته شده است ، در حالي كه بناهاي يادبود هم عصر آن در كشورهاي ديگر توسط بردگان ساخته مي شد٠ به گفته پلو تارك ، اسكندر براي حمل گنجينه و خزانه تخت جمشيد به اكباتان به ده هزار قاطر و پنج هزار شتر نياز داشت٠از دو نقش مشابه موجود در رواقهاي شرقي و جنوبي خزانه ، آنكه سالمتر است در موزه تهران قرار دارد٠ اين نقش برجسته داريوش را بر تخت سلطنت نشان ميدهد در حالي كه خشيار شاه و تني چند از نجباي پارسي و چند ملازم در پشت سر او ايستاده اند ٠


نقش برجسته بار عام - كاخ خزانه
نقش برجسته بار عام - كاخ خزانه       

نجباي پارسي در مراسم اولين روز سال متعلق به قرن ٦-٥ ق٠م موزه تهران


نقش برجسته بار عام - كاخ خزانه
نقش برجسته بار عام - كاخ خزانه       

نجباي پارسي در مراسم اولين روز سال متعلق به قرن ٦-٥ ق٠م- موزه تهران


نقش برجسته بار عام - كاخ خزانه
نقش برجسته بار عام - كاخ خزانه       

نجباي پارسي در مراسم اولين روز سال متعلق به قرن ٦-٥ ق٠م- موزه تهران


بار عام داريوش - كاخ خزانه
بار عام داريوش - كاخ خزانه       

بار عام دادن داريوش در برابر دو آتشدان ، موزه تهران


بازسازي نگاره داريوش - كاخ خزانه
بازسازي نگاره داريوش - كاخ خزانه       

بازسازي كامل نگاره داريوش بر تخت


قسمتي از نقش برجسته خزانه- كاخ خزانه
قسمتي از نقش برجسته خزانه- كاخ خزانه       

بار عام داريوش در مراسم اولين روز نوروز


كاخ خزانه
كاخ خزانه       


جزئيات سنگ نگاره ها- كاخ خزانه
جزئيات سنگ نگاره ها- كاخ خزانه       

نقش برجسته خنجر يك صاحب منصب


جزئيات سنگ نگاره ها- كاخ خزانه
جزئيات سنگ نگاره ها- كاخ خزانه       

نقش برجسته خنجر يك صاحب منصب


تالار خزانه - كاخ خزانه
تالار خزانه - كاخ خزانه       


عمارت سه دروازه - تالار شورا
عمارت سه دروازه - تالار شورا       

اين كاخ كوچك كه در شمال كاخ هديش قراردارد ، داراي سه در ورودي است ٠ نقش برجسته هاي روي پلكان دو سر ورودي اصلي ،در سمت شمال نگهبانان مادي و پارسي و در قسمتهاي داخلي نقشهاي جالب ديگري از درباريان و نجباي مادر يرا در حال رفتن به ضيافت ، نشان ميدهند٠ در قسمت جنوبي كاخ پلكاني وجود داشته است كه امروز در موزه تهران است ٠ در سر در دروازه شرقي ، داريوش بر تخت سلطنت جلوس كرده و نمايندگان ٢٨ ملت تابعه تخت اورا حمل مي كنند٠ سر خشيارشا كه پشت سر داريوش قرار دارد هم سطح سر داريوش است٠ هر دوي اينها بالاتر از بقيه افراد قرار دارند٠ شاه و وليعهد هردو زير سايباني قرار گرفته اند كه به وسيله سمبل اهورامزدا مزين شده است٠ در اين نقش برجسته گلها شيرهاو گاوها حالتي زنده دارندو در دو رديف و در دو جهت مخالف به چشم مي خورند ٠ داريوش و خشيارشا هر دو سمبل حاصلخيزي يعني نخل را در دست دارند٠ مللي كه اريكه سلطنت را حمل مي كنند به آساني قابل بررسي اند٠ اين كاخ در مركز تخت جمشيد قرارداشت و به همين خاطر پادشاه مي توانست نجبا و اشراف زادگان را بدون جلب توجه در آنجا ملاقات كند٠تمام تصميمات عمده سياسي توسط عده قليلي در اينجا گرفته ميشد و پيكها و بازرسان شاه در اين كاخ به حضور پذيرفته مي شدند و فرماندهان پيروزنيز مورد لطف قرار مي گرفتند ٠ تصميمات سياسي مربوط به سال آتي نيز توسط عده اي منتخب در همين كاخ گرفته ميشد ٠ وليعهد نيز ميبايست در تمام اين مراسم شركت مي كرد تا در صورت مرگ پادشاه بتواند ضمن آگاهي از مسائل آنها رادنبال كند ٠ همراهي وليعهد با پادشاه تنها در يك مورد ديگر و آن هم در خزانه به تصوير كشيده شده است و آن صحنه اي است كه گزارش اقتصادي و مالي به عرض پادشاه ميرسد٠ وليعهد درهيچ صحنه ديگري حتي در نقشي مشابه نقش فوق كه در كاخ صدستون قرار دارد نشان داده نشده است٠ نجبا از طريق پلكاني از حياط آپادانا وارد اين كاخ ميشدند ، از يك سمت پارسيها و از سمت ديگر مادها و مثل هميشه در حال گپ زدن ، دست در دست و در حال بوئيدن گل ٠ مادها و پارسيها همواره هم قد و اندازه نقش شده اند و دليل آن دارا بودن ارزش يكسان اجتماعي آنان بود٠ دو پارسي مسئول تشريفات با حالتي خونسرد اماقاطع و سخت گير مشاهده ميشوندو در پشت سر آنان كاركنان آنها در پايين پلكان منتظر شروع مراسم هستند٠ كتيبه جلويي پلكان مجددا داريا نقش هميشگي نوروز يعني شيرو گاو است ٠ اين حقيقت كه كاخ ملاقات رسمي و كاخ خصوصي خشيارشا خسارت بسيار سنگيني از آتش ديده است، باعث شده تابسياري از صاحب نظران بر اين باورشوند كه به آتش كشيدن تخت جمشيد به انتقام تخريب آكروپليس در آتن توسط خشيارشا بوده است ٠ اقدامات تحقيقاتي يك تيم ايتاليايي باعث شناسائي يك كاخ مربوط به اردشيرسوم( كه بر روي كاخ ديگري مربوط به اردشير اول در گوشه جنوبي تخت جمشيد بنا شده بود) گرديد كه عملا به طور كامل توسط آتش تخريب شده بود٠


نگهبان مادي - عمارت سه دروازه
نگهبان مادي - عمارت سه دروازه        


نگهبان پارسي - عمارت سه دروازه
نگهبان پارسي - عمارت سه دروازه        


عمارت سه دروازه
عمارت سه دروازه        

منسب داران پارسي


عمارت سه دروازه - تالار شورا
عمارت سه دروازه - تالار شورا       


عمارت سه دروازه
عمارت سه دروازه        


سر ستون- عمارت سه دروازه
سر ستون- عمارت سه دروازه       

سر ستون با سرانسان - موزه ايران باستان تهران٠ متعلق به قرن٥ ق ٠م


پلكان كاخ سه دروازه - تالار شورا
پلكان كاخ سه دروازه - تالار شورا       

صاحب منصبان مادي متعلق به قرن ٥-٦ ق٠م


سر ستون- عمارت سه دروازه
سر ستون- عمارت سه دروازه       

سر ستون يا سرانسان - موزه ايران باستان تهران٠ متعلق به قرن٥ ق ٠م


نبرد شير - كاخ سه دروازه
نبرد شير - كاخ سه دروازه       

نبرد شيرسمبل ايران (سال يا فصل نو ) با گاو وحشي سمبل باران (سال يا فصل گذشته ) ٠ تريپلون ، قسمت شرقي پلكان اصلي


پله هاي كاخ سه دروازه
پله هاي كاخ سه دروازه       

يك منصب دار پارسي


سر ستون- عمارت سه دروازه
سر ستون- عمارت سه دروازه       

سر ستون يا سرانسان - موزه ايران باستان تهران٠ متعلق به قرن٥ ق ٠م


اهورامزدا- تالار شورا
اهورامزدا- تالار شورا       

اثر قرن ٥-٦ ق ٠م


جزئيات سنگ نگاره ها
جزئيات سنگ نگاره ها       

جزئيات سنگ نگاره هاي عمارت سه دروازه ، انتهاي غلاف خنجر


جزئيات سنگ نگاره ها
جزئيات سنگ نگاره ها       

جزئيات سنگ نگاره هاي عمارت سه دروازه ، انتهاي غلاف خنجر


تالار شورا
تالار شورا        

شاهنشاه و دو نفر از خدمه شاهي كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


آرامگاههاي هخامنشي
آرامگاههاي هخامنشي       

در دامنه كوه رحمت از سمت جنوب شرقي خزانه و بعد از گذشتن از ويرانه هاي اقامتگاه نگهبانان و يك چشمه ، چند آرامگاه در دل كوه كنده شده است كه فقط به تجربه مي توان اولي را به اردشير دوم (٤٠٥ تا ٣٦١ قبل از ميلاد)و آرامگاه ديگر ، در جنوب آن را به اردشير سوم (٣٦١ تا ٣٣٨ قبل از ميلاد) نسبت داد كه هر دو آرامگاه خالي هستند ٠ همانند آرامگاههاي نقش زستم اين شاهان نيز در مقابل محرابي در حال نيايشند ، اما در مقبره جنوبي نمايندگاني كه تخت پادشاه را بر دوش دارند، بر مبناي شان و منزلتشان در دو رديف پشت سر يكديگر قرار گرفته اند٠ در ادامه مسير به طرف جنوب ، آرامگاه سومي وجود دارد كه هرگز تكميل نشده واز بيرون صفه يعني از كنار ديوار جنوبي تخت جمشيد مي توان به آن دست يافت ٠ در وسط ديواره كتيبه مهم سه زبانه اي از داريوش كبير مشاهده ميشود٠ متن اين كتيبه ها منحصر به فردند ، به اين دليل كه سه زبان به كار رفته در آن يكسان نيست و هر يك حاوي اطلاعات بيشتري نسبت به ديگري است٠ اين نوشته ها در مجموع به اصل و نسب و فهرست متصرفات داريوش و اينكه او تخت جمشيد را در محلي غير مسكوني بنا نهاده است ، اشاره مي كنند ٠ در ادامه مسير و پس از گذشتن از حفاريهاي جديد در سمت جنوب غربي و گذر از نهر كوچكي نزديك صخره و در كنج صخره اي ناپيدا كه بين درختان پنهان است، آرامگاه نا تمامي وجود دارد كه به نظر مي رسد براي داريوش سوم (كودامانوس)آخرين پادشاه هخامنشين در نظر گرفته شده بود٠ در ميان كاخهاي حفاري شده در دشت پايين صفه كاخي وجود دارد كه شامل كتيبه اي از خشيارشااول و يك معبد است٠ در اين محوطه چند بناي ديگر با تاريخهاي گوناگون نيز به چشم مي خورد٠ آقاي تجويدي از سازمان باستان شناسي ايران به طور همزمان حفاريهاي مهمي را روي ديوارهاي مستحكم دامنه كوه در شرق صفه انجام داده است٠ طي اين حفاريها جزئيات بسياري از خشتهاي اوليه بنا و نيز نقش مهرهايي مربوط به اواخر حكومت هخامنشيان كشف شده است٠ بقاياي چندين كاخ مربوط به اوائل دوران هخامنشيان نيز در دشت نزديك تخت جمشيد كشف شده است٠ به علاوه قسمت مركزي كاخي در سمت شمال غربي صفه كه فراتادرا ناميده ميشود وابتدا توسط پرفسور هرتسفلد در سال به عنوان كاخي مربوط به دوران بعد از هخامنشيان شناسايي شده بود ،مجددا حفاري شده ٠ اين حفاريها ، كاخ ديگري مربوط به اوائل دروان هخامنشي رانيز آشكار ساخت كه خشتهاي كف اتاقها و ديوارهاي آن بعدها به آن اضافه شده بود٠ستوني مربوط به يك آتشكده احتمالي ، چندين پايه اصلي مربوط به بناو چند پايه ستون به همران چهارچوبهاي يك پنجره سنگي تنها بقاياي اين كاخ است٠ بر روي پنجره سنگي دو نقش بسيار آسيب ديده وجود دارد٠ يكي از آنها مردي رانشان ميدهد كه دستانش به طرف بالاست و شاخه بر سمي به دست دارد٠ نقش ديگر تصويرزني رانشان ميدهد٠ روبروي اين كاخ و بر دامنه كوه محلي براي دفن استخوانهاي حيوانات وجود دارد كه يك سر ستون ناتمام به شكل گاو هنوز در آنها به چشم ميخورد٠


آرامگاههاي هخامنشي
آرامگاههاي هخامنشي       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


سنگ نبشته ميخي
سنگ نبشته ميخي       

سنگ نبشته اي سه زبانه به خط ميخي ، كتاب ايران باستان


آرامگاههاي هخامنشي
آرامگاههاي هخامنشي       


آرامگاههاي هخامنشي
آرامگاههاي هخامنشي       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


آرامگاه اردشير سوم يا دوم
آرامگاه اردشير سوم يا دوم       

اين آرامگاه مربوط به قرن چهارم پيش از ميلاد مي باشد٠


آرامگاههاي هخامنشي
آرامگاههاي هخامنشي       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


آرامگاههاي هخامنشي
آرامگاههاي هخامنشي       


آرامگاههاي هخامنشي
آرامگاههاي هخامنشي       


آرامگاههاي هخامنشي
آرامگاههاي هخامنشي       


آرامگاه هخامنشي
آرامگاه هخامنشي       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


دروازه ملل - دروازه خشايار شا
دروازه ملل - دروازه خشايار شا       

روز نوروز بزرگان و نجباي پارس و ماد از پله وسيعي كه مقابل تخت جمشيد قرار گرفته است ، بالا مي رفتند و در مقابل دروازه بزرك خشايار از ميان مجسمه هايي كه نيمه پيكرشان انسان و نيمه ديگر حيوان است و به عنوان نگهبان در مدخل كاخ قرار داده شده اند ،عبور مي كردند٠ اين حيوانات افسانه اي و كم نظير كه شبيه حيوانهاي افسانه اي آشوري هستند بر خلاف اسلاف خود نه براي ايجاد ترس در دل اتباع پادشاه يا براي ارضا خاطر او بلكه تنها براي بزرگ داشت شاهنشاهي در اين مكان قرار داده شده اند:نجبا پس از عبور از دروازه بزرگ خشايار شا وارد حياط مقابل آپادانا ميشدند ،كه نظير آپاداناي شوش بود٠


سنگ نبشته هاي دروازه ملل
سنگ نبشته هاي دروازه ملل       


دروازه ملل - دروازه خشايار شا
دروازه ملل - دروازه خشايار شا       


دروازه ملل - دروازه خشايار شا
دروازه ملل - دروازه خشايار شا       

بازسازي دروازه ملل از كتاب تاريخ هنر باستان اثر جورج پروت و چارلز چينر


نماي كاخ آپادانا -دروازه ملل
نماي كاخ آپادانا -دروازه ملل       

نماي كاخ آپادانا از دروازه ملل


دروازه ملل - دروازه خشايار شا
دروازه ملل - دروازه خشايار شا       

پلكاني كه به طرف صفه تخت جمشيد ميرود٠


دروازه ملل - دروازه خشايار شا
دروازه ملل - دروازه خشايار شا       


دروازه ملل - دروازه خشايار شا
دروازه ملل - دروازه خشايار شا       


دروازه ملل
دروازه ملل       


گذرگاه لشگريان - دروازه ملل
گذرگاه لشگريان - دروازه ملل       


دروازه ملل - دروازه خشايار شا
دروازه ملل - دروازه خشايار شا       


دروازه ملل - دروازه خشايار شا
دروازه ملل - دروازه خشايار شا       


سنگ نبشته هاي دروازه ملل
سنگ نبشته هاي دروازه ملل       


سنگ نبشته هاي دروازه ملل
سنگ نبشته هاي دروازه ملل       


كاخ خشيارشا - كاخ هديش
كاخ خشيارشا - كاخ هديش       

در شرق كاخ نا تمام اردشير سوم و در بالاترين قسمت صفه ، سالن اصلي كاخ هديش قرار گرفته است ٠ اين كاخ همانند كاخهاي ديگر داراي سكوي مخصوص به خود است ٠ كاخ هديش كه به معني محل سكونت است،كاخ خصوصي خشيارشا بوده و از طريق پلكاني از حياط مي توان به آن داخل شد٠ تالار اصلي اين كاخ با ٣٦ ستون به وسيله حجره هاي كوچكي در شرق در شرق و غرب احاطه شده و داراي پنج درگاه است٠ كه بر روي آنها نقشهايي در حال ورود و يا خروج از كاخ نشان ميدهد، تصوير شده ٠ تمام ستونهاي كاخ از سنگ ساخته نشده بودند،بلكه تعدادي از آنها نيز با توجه به وجود تنه هاي بلندو قوي درختان از چوب بوده اند پس در اينصورت اين تنه ها بر روي پايه هاي سنگي قرار داشتند و آنها را گچ رنگي و يا لايه اي از طلا زينت مي كردند٠ ستونهاي چوبي ،ديوارهاي خشتي،تيرهاي سقف و پوشش كاهگلي آنها همگي بر اثر مرور زمان از بين رفته اند و تنها قسمت باقي مانده ، پايه ستونهاي سنگي آنها است٠در سمت جنوب كاخ هديش چند بناي ستوندار كوچكتربا خشت آجري وجود داشته كه آنها را ساختمانهاي ملكه دانسته اند، اما به احتمال زياد از آنها به عنوان انبارهاي خزانه استفاده ميشده است٠ دوتپه حفاري نشده يكي در شرق هديش و ديگري در شرق تجر وجود دارد٠


پلكان غربي - كاخ خشيارشا
پلكان غربي - كاخ خشيارشا       

پلكان غربي - خدمتگزاران ، متعلق به قرن٥ ق٠م


پلكان غربي - كاخ خشيارشا
پلكان غربي - كاخ خشيارشا       

پلكان غربي - خدمتگزاران ، متعلق به قرن٥ ق٠م


كاخ خشيار شا - كاخ هديش
كاخ خشيار شا - كاخ هديش       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


كاخ خشيار شا - كاخ هديش
كاخ خشيار شا - كاخ هديش       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


كاخ خشيار شا - كاخ هديش
كاخ خشيار شا - كاخ هديش       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


كاخ خشيار شا - كاخ هديش
كاخ خشيار شا - كاخ هديش       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


كاخ خشايار شاه
كاخ خشايار شاه       


كاخ خشايار شاه
كاخ خشايار شاه       


كاخ آپادانا
كاخ آپادانا       

نجباي مادي و پارسي در كنار دروازه ملل منتظر ميشدند ، تا شاه آنها را در تالار كاخ آپادانا به حضور بپذيرد٠ اين كاخ كه در مقابل كاخ داريوش بزرگ قرارداشت ،در ابتداي حكمراني خشيارشا بنيان نهاده شد٠دو لوح طلاو نقره مكشوفه در گوشه ديواره شمالي كاخ آپادانا كه در موزه تهران نگهداري ميشود، احداث آنرا به داريوش كبير نسبت ميدهد٠نجبا احتمالا با عبوراز نحوطه باز جلوي كاه از پلكانهاي دو طرفه ديواره شمالي و شرقي وارد كاخ مي شدند٠ ديواره پلكان شمالي به مانند ديواره پلكان شرقي با نقوش نجبا و صاحب منصبان و نمايندگان كشورهاي تحت سلطه تزيين شده بود٠


كاخ آپادانا
كاخ آپادانا       


كاخ آپادانا
كاخ آپادانا       


كاخ آپادانا
كاخ آپادانا       


كاخ آپادانا
كاخ آپادانا       


كاخ اپادانا
كاخ اپادانا       

از دروازه همه ملتها به حياط شمالي كاخ آپادانا يا اپدانه يعني كاخ بزرگ بار مي رفته اند كه ستونهاي باقيمانده و نقوش برجسته پلكانهاي زيبا و بي نظير آن هنوز شاهد عظمت و جلال كاخ مزبور است . كاخ آپادانا از دو جانب شمال و مشرق داراي پلكانهاي زيبايي است كه از حياطهاي آن دو سمت به درون ايوانهاي آن بالا مي رفته اند . نقوش روي ديوارهاي هر دو پلكان در سه رديف بريك جانب شامل صف افسران و سربازان و عرابه هاي اسبهاي شاهي بوده ، در جانب ديگر 23 مجلس تصاوير نمايندگان استانهاي مختلف كشور شاهنشاهي هخامنشي را در حال عرضه داشت هداياي خود و بار يافتن به حضور شاهنشاه ايران مي نمايد و يك نفر حاجب به پارسي يا مادي دست رئيس نمايندگان هر يك از استانهاي مختلف كشور را گرفته نزد شاهنشاه رهبريشان مي كند. بيست و سه مجلس تصاوير نمايندگان استانهاي مختلف كشور از نظر اهميت تاريخي و نماياندن وضع لباس و هيئت كلي ساكنين هر استان و درجه تمدن و صنعت آنان بهترين معرف اقوام و ملل تابع شاهنشاهي ايران در دوران هخامنشي محسوب مي گردد. بدين لحاظ تا حدي كه از روي قرائن موجود مي توان اظهار نمود به معرفي نقشهاي مزبور پرداخته مي شده ، چون نقشهاي ديواره هاي پلكان شرقي كاخ آپادانا بهتر و محفوظتر مانده است ، لذا از روي نقشهاي ديواره اخير توضيحات لازم ارائه شده است . از بيست و سه مجلس ياده شده ، هفت مجلس در رديف بالاو شش مجلس در رديف وسط و پنج مجلس در رديف پايين نموده شده ، پنج مجلس نيز بر روي انتهاي ديواره پلكاني بالاي نقش شير و گاو حجاري گرديده است . هفت مجلس رديف بالا به ترتيب نمايندگان ماد ، خوز ، پارت ، ملتي شبيه پارت يعني نمايندگان سغد يا باختر ، مصر ، زرنكا و خوارزم را نشان مي دهد . در شش مجلس رديف وسط نمايندگان ارمنستان ، بابل ، كيليكيه ، سيكان تيزخود، آشور و سيكان هرم ورك ديده ميشوند. پنج مجلس رديف پايين مشتمل بر تصاوير نمايندگان فينيقه ، كاپا دوكيه ، يوناينان سارد ، مردم هاروواتي و هنديان است ، پنج ملتي كه روي ديواره قسمت انتهايي پلكان بالاي نقش شير و گاو نموده شده است ، عبارت است از نمايندگان سكودرا ،عربستان ، درنگيان ، پونتي و سرزمين كوشا يا حبشه كنوني . تشخيص ملتهاي ياد شده با تطبيق نقشهاي دخمه ها و نبشته هاي هر كدان و قرائن و بررسيهاي مختلف صورت گرفته ، تا حدي كه ميسر بوده درباره آنها دقت شده است . در برخي موارد با كتابها و مراجع ديگر اختلاف دارد لوحهاي بزرگ نبشته هاي ميخي به زبانهاي پارسي باستاني و ايلامي و بابلي در انتهاي نقشهاي برجسته مزبور نظير نبشه هاي ديگر به نام خشايار شاه بوده ، ميرساند كه در زمان اين شهريار كاخ مزبور پايان يافته است . در قسمت وسط هر دو پلكان كه به طرف حياط پيش آمده است ، تصوير درشت هشت سرباز مادي و پارسيي را حجاري كرده اند . وضع كلي كاخ آپادانا به اين ترتيب است كه از هر كدام از پلكانهاي شمالي و شرقي به ايوان بزرگي به طول 70/60 متر و پهناي قريب به 15 متر بالا مي رفته اند . هر كدام از اين ايوانها داراي 12 ستون سنگي به بلندي 18 متر بوده ، از ايوان شمالي به وسيله دو آستانه و از ايوان شرقي به وسيله يك آستانه به درون تالار مركزي كاخ مي رفته اند. ضخامتديوار خشتي بين ايوانها و تالار 5/5 متر است و آثار آن ، سوراخهاي آبرو كه به وسيله آنها آب باران پشت بام وسيع از ميان ديوار به مجراهاي زيرزميني مي رفته است ، موجود و مشهود مي باشد . ايواني هم نظير دو ايوان مزبور به طرف مغرب داشته كه چشم انداز آن به جلگه پهناور مرو دشت بوده ، مانند ايوان شرقي به وسيله يك آستانه به تالار مركزي ارتباط مي يافته است . سر ستونهاي كاخ آپادانا را از سنگهاي يكي پارچه بزرگ به صورت دو نيم تنه شير يا گاو يا هيكلهاي حيوان با سر انسان حجاري كرده بودند و نمونه هايي از آنها هم كه به كار نرفته است در خاكبرداريهاي قسمت شمال صفه تخت جمشيد هويدا گشته است . هنگامي كه كاخ آپادانا به فرمان داريوش كبير ساخته مي شد در هر يك از چهار گوشه تالار مركزي آن در زير خشتهاي ديوار جعبه سنگي نهاده ، درون هر جعبه لوح چهار گوشي از زر و لوحي نظير آن از سيم به نان داريوش قرار داده اند . هر ضلع الواح مزبور 33 سانتي متر بوده ، مضمون آن داريوش و پدر و نياي او و سپاس از اهورا مزدا ذكر چهار گوشه كشور شاهنشاهي را در بر دارد .دو عدد از چهار جعبه مزبور با الواح آنها از ميان رفته ودو جعبه ديگر با الواح آنها در اواخر شهريور سال 1312 كشف گرديد كه يكي در موزه سلطنتي كاخ مرمر و ديگري در موزه ايران باستان نگهداري ميشود . هر ضلع تالار مركزي 70/60 متر بوده ، درون آن 6 رديف در 6 رديف جمعا 36 ستون هر كدان به ارتفاع 18 متر قرار داشته است٠


كاخ آپادانا
كاخ آپادانا       


لوح سنگ بنا- كاخ آپادانا
لوح سنگ بنا- كاخ آپادانا       

داريوش بارها در كتيبه هايش روي نماي جنوبي سكوي تخت جمشيد و روي لوحه هاي طلا و نقره اي كه در پي ريزي كاخ آپادانا قرار داده است و روي نماي آرامگاهش در نقش رستم از ملل فرمانبردار نام برده است و هر بار تصريح كرده كه آنها كشورهايي هستند كه بر شاهنشاهي منظم شده اند٠ در نقطه اي از پي ساختمان كاخ آپادانا به دستور داريوش دو جعبه سنگي قرار داده شده بود، كه اخيرا كشف شد٠ در هر كدام از اين جعبه ها دو لوحه يكي از نقره و يكي از طلا وجود داشت و چند سكه طلاو نقره نيز همراه لوحه ها بود٠ متن كنده شده روي اين لوحها به سه زبان فارسي باستان ، ايلامي و بابلي و ترجمه آن به قرار زير است:داريوش شاه شاه بزرگ ،شاه شاهان ، شاه كشورها ، پسر ويشتاسب هخامنشي ، داريوش شاه چنين مي گويد: اين است كشوري كه من دارم ،از كشورها سكاها در اين طرف ، سغد تا حبشه و از هند تا سارد٠ اين است آنچه كه اهورامزدا به من ارزاني داشته ، او كه بزرگترين خدايان است٠ اهورامزدا مراو خاندان مرا حمايت فرماياد٠


چشم انداز راه ميان تالار -كاخ آپادانا
چشم انداز راه ميان تالار -كاخ آپادانا       

چشم انداز راه ميان تالار صد ستون ، پلكان شرقي كاخ آپادانا روبروي عمارت سه دروازه


لوح سنگ بنا - كاخ آپادانا
لوح سنگ بنا - كاخ آپادانا       

لوح سنگ بناي احداث ساختمان كاخ آپادانا متعلق به قرن ٦ ق٠م


سر ستون - كاخ آپادانا
سر ستون - كاخ آپادانا       


سر ستون - كاخ آپادانا
سر ستون - كاخ آپادانا       


كاخ آپادانا - بازسازي
كاخ آپادانا - بازسازي       

بازسازي كاخ آپادانا ،چارلز چيبيز - تاريخ هنر باستان


ستونهاي كاخ آپادانا
ستونهاي كاخ آپادانا       


ستونهاي كاخ آپادانا
ستونهاي كاخ آپادانا       


تالار بار - كاخ آپادانا
تالار بار - كاخ آپادانا       


تالار صد ستون -تالار تخت
تالار صد ستون -تالار تخت       

پس از خروج داريوش و همراهانش از كاخ از طرف جنوب وارد تالار صد ستون مي شدند كه اين تالار را تالار تخت نيز مي نامند٠ روي ديوارهاي آن همان موضوع هايي نقش شده كه در دروازه شرقي ديده ميشود ولي در اينجا ديگر نقش داريوش ديده نمي شود و نوه اش اردشير اول جاي اورا گرفته است٠ اين پادشاه بيش از يك ربع قرن بعد از مرگ داريوش به پادشاهي رسيد وساختمان تالارصد ستون را كه از تمام تالارهاي تخت جمشيد مجلل تر بود و شاهنشاه در آنجا هداياي نمايندگان ملل را مي پذيرفت به اتمام رساند٠پيش از ورود شاه و همراهانش و پيش از اينكه روي تخت شاهي جلوس كند روساي نمايندگان و همراهانشان كه هداياي قيمتي را در دست داشتند به طرف تالار تخت روان مي شدند در اطراف آنها سربازان جاويدان حركت مي كردند و به اين طريق از پلكان بزرگ تخت جمشيد بالا مي رفتند و از دروازه بزرگ خشيار شا عبور مي كردند ٠ در كتيبه اي كه به دستور خشيار شا برنماي دروازه مزبور كنده شده آمده است كه اين دروازه ملل است ٠ سپس از در شرقي تالار مجاور دروازه كه به منزله هشتي بود گذشته وارد خيابان طويلي مي شدند كه در كنار ديوار شمالي حصار آپادانا قرار داشت ٠ در انتهاي خيابان دروازه ديگري بود كه ناتمام مانده بود٠ دعوت شدگان از مقابل آن دروازه نيز عبور كرده ، داخل حياط بزرگي مي شدند كه مقابل ايوان ستون دار شمالي تالار تخت بود٠ در آنجا سران لشگر در تالار ستون داري كه به پادگان پايتخت ضميمه شده بود گردآمده و مدعوين را به سوي شاهنشاه راهنمايي مي كردند٠ روساي نمايندگان ملتها يكي پس از ديگري وارد تالار تخت مي شدند و در پاي تخت شاهي هداياي خود را قرار مي دادند، در آنجا مدعوين مي توانستند لحظه اي نقشهاي برجسته عظيم درهاي شرقي و غربي تالار را تماشا كنند و از مفهوم نشانه ها آگاه شوند٠ شاه حيواني را از پاي در مي آورد و اين حيوان واقعي يا خيالي است ٠ در واقع مقصود بيان اين مطلب بود كه شاه مي توانست نيروهاي اهريمني را از پاي در آورد ٠ نمايندگان ملتها پس ازاتمام ماموريت خود از همان راهي كه آمده بودند مراجعت مي كردندو از دروازه بزرگ خشايار شا خارج ميشدند٠ نقشهاي برجسته دروازه شمالي تالار تخت قسمت آخر تشريفات نوروز را نشان داده است٠ در اينجا نيز شاه روي تخت جلوس كرده و در مقابل او دو آتشدان است كه بين او و رئيس تشريفات قرار گرفته و شاه براي پذيرائي و قبول هدايائي كه از ايالات آمده مهيا است٠ خدمتگزاران مگس پران وسلاح شاهي را همراه دارندو مانند سربازان نگهبان شاه در اطراف او قرار گرفته اند ٠ سربازان مزبور روي مجلس در پايين تخت نشان داده شده اند ٠ اشيا قيمتي كه به شاه هديه ميشود به خزانه شاهي ملحق خواهد شد٠ پيوستگي قسمتهاي مختلف تخت جمشيد ارزش واقعي بعضي از تزيينات آنرا براي ما روشن مي كند ٠ پيكر عظيم گاوها كه در دو طرف دروازه اصلي خشايارشا قرار گرفته اند ،طبق نقشه قرار بوده است در دو طرف دروازه نا تمام كه مقابل تالار تخت بود قرار داده شود ٠ همين پيكر گاو در طرفين ايوان ستوندار شمال تالارتخت نيز وجود داشته است٠ بنابراين دروازه بزرگ خشايار شا روي محور مربوط به تالار تخت قرار داشته ، نه روي محور مربوط به آپادانا ٠ اين مطلب را كتيبه خشايارشا و تزيين تالار تخت و باز شناختن تشريفات كه بناهاي مزبور را به هم مرتبط مي كند تاييد مي كند٠قسمت شمالي تخت از دو بخش مستقل تشكيل شده است ، قسمت اول شامل تالار تخت و دو دروازه بزرگ يعني دروازه خشايارشا و دروازه نا تمام است كه واردين را به طرف تالار تخت راهنمايي مي كند ٠ در آنجا نمايندگان ملتها اجتماع مي كردند٠ قسمت دوم محدود به آپادانا ميشود كه مربوط به روابط ميان پادشاه و بزرگان كشور ،خصوصا پارسي ها و مادها بوده است ٠در اينجا اين مطلب روشن ميشود كه چرا در شوش تالار تخت وجود نداشت، زيرا در آنجا تشريفاتي نظير تشريفات تخت جمشيد انجام نمي گرفت٠


تخت شاهنشاه- تالار صد ستون
تخت شاهنشاه- تالار صد ستون       

جزئيات نقوش بالاي تخت شاهنشاه


دروازه جنوبي- تالار صدستون
دروازه جنوبي- تالار صدستون       

نقش سايه بان تخت و بر فراز آن فروهر اهورا مزدا متعلق به قرن ٥ ه٠ق


دروازه جنوبي - تالار صد ستون
دروازه جنوبي - تالار صد ستون       

نقش برجسته اردشير اول بر اورنگ شاهي ، بالاي سر شاه متعلق به قرن ٥ ق٠م


تالار صد ستون
تالار صد ستون       


نيم تنه گاو- تالار صد ستون
نيم تنه گاو- تالار صد ستون       

اين اثر مربوط به يكي از سر ستونهاي تالارصد ستون مي باشد و متعلق به قرن ٥ ق٠م


حيوان افسانه اي - تالار صد ستون
حيوان افسانه اي - تالار صد ستون       

جزئيات نقش حيوان افسانه اي با دم شبيه به عقرب متعلق به قرن پنجم ق ٠م٠و اين اثر مربوط به تالار صد ستون تخت جمشيد مي باشد٠


دروازه شمالي -تالار صدستون
دروازه شمالي -تالار صدستون       

اين دروازه كه به بار شاهي معروف است يكي از چند دروازه ورودي تالار صد ستون مي باشد٠


تالار تخت - صدستون
تالار تخت - صدستون       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


تالار تخت - صدستون
تالار تخت - صدستون       

كتاب ايران باستان اثر اوژن فلاندن و پاسكال كوست


كاخ صد ستون
كاخ صد ستون       


كاخ صد ستون
كاخ صد ستون       


كاخ صد ستون
كاخ صد ستون       

كاخ بزرگ و مهم ديگر تخت جمشيد در مشرق صفه بين كاخ آپادانا و كوهستان واقع بوده ، به علت وجود صد ستون در تالار اصلي آن به نام صد ستون خوانده ميشود. نقشه اجمالي كاخ صد ستون بدين قرار بوده است كه ايواني به درازاي 56 متر و پهناي بيش از 5/16 متر داراي دو رديف ستون سنگي ، هر رديف 8 ستون در سمت جنوب، حياط وسيعي واقع بوده است . حياط مزبور در جانب شمال سر در نيم تمام داشته كه از آن به وسيله راهروي عريضي مستقيما به عمارت ورودي تخت جمشيد ارتباط مي يافته اند . در مشرق حياط و در پايين كوه نيز ايواني داراي 8 ستون و در پشت ايوان، تالار بزرگي داراي 4 رديف هر رديف 8 ستون قرار داشته است . در دو جانب ايوان بزرگ كاخ ، نقش برجسته گاوهاي بزرگ نظير آنچه در بالاي پلكان بزرگ ديده ميشود حجاري كرده بودند و تالار اصلي كاه در پشت ايوان بزرگ مزبور يعني جنوب آن قرار گرفته ، داراي 10 رديف در 10 ستون بوده است و به وسيله دو دروازه بلند و عريض سنگي به ايوان راه داشته است .بر روي بدنه هاي اين دودروازه نقش سربازان پارسي ومادي حجاري گرديه ، بالاي آنها نقش شاه بر اورنگ شاهي با نقشهاي صاحب منصبان نزديك به شاهنشاه به نظر ميرسد . افزون بر دو دروازه ياد شده ، هفت پنجره از تالار به ايوان شمالي باز ميشده است . هر ضلع تالار صد ستون 5/65 متر بوده ، دو دروازه بلند هم در سمت جنوب آن قرار دارد كه از آنها به اتاقهاي بازيك آن سمت مي رفته اند و بر روي بدنه آنها نيز تصوير شاه بر فراز اورنگ شاهي با گماشتگان مخصوص حجاري گرديده . زير تخت روي هر بدنه نقش چهار ده نفر كه هر كدام نماينده يكي از اقوام تابع شاهنشاهي هخامنشي بودند ملاحظه ميشود . در هر يك از دو ضلع شرقي و غربي تالار هم دو دروازه سنگي وجود دارد كه بر بدنه آنها پيكار شاه را با مظاهر گوناگون اهريمن نموده اند و اين دو دروازه وسيله ارتباط تالار با اتاقهاي باريك پشت تالار به شمار مي رفته است . در فضاي بين تالار صد ستون و كوهستان بناي خشتي وجود داشته است كه از بررسي نقشه آنها ميتوان چنين استنباط كرد كه محل اسبان خاص و عرابه هاي شاهي بوده و به وسيله راهروهاي مناسب با حياط وسيع كاخ صد ستون مربوط مي شده است


كاخ مركزي
كاخ مركزي       


كاخ مركزي
كاخ مركزي       


كاخ تجر
كاخ تجر       


كاخ تجر
كاخ تجر       

در مغرب كاخ مركزي تپه اي قرو ريخته اي كه از خرده سنگ انباشته است پديدار مي باشد و از قرائن چنين برمي آيد كه اين تپه مصنوعي محل معبد تخت جمشيد يا كاخ مرتفعي بوده است كه در اواخر دوره هخامنشي واحتمالا دوره ساساني وضع آن را به هم زده ،قطعات پلكانها و نقشهاي برجسته آن را در محلهاي ديگر به كار بسته باشند . كاخ آپادانا نسبت ه تپه مصنوعي مورد ذكردر جهت شمال قرار دارد . در مجاورت تپه مزبور نزديك كرانه نزديك كرانه غربي صفه تخت جمشيد ، آثار كاخ كوچك داريوش هويدا است كه بهترين و مستحكم ترين آثار سنگي موجود تخت جمشيد را نشان ميدهد . در كتيبه بالاي نقش داريوش نام اين كاخ تچر ذكر گرديده است كه به گفته هرتسفلد ، احتمالا معني قصر زمساني ميدهد . به علت صيقل قسمتهايي از سنگهاي آن كه انعكاس صورت در آنها ديده ميشود ،مردم آنرا تالار آيينه مي خوانند . از نوشته هاي ميخي اين كاخ معلوم ميگردد كه خشايار شاه كارهاي ناتمان آنرا پاياين بخشيده و اردشير سوم پلكان و مدخلي بر جانب غربي آن افزوده است . نوشته هاي متعدد به خط پهلوي كوفي و ثلث و نسخ و نستعليق كه يادگار شاهان و بزرگان و رهگذران مختلف است و بعضي از آنها اهميت تاريخي فراوان دارد بر سنگهاي مستحكم اين كاهخ نقر گرديده است و امتياز ديگر آن به شمار ميرود . حياط اين كاخ در جنوب آن واقع است و در جنوب حياط نقشهاي برجسته و كتيبه ها و آثار بناي مغشوش ديده ميشود كه مربوط به اردشير سوم بوده ، از محل ديگر به مكان فعلي انتقال يافته است و به احتمال زياد قبلا در ساختماني كه محل تپه مصنوعي سابق الذكر را اشغال مي كرده واقع بوده است.


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد
تخت جمشيد       


تخت جمشيد

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: تخت جمشید میراث هخامنشیان

تاريخ : چهارشنبه 1385/09/15 | 6:8 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

غار عليصدر

 

 

امكانات: ا

زمان بازديد: ا

 

آدرس: در عمق ارتفاعات ساري قيه در روستاي عليصدر

اين غار تنها غار تالابي ايران و ارز معدود غارهاي ابي جهان است كه در عمق ارتفاعات ساري قيه با ارتفاع 2100 متر از سطح دريا قرار گرفته است. احتمالا پيش از اينكه دريچه هاي اين غار ريزشي واقع شده باشد به عنوان پناهگاه مردم منطقه و تامين كننده آب مورد نياز آنها بوده است .ليكن نخستين بار كشف غار براي كاربري گردشگري توسط گروهي از كوهوردان همداني در سالهاي 42-41 اتفاق افتاد و در ادامه در سالهاي 46-45 به طور كاملتر مورد شناسايي واقع گرديد و به سرعت مورد استقبال محققان ، غار نوردن و گردشگران داخلي و خارجي قرار گرفت . ميزان آبي كه در بستر غار عليصدر جريان دارد از طريق ريزشهاي جوي كه به سطح ارتفاعات منطقه مي بارد تا شعاع حدود يك كيلومتر بر سطح آب ان تاثير مي گذارد . به دلايل فقدان نور طبيعي و وجود املاح فراوان در آب و خارج آن و نيز شرايط طبيعي ديگر،هيچگونه حيات جانوري در غار وجود ندارد . ميزان روشني و شفافيت آب به قدري بالاست كه با نور معمولي و چشم غير مسلح تا عمق حدود 10متري قابل رويت است.عمق آب در نقاط غار از چند سانتي متر تا 14 متر متفاوت است اين آب از نوع بي كربناته كلسيك سبك با phنزديك به خنثي است.هواي داخل نيزمرطوب و اشباع از بخار آب است . منظره داخل غار بسيار بديع و هواي آن سبك و حالت سكون مطلق داردبطوري كه دماي آن در تابستان و زمستان تقريبا يكسان است.بطور كلي اين غار عظيم از جذاب ترين نقاط گردشگري استان و كشور مي باشدكه مورد بازديد علاقمندان بسياري از داخل و خارج قرار مي گيرد٠


در غار عليصدر     

غار عليصدر
غار عليصدر       

غار عليصدر


غار عليصدر
غار عليصدر       

غار عليصدر


غار عليصدر
غار عليصدر       

غار عليصدر


غار عليصدر
غار عليصدر       

غار عليصدر


غار عليصدر
غار عليصدر       

غار عليصدر


غار عليصدر
غار عليصدر       

غار عليصدر


غار عليصدر
غار عليصدر       

مهمانسراي غار عليصدر


عار عليصدر
عار عليصدر       

غار عليصدر


عار عليصدر


موضوعات مرتبط: غار علیصدر

تاريخ : چهارشنبه 1385/09/15 | 6:1 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

فریاد کمک خواهی تاریخ را نمیشنویید؟

 

 

نقش رستم

جام جم: با وجود مخالفت بسياري از کارشناسان ميراث فرهنگي با عبور قطار از نزديکي نقش رستم ، اداره راه و ترابري ، ماشين آلات سنگين از قبيل غلتک ها را به منظور تسطيح منطقه راهي نقش رستم کرده است.
افشين يزداني ، باستان شناس و کارشناس بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد با اعلام اين خبر گفت : تاکنون اقدامات زيادي براي جلوگيري از ادامه فعاليت غلتک ها از قبيل توقيف آنها و حتي خوابيدن در مسير عبور غلتک ها صورت گرفته است اما آنها همچنان مصمم به فعاليت خودشان ادامه مي دهند. به گزارش ميراث خبر ، وي در ادامه گفت : ماشين هاي غلتک و زمين کوب اکنون براي احداث مسير عبور قطار در نزديکي نقش رستم ، اقدامات خود را آغاز کرده اند که اين عمليات نيز با لرزه هاي شديدي همراه است و روي نقش رستم تاثير مستقيم و منفي مي گذارد؛ اما اين زيان به اندازه اي نيست که هنگام عبور قطار از اين مسير، ايجاد مي شود. در صورتي که ، قطار از کنار نقش رستم عبور کند ، در مدت زمان کوتاهي اثر منحصر به فرد کعبه زرتشت به همراه بخشي از نقش برجسته هاي هخامنشي نقش رستم تخريب مي شود. چندي پيش ، مدير ميراث فرهنگي مرودشت همراه يگان پاسداران ميراث فرهنگي و با حکم دادستان قضايي مرودشت به توقيف ماشين آلات فعال اداره راه و ترابري در نزديکي نقش رستم اقدام کردند اما ديري نپاييد که در برابر نگاه متعجب يگان پاسداران ، از اداره راه و ترابري بدون توضيحي ، رفع توقيف شد. نوروزي ، رئيس يگان پاسداران ميراث فرهنگي تخت جمشيد در اين باره به ميراث خبر گفت : با عده اي از سربازان يگان پاسداران با حکم قضايي به محل فعاليت غلتک هاي اداره راه و ترابري که در چند متري نقش رستم در حال تسطيح زمين بودند ، رفتيم و با حکمي که داشتيم ماشين هاي سنگين را توقيف کرديم و مانع از ادامه کار شديم ، اما طولي نکشيد که طي يک روز ، 3 بار حکم دادستاني عوض و در آخر نيز از فعاليت اداره راه و ترابري رفع توقيف شد. براساس قانون ميراث فرهنگي در قوانين مجازات اسلامي هيچ پروژه عمراني حق ندارد بدون اجازه اين سازمان ، اقدام به ساخت و ساز يا فعاليت هاي عمراني در نزديکي محوطه هاي باستاني کند. اين در حالي است که اداره راه و ترابري با اطلاع از اين موضوع به عمليات اجرايي در نزديکي اين اثر منحصر به فرد هخامنشي اقدام کرده است.
در همين حال اميد غنمي ، مسوول دفتر حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور درباره عملکرد دادستان مرودشت نيز به همين خبرگزاري گفت : وقتي دادستان به منظور وقوع جرم حکم توقيف صادر مي کند، زماني مي توان حکم توقيف را باطل کرد که نبود جرم محرز شده باشد که درخصوص حکم دادستاني هنوز معلوم نيست چرا از عمليات اجرايي اداره راه و ترابري رفع توقيف شده است.
اين اقدام دادستاني مرودشت که بدون حضور کارشناسان و باستان شناسان ميراث فرهنگي و بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد صورت گرفته ، باعث شده کارشناسان بنياد نسبت به عملکرد دادستان ، شکايت کنند. همچنين سردار اميرعباس روحي ، رئيس کل يگان پاسداران ميراث فرهنگي کشور نيز در اين باره گفت : عملکرد دادستاني مرودشت ما را با ابهامات زيادي روبه رو کرده است و به همين دليل از طريق دفتر حقوقي سازمان ميراث فرهنگي از دادستان مرودشت شکايت مي کنيم.
رئيس يگان پاسداران ميراث فرهنگي استان فارس نيز گفت : عده اي از افراد يگان پاسداران ميراث فرهنگي را به فرمانداري مرودشت فرستاده ايم تا از اين طريق ، جلوي ادامه کار گرفته شود.

 

 



تاريخ : شنبه 1385/09/11 | 18:20 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
گروه تحقیقی شهر ری و خودم

گروه تحقیقی شهرری - چشمه علی (سفر ایرانی - حمید تیزپر )

دیواره چشمه علی

دیواره چشمه علی ( سفر ایرانی )

منطقه چشمه علی

سفر ایرانی در حال تصویر برداری از محوطه چشمه علی

چشمه علی

سفر ایرانی - حسین زاده . در حال بررسی حجاری چشمه علی

 


موضوعات مرتبط: تصویری از گروه مستند شهرری

تاريخ : چهارشنبه 1385/09/08 | 10:41 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

مقدمه

 در عبارات و تعاريف رسمي جغرافيايي مي خوانيم كه استان يزد با وسعتي حدود76156 كيلومتر مربع درمركزايران ودركناره كويرنمك ، بين29درجه و35دقيقه تا32درجه و22دقيقه عرض شمالي و 52درجه و49دقيقه تا65درجه و40دقيقه طول شرقي زمين قراردارد.

اين استان ازشمال وغرب به شهرهاي نايين واصفهان (استان اصفهان)،ازشمال شرق به استان خراسان ،ازشرق به زرند(استان كرمان) ، ازجنوب غربي به شهرستان آباده(استان فارس)وازسمت   جنوب شرقي به كرمان محدود مي شود.

شرايط دشوار و نه چندان مساعد دستيابي ونيز مركزيت وهمنشيني باكوير، باعث شده است كه اين شهرتامدت زمان درازي ، ازطوفان بحرانها وتاخت وتازفرهنگهاي بيگانه مصون بماند واصالت خويش راحفظ كند.

"يزدگويا نه درحمله اعراب لطمه اي ديده ونه درايلغار مغول.اين اولين مطلبي است كه درمورد يزد بايد بخاطرداشت.

درست است كه اين مصونيت از خرابيهاي گذشته را در پيشانيهاي شهر نميتوان ديد(چراكه خيابان بنديهاي جديدبلايي كمتر ازانچه مغول به بارآورده نيست)،اما در لفاف آداب و رسوم مردم مي توان،در اين كه زردشتي ومسلمان به راحتي با هم به سرمي برند،دراينكه دزد وگدا بسياركمتر دارد،.......(مي توان)                       

                 (جلال آل احمد ، يزد ، شهربادگيرها)"

ازجمله اين محفوظات مي توان به خودواژه "يزد" اشاره كرد كه ازدوران ايران باستان به يادگار     مانده است .

"يزد" ريشه در يسن، يشت و يا يزش- به معناي ستايش ونيايش درزبان فارسي ميانه دارد.

يزد از يزدان به مفهوم پاك ومقدس وبه معني ذات خداوند نيز مي تواند گرفته باشد.پس مي توان     يزد را شهرآفريننده خوبي ها و پاكي ها ، و شهرخدا دانست.آقاي حسن حجازي مي گويد كه در دوره ساسانيان به يزد ، يزدان يا يزتان اطلاق مي شده .

از اسامي ديگري كه به يزد نسبت داده شده و در سفرنامه ها ياتواريخ آمده مي توان به اين نامها اشاره كرد.

ايساتيس

شهرباستاني يزد، در دوره هخامنشي به ايساتيس مشهور بوده و مرحوم عبدالحسين آيتي ،محل آن را در دامنه بلندي هاي مهريز ذكر كرده اند.

درجغرافياي بطلميوس ،از محلي بنام "ايستيخاي" در بيابان "كارمانيا" (كرمان) ياد شده كه شايد همان "ايساتيس" باشد.(سيد عبدالعظيم پوريا- زندان اسكندر از نگاهي ديگر)

كثه

به معني زندان يا شهر كوچك مي باشد ومنسوب به زندان ذوالقرنين سكندر است. گفته اند هنگامي كه شماري از بزرگان ايران در ري عليه اسكندر مقدوني بر خاستند ،وي آنان را دستگيركرد وهمراه خود به فارس برد .چون به يزد رسيد، زندانيان را درچاهي ‌‌زندان (زنداني)كرد وآن محل را كثه ناميد؛ كه به يوناني زندان است .پس از اينكه اسكندر يزد را ترك گفت، نگهبانان به كمك زندانيان به آباداني وعمران يزد ،  همت گماشتند.

نخستين بار (استخري) ،در سده 4 ه.ق، از واژگان كثه و يزد با هم ياد كرده است . در سده هاي بعد ، تا سده 8 ه.ق، كثه تنها در آثار جغرافيايي آمده ودر آثار تاريخي همه جا از يزد نام برده اند .  در سده 9 ه.ق، پژو هشگران تاريخ محلي يزد ، از جمله جعفري در تاريخ يزد و كاتب در تاريخ جديد يزد نام كثه را با روايتهاي (زندان اسكندر) در آميخته اند وكثه را نخستين بناي يزد ،پنداشته اند ؛ كه به فرمان اسكندر مقدوني ساخته شده وآن را (زندان ذوالقرنين) خوانده اند .(ايرج افشارسيستاني-شناخت يزد-              انتشارات هيرمند - 1378)

يزدان گرد

دوران ساسانيان ،به فرمان يزد گرد اول (399-421م)در محل زندان ذوالقرنين (كثه)شهري بنا شد كه آن را (يزدان گرد) نام نهادند.(همان ماخذ)

 دارالعباده

"پس از بر آمدن اسلام و گرايش مردم يزد به دين ‌(مبين) اسلام، عنوان (دارالعباد) يا (دارالعباده ) به اين شهر داده شد؛ زيرا علاء الدوله كالنجار ،از ملكشاه سلجوقي تقاضاي حكومت يزد را كرده بود ،  تا درآنجا به عبادت بپردازد .

احمد كاتب ،تاريخ نگار يزدي سده 9 ه.ق ،در كتاب تاريخ جديد يزد، مي نويسد:

(...در سال 504 ه.ق،ملكشاه سلجوقي حكومت يزد را به علاء الدوله كالنجار واگذار كرد وآن را دارالعباده ناميد)(همان ماخذ)

از ديگراسامي دوران اسلامي يزد ،كه از معروفيت كمتري برخوردار هستند ،مي توان به :دارالمومنين و دارالشيعه اشاره كرد .

 شهر بادگيرها و نگين كوير

يزد به شهر بادگيرها (بواسطه وجود بادگيرهاي متعدد بر بام خانه ها وآب انبارها) ونيز نگين كوير هم سرشناس است .  

در حال حاضر استان يزد داراي ده شهرستان ، بيست و يك شهر ، بيست و يك بخش ،  پنجاه و يك دهستان و حدود پنج هزار روستا است كه تعداد 1323 روستاي آن داير و بقيه  به جهت مهاجرت متروك شده است.
ابركوه ـ اردكان ـ بافق ـ تفت ـ خاتم ـ صدوق ـ طبس ـ مهريز ـ ميبد ـ يزد



»» استان يزد در قسمت مرکزی فلات ايران قرار دارد که ما بين عرضهای 29 درجه و52 دقيقه تا 33 درجه و 27 دقيقه عرض شمالی و 52 درجه و 55 دقيقه تا 56 درجه و 37 دقيقه طول شرقی واقع شده است. همچنين دارای 10 شهرستان، 21 شهر، 19 بخش و 51 دهستان می باشد. استان يزد با استانهای اصفهان، فارس، خراسان و کرمان همجوار می باشد. از نظر پستی و بلندی دارای تنوع است. از حدود 850 متر از سطح دريای آزاد تا 4055 متر (شيرکوه) تغيير می کند. مقدار متوسط بارندگی سالانه بين 50 تا 100 ميليمتر می باشد. نوسان درجه حرارت در زمستان و تابستان و حتی در شب و روز بسيار زياد است. حداکثر حرارت 45 درجه سانتيگراد بالای صفر و حداقل 20 درجه سانتيگراد زير صفر متغير است. ميانگين روزانه دما برای تمام سال بين 9/11 تا 7/20 درجه سانتيگراد متغير است. محدوده استان يزد جزئی از فلات مرکزی ايران است که کويرهای ايران نيز عمدتا در اين فلات جای دارند. بخش بزرگی از مساحت محدوده استان را قسمتهايی از کويرهای مختلف پوشانده است. جمعيت استان معادل 750769 نفر می باشد.
 
»» منطقه يزد يکی از سرزمينهای باستانی و دارای ميراث درخشانی از فرهنگ و تمدن کهن و ادوار مختلف تاريخی با قدمت 3 هزار سال است. برخی از مورخين بنای اوليه شهر يزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنين نهاده است و به اعتقاد عده ای ديگر از تاريخ نويسان در دوره ساسانيان به فرمان يزدگرد اول ( 421-339 م ) در اين محل شهری بنام يزدان گرد بنا گرديده است. نام يزد از همين عنوان گرفته شده است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرين می باشد.
مورخين يونانی شهر کهن و باستانی را اياتيس خوانده اند که احتمالا بعد از ويرانی شهر کهن 'کته' پديد آمده است. پس از ظهور اسلام و گرايش مردم ايران به دين اسلام به يزد لقب ' دارالعباده ' داده شد.
يزد به معنای پاک و مقدس و يزد گرد به معنای داده خدايی است. شهر يزد نيز به معنای شهر خدا و سرزمين مقدس است.
يزد نگين کوير است و اولين بار نام آن در کنار اسم چينی تخمه يکی از همرزمان داريوش آورده شد.
اين ناحيه همواره در دوره هخامنشيان از راههای معتبر موسسه های راهداری، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده است. راهداری در يزد قديم چنان اهميتی داشت که خاندان آل مظفر از منصب راهداری ناحيه ميبد به پادشاهی رسيدند. در طی قرون متمادی آباديهای کوچک و بزرگ متعددی در اين سرزمين پديد آمده و از ميان رفته است. آنچه اينک سرافراز از ميان ريگهای روان احصار، مصون از رخدادهای مخرب تاريخی بر جا مانده يادگارهای گويا از سرنوشت تاريخی اين سرزمين و نشانگر فرهنگ و تمدن پربار است. گرجه قدمت آبادی نشينی و تمدن در اين سرزمين از هراره جلگه های يزد تکوين يافته است. منابع مکتوب پيدايش را به عهد پيشداديان نسبت داده اند.
 
»» شهرستان يزد با وسعت 2397 کيلومتر مربع بعنوان مرکز استان می باشد. اين شهرستان شامل دو بخش مرکزی و زارچ با شهرهای يزد، شاهديه، حميديا و دهستانهای فجر، فهرج، الله آباد و محمد آباد می باشد. جمعيت شهرستان يزد بالغ بر 480000 نفر است. 

»» مراكز تاريخي :
بافت تاريخي و محلات قديمي، مجموعه اميرچقماق ، مسجد جامع كبير، زندان اسكندر، مجموعه حمام و   بازار خان، خانه لاري ها، بقعه دوازده امام، باغ دولت آباد، موزه آئينه و روشنايي،  مجموعه تاريخي هشت، مسجد چهل محراب ،  مسجد يعقوبي، دخمه زرتشتيان، آب انبار شش بادگيري و...



»» يزد در سفرنامه ها:

يزد شهر بزرگی است که از لحاظ تجارت و رفت و آمد نقطه مهمی بشمار می رود يک نوع پارچه ابريشمی و طلايي در آنجا بافته می شود که موسوم است به پارجه ابريشمی و طلايي درآنجا بافته می شود که موسوم است به پارچه يزدی و به همه جای دنيا صادر می شود.

"سفرنامه مارکوپولو"

ازنشانه ها ی چشم گيريزد بادگير ها ، سردابه ها و زير زمين هاي آن است که ين هر سه با يکديگر هماهنگی دارد و وجود اينها نشان دهنده آن است که آب و هواي يزد از نقاط ديگر ايران گرمتر است

" کلنل سی ای مک گرگر"

مناره ها و باد گيرهاي شهر يزد از دور انسان را به ياد کتاب هزار و يک شب می اندازد

"سفرنامه سرپرسی سيکس"

احساسات مذهبی در شهر يزد خيلی جدی تر از اغلب شهرهاي يران است.

" فرد ريچاردز"

يزد گويا نه در حمله اعراب لطمه اي ديده است و نه در يلغار مغول. اين اولين مطلبی است که درمورد يزد به خاطر داشت درست است که اين مصونيت از خرابی هی گذشته را در پيشانی شهر نمی توان ديد (چرا که خيابان بنديهای جديد بلايي کمتر از آنچه مغول به بار آورده است نيست) اما در لفاف آداب و رسوم مردم می توان در اينكه زرتشتی و مسلمان براحتی با هم بسر می برند، در ينکه دزد و گدا بسيار کمتر دارد، در ينکه در کوچه وبازار کمتر فحش می شنويد و دعوا و در خيلی چيزهاي ديگر

"يزد شهر باد گيرها، جلال آل احمد"

وقتی به يزد سفر می کنی تنها درپهنه چغرافيا جابجا نشده اي که در عمق تاريخ ، به هزار توهی افسانه اي خزيده اي و تاريخ و افسانه در اين شهر کويری چندان بهم آميخته اند که باز شناختشان ناممکن است

يزد بافتی ديگر، مردمی ديگر و اساسا جنس ديگری دارد. صفا و محبت مردم يزد را در کمتر جيی می توان سراغ کرد.

" مجله سفر، فروغ پوريا وری "

شهر ما گنجينه هنر است ، هر ويرانه اش دفتری است پر از زيبايي که در برابر چشم شيفتگان هنر گشاده است.
در شهری که در جویهايش آب روان ، ريگ روان است مردم بزرگوار و پرتلاشی بودند که توانستند از سده های دوراين شهر را بعنوان يکی از مراکز بزرگ تمدن ايران نگه دارند و نظيرش هيچ جاي دنيا نيست.
در يزد نشانه هاي عالی اخلاقی و معماری و باستان شناسی با هم در آميخته اند و جزء فرهنگ جدايی ناپذيراين مردمند.
مسجد جامع کهن فهرج تنها مسجدی است که در جهان اسلام ، ساختمان آن از ابتدا تا به امروز تغيير نکرده است.

" دکتر محمد کريم پيرنيا"

 شهر بزرگ و تاريخی يزد نگينی است درخشان در قلب سرزمين پهناور ايران ودژی است استوار در کوير. نشانه پيروزی و سپيدی و پاکی و سر سبزی و آبادی بر اهريمن تيرگی و خشکی و ويرانی.

" دکتر علی سيدی "

يزد از نظر بنايی خشتی و گلی در دنيا بی نظير است

مجموعه امير چخماق

امير جلال الدين چخماق از سرداران و امرا شاهرخ تيموری و حاکم يزد با همکاری همسر خود فاطمه خاتون در جهت آبادانی يزد مجموعه ای شامل تکيه، ميدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه، آب سرد . از همه مهمتر مسجد امير چخماق را بنيان نهادند. سنگ نصب شده در کرباس مسجد به طرف ميدان و نثر وقفنامه بر آن به خط نسخ، شبکه های ظريف از کاشی های معرق دور خارجی گنبد محراب صفه اصلی با طاقنمای مقرتس کاری و اين مسجد را از نظر مرتبه زيبايی بعد از مسجد جامع قرار داده است. اين بنا مسجد جامع نو نيز ناميده شده است. اين مجموعه در قرن هشتم هجری قمری بنا نهاده شده است

مسجد جامع کبير

اين مسجد يکی از باارزشترين ميراث تاريخی هنری و گنجينه ای  معماری اسلامی است. بانی ساختمان اصلی مسجد را علاء الدوله گرشاسب آل بويه – قرن ششم هجری – می دانند ولی مسجد کنونی مربوط به آل مظفر و تيموريان قرن هشتم و نهم هجری است. از امتيازات هنری و معماری اين مسجد می توان قدرت و استواری کاشيکاريهای نفيس و جالب، سر در بلند، دو کتيبه نفيس يکی به خط کوفی و ديگری به خط ثلث بر روی کاشی لاجوردی معرق در کنار سر در باشکوه، دو مناره زيبا و تزئينات کاشی کاری شده ديوارهای داخلی شبستان و زير گنبد و خارج گنبد را نام برد. ارتفاع مناره های آن حدود 48 متر و ارتفاع سر در آن در حدود 24 متر می باشد

مسجد ريگ

اين مسجد که کاروانسرای مخروبه بوده است، توسط امير معين الدين اشرف بنا گرديد. منار گلی مزين به کاشی با خطوط و نقوش مهندسی، قفسه ای چوبی در بالای منار کتيبه خط ثلث بر کاشی معرق در سه طرف در، در کنده کاری دو لنگه ای کاشی های شش ضلعی فيروزه ای و آبی با حاشيه های سياه سفيد مرسوم قرن نهم هجری در بدنه محراب و طاقنمای محراب با گچکاری مقرنس از برجستگيهای مهم اين مسجد به شمار می رود

امامزاده جعفر

امامزاده جعفر از نوادگان امام صادق (ع) و مهمترين زيارتگاه مورد احترام مردم يزد، در محله قديمی مصلی عتيق واقع شده است. وی در زمان خلافت متوکل عباسی از مدينه به يزد مهاجرت کرد و به شاگردی در دکان آهنگری پرداخت. وی در سال 423 ه. ق. در گذشت و در محل فعلی دفن شد

مسجد ملا اسماعيل

اين مسجد بزرگ در جنوب ميدان خان قرار گرفته است و اثر همت والای آخوند ملا اسماعيل عقدائی در سال 1222 می باشد. اين مسجد مشتمل است به ايوان وسيع با دهنه 75/15 متر و شبستان با 32 ستون و گنبد های بسی عالی، نقش و نمای آجری درگاهها و گاهی تلفيق شده به کاشی و سنگ مکتوب در طرف چپ بالای سر در بزرگ ورودی با مطالبی با خط نستعليق و سنگ لوحه های مختلف.  

مسجد شاه طهماسب

اين مسجد در ميدان بعثت واقع بوده است. بانی بنای قديمی آن بيگم دختر شاه طهماسب صفوی است که به همسری نور الدين مير ميران از خاندان شاه نعمت الله در آمد، از بنای قديم آن چيزی باقی نمانده مگر دو سنگ مرمر يکی در محراب و ديگری بر ستون ميدان

مسجد فرط

مسجد کوچکی واقع در محله دار الشفا که گفته شده بعد از خروج ابو مسلم در خراسان و تسلط او بر يزد آنرا ساخت و امام رضا (ع) هنگام سفر از مدينه به خراسان در اين مسجد عبادت نموده است. بر اساس سنگ محراب آن زمان احداث آنها را هشتصد تا نهصد سال قبل تخمين می زنند

مسجد چهل محراب

اين بنا در قرن هفتم هجری توسط خواجه شمس الدين محمد بنا شده است. علت شهرت آن به چهل محراب آن است که در آن چهل محراب کاشی تعبيه شده بود. در حال حاضر فقط شش قطعه از کاشی باقی مانده است

بقعه سيد شمس الدين

اين در سال 767 هجری قمری بنا شده است. اين بنا دارای ايوان بلند، نقاشی و ترئينات گچ بری می باشد. ايوان بلند آن دارای کاشيکاری معرق و رنگارنگ است. در وسط سقف ايوان بلند ترنجی بزرگ و در گوشه های سقف گل و بوته های زيبايی نقش داده شده است. در داخل ايوان سنگ قبر مرمری، مربوط به بهاءالدين فراش موجود است که تاريخ 850 را نشان می دهد

بقعه سيد رکن الدين

اين بنا در سال 725 هجری قمری بنا نهاده شده است و محل دفن سيد رکن الدين محمد قاضی می باشد. اين بنا دارای گنبد، گچ بريهای خطوط اسليمی داخل ايوان بلند و مقرنسهای چهار گوشه بنا و مخراب بلند می باشد. در داخل بقعه آثار تزئينات آجرکاری و خطوط کوفی و نستعليق بر ديوارها و حتی در قسمت سقف که با آب رنگ نقاشی شده است به چشم می خورد

مسجد جامع فهرج

اين مسجد که در 30 کيلومتری شرق يزد قرار گرفته، از خشت و گل ساخته شده است. تاريخ بنای آن به صدر اسلام باز می گردد. اين مسجد در تاريخ معماری اسلامی – ايرانی از اهميت ويژه ای برخوردار است. ستونهای قطور و پوشش تاق آن از نوع پيز گهواره ای است و مناره مسجد که از گل ساخته شده است به دوره های بعدی مربوط می باشد.

بقعه دوازده امام

اين بقعه مشتمل بر دوازده گنبد منفرد در سال 429 هجری به دستور ابوسعيد و ابو يعقوب از امرای علاءالدوله فرامرز ساخته شد. در اين بقعه کتيبه ای به خط کوفی بالای سر در گاه نمای که در حاشيه ای از نقوش گل و بوته قرار دارد و سنگ قبر فخر الدين اسفنجردی از مشايخ بزرگ قرن هشتم به اندازه 92×60 که در محراب نصب شده است توجه بينندگان را به خود جلب می کند. 

بقعه شيخ احمد فهادان

اين بقعه مدفون شيخ احمد و برادرش از اهالی اسفنجرد است. اين دو از عرفای زمان خويش بودند که به يزد آمدند و در محله فهادان سکنی گزيدند. از بنای اصلی آن تنها گنبدی با بادگيرهای کاشی کاری مربع شکل و محراب کاشی کاری شده معرق باقی مانده است

 

»» صنايع دستی به بخشی از هنر و صنعت گفته می‌شود که با بهره‌برداری از مواد اوليه بومی و انجام کار اساسی به کمک دست و ابزارهای سنتی دستی انجام می‌پذيرد. منحصر به ساخت محصولاتی می‌شود که بيانگر ذوق هنری و خلاقيت فکری سازندگان آن می‌باشد. مهمترين صنايع دستی در استان يزد عبارتند از قالی، قاليچه، گليم، مخمل، زری، چادر شب، دستمال، مرس ريزه جيم، قناويز، اجرامی، شمد، ترمه، پرده، زيلو، روفروشی، کرباس، بقچه، لنگ، کيسه حمام، خورجين، پتو، سفال، سراميک، حصير، کاشی و گيوه. در ميان صنايع دستی قالی‌بافی، ترمه‌بافی، زيلوبافی، ساخت سفال سراميک و کاشی از اهميت ويژه‌ای برخوردار است. شيرينی‌پزی در يزد سابقه طولانی دارد. در يزد شيرينيهای سنتی مانند باقلوا، قطاب، لوز نارگيل، پشمک، نان برنجی، حاجی بادام تهيه می‌شود.

 

»» استان يزد از سرزمينهای قديمی و تاريخی است و در ميان ايالتهای قديمی و بزرگ پارس، اصفهان، کرمان و خراسان قرار داشته است. اين سرزمين از معابر و گذرگاههای مهم در ادوار تاريخی محسوب می شده است. اين استان از درگيريها و جنگهای سياسی تاريخ کشور ايران تا حدودی ايمنی داشته است. از طرفی صعب العبور بودن راهها به همراه محدوديت منابع آبی و غيره مانع عمده تسخير اين منطقه توسط بعضی از حکومتهای بزرگ و کوچک حاشيه و پيرامون اين منطقه در طول تاريخ بوده است. با توجه و گواهی گرفتن از منابع تاريخی آبادی نشينی در اين منطقه از قدمت طولانی برخوردار است. از مظاهر فرهنگ مادی و معنوی که مردم اين خطه از خود يه جای گذاشته اند و ميراث تاريخی آنها در دوره های قديمی به حساب آمده و نشانه هايی از مهر و آناهيتا ، ايساتيس و هخامنشی و زندان اسکندر و برج و بارو و کهن دژهای بزرگ و عظيم و پناهگاههای متعدد و موبدان و سران ساسانی و ابنيه و يادگارهای بعد از اسلام نظير مساجد و امامزاده ها و مزارها و ... نشانگر فرهنگ و تمدن مردم چه قبل و چه بعد از دوره اسلامی بوده است.

 

»» مردم يزد به زبان فارسی رايج با پاره ای ويژ گيهای گويشی سخن می گويند و بسياری از واژه ها و ترکيبات زيبای فارسی را در گويش خود حفظ کرده اند. در استان يزد برخی ويژگيهای گويشی ميان شهرستانها ی مختلف محسوس است. معتقدی به آيين زرتشتی در ميان خود هنوز به زبان تياک نشان سخن می گويد و بويژه مراسم مدهبی خود را با اين زبان انجام می دهند.

»» مراسم مذهبی

الف) جشن و سرورهای خصوصی و عمومی:

اکثريت قريب به اتفاق مردم استان يزد پيرو دين اسلام و شيعه دوازده امامی هستند به همين دليل مجموعه مراسم تحت تأثير رفتارها و کنشهای فرهنگی اسلامی و ملی صورت می‌گيرد. مراسم عروسی، اعياد ملی و مذهبی نظير عيد نوروز، عيد فطر، عيد غديرخم، عيد مبعث و سالروز تولد پيامر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) به ويژه نيمه شعبان (سالروز تولد دوازدهمين امام يعنی امام مهدی (عج) به طرزی باشکوه و مفصل برگزار می‌شود.
مراسم مروبط به جشنها و اعياد زرتشتيان نيز از جذابيت خاصی برخوردار است. مراسم عروسی و همسر گزينی طی مراحلی صورت می‌گيرد.
خواستگاری، وکيل‌‌پرسان، گواه‌گيران، عروس‌کشان و پاتختی از جمله اين مراحل است.
جشنهای ماهانه (برابر شدن نام روز با نام ماه مثلاً روز فروردين با ماه فروردين) - جشنهای فصلی موسوم به گاهنبارها، نوروز جمشيدی و مراسم پنج روز پايان سال، روز تولد آشو زرتشت پيامبر ايران و باستان (روز خرداد از ماه فروردين مصادف به ششم فروردين) و جشن سده يا جشن بزرگداشت آتش اهورا مزدا منصوب به هوشنگ پادشاه پيشدادی در روز دهم بهمن ماه از مهمترين مراسم شادی هستند که از سوی زرتشتيان باشکوه خاصی برگزار می‌شود.
مراسم عيد پسح يهوديان به مدت هشت روز به مناسبت نجات قوم بنی‌اسرائيل توسط حضرت موسی (ع) در کنيسه «هاداش» يزد از طرف اقليت بسيار کوچک يهودی برگزار می‌شود .

 ب) سوگ و عزاداريهای عمومی و خصوصی :

مراسم (نخل برداری) که از قديم‌الايام دز يزد موسوم بوده است جذابيت خاصی دارد.
نخل به عنوان تابوت سومين امام يعنی امام حسين (ع) شناخته می‌شود. نخل، چوب بستی عظيم به شکل برگ درخت است که شباهتی به برگ خرما ندارد. نخل با پارچه سياه سر تا پا سياه‌پوش می‌شود و صدها شمشير، قمه و خنجر برهنه با تزئينات خاصی مانند: آئينه‌ها، ميوه‌ها، پولکها، منگله‌ها، دستمال‌های ابريشمی رنگی بر دو طرف بدنه نخل بسته می‌شود. در دهه اول ماه محرم و يا در دهه آخر ماه صفر (دو ماه خاص عزاداری شيعيان) نخل توسط مردم عزادار مانند کشتی به حرکت درمی‌ايد و سه دور گرد ميدان محل نخل می‌چرخد و آنگاه آرام ـ آرام به درون آشيانه خود باز می‌گردد همراه با چنين مراسمی، روضه خوانی، سينه‌زنی و عزاداری انجام می‌شود.

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: یزد

تاريخ : چهارشنبه 1385/09/08 | 6:1 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

مهمان نوازي : مهمان نوازي و مهرباني با مهمانان از خصوصيات عام ايرانيان است ٠ احترام به افرادي كه از راه دور ميرسند و تهيه غذا و جا ومكان براي استراحت آنها از عناصر پايه اي فرهنگ ايراني است ٠ اغلب، صاحب خانه ايراني امكاناتي را كه براي خود و خانواده خويش نمي تواند فراهم سازد براي مهمان آماده ميسازد٠ معمولا بخش پذيرايي از مهمانها در تمام خانه هاي ايراني چه خانه هاي سنتي و حتي خانه هاي جديد از دكوراسيون وامكانات بهتري برخوردار است ٠تعارفات معمول : در محاورات ايرانيان تعارفات جايگاه خاص خويش را دارد ٠ بسياري از اين تعارفات هيچگاه جنبه عملي نمي يابد و ممكن است براي شما به عنوان مسافري كه با اين گونه تعارفات آشنا نيستند تعجب آور باشد ٠ معمولا همراهان در وقت خداحافظي در كنار درب منزل صاحب خانه با چندين بار تعرف جهت ورود به منزل مواجه ميشوند٠طبق عادت ايراني همراهان نيز با چندين بار تشكر از كنار اين تعارف خواهند گذشت ٠ اين تعارفات در مورد حساب كردن صورتحساب غذا ، هتل و يا حتي وسايل خريداري شده ممكن است بيان گردد٠تشكر و سپاس : معمولا ايرانيان در مقابل گرفتن خدمتي و يا انجام كاري ، تشكر و سپاس خود را با لغات متفاوت مانند : متشكرم ، ممنونم ، سپاسگزارم و دست شما درد نكند و در دفعات بيش از يكي دو بار عنوان مي كنند٠دريافت هديه : دادن هديه در ايران بسيار معمول است و معمولا با هر مناسبتي ، خريد خانه جديد ، تولد نوزاد ، ازدواج و٠٠٠ هدايايي ردو بدل ميشود٠ بسياري از خانواده هاي ايراني بخصوص در شهرستانها بلافاصله پس از دريافت هديه اقدام به باز نمودن هديه نمي كنند و بدون ديدن هديه تشكر خود را عنوان مي كنند و باز كردن آنرا به بعد از رفتن ميهمان موكول مي كنند٠چانه زدن : چانه زدن تقريبا در تمامي خريد و فروشهاي روزمره بحز در موارديكه قيمتها بصورت قطعي و با برچسب مشخص شده است و يا خريد از فروشگاههاي بزرگ در ايران انجام مي شود معمول است ٠ چانه زدن بخصوص در مورد خريدهايي مانند فرش و يا كالاهايي كه از قيمت بالايي برخوردارند بيشتر مورد توجه مشتري و فروشنده است٠


موضوعات مرتبط: راهنمای سفر به ایران-برخي از رسوم روزمره ايرانيان

تاريخ : چهارشنبه 1385/09/01 | 17:4 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |